مصاحبه ی پائولا مک کین نویسنده ی کتاب همسر پاریسی با ونسا دیفن باخ نویسنده ی زبان گلها

 زبان گل ها چیست؟

زبان ویکتوریایی گل ها  در سال ۱۸۱۹ توسط  شارلوت دلاتور نوشته و در پاریس چاپ شد. کتاب لیستی از گل ها و معانی آنها بود . لاتور سمبولها و نمادگرایی گل ها را از شعرها، افسانه های باستانی و حتی پزشکی جمع آوردی کرد. این کتاب باعث شناخته شدن علمی با عنوان فلوریوگرافی  بین سال های ۱۸۳۰ و ۱۸۸۰ شد و صدها کتاب لغت نامه مشابه در اروپا و آمریکا چاپ گردید.

در کتاب زبان گلها، ویکتوریا هنگامی که دختری کوچک بود از مادر رضایی اش، الیزابت، درباره ی این زبان  می آموزد. الیزابت به او می گوید که سالها قبل مردم ازطریق گل ها با هم ارتباط برقرار می کردند و اگر مردی دسته گلی به زنی جوان می داد، او به خانه می دوید و سعی می کرد راز پیغام را کشف کند. بنابراین مرد باید با دقت گل هایش را انتخاب می کرد.

گل ها ، یکی از راه های ارتباطی در عصر ویکتوریا بود، که در آن از گلهای مختلف برای ارسال پیامهای رمزی استفاده می شد. استفاده از این رمزها به افراد اجازهٔ بیان احساساتشان را می داد.

امروزه بیشتر معانی گلها فراموش شده، اما همه می دانند گل رز قرمز هنوز هم مفهوم عشق رمانتیک و پرشور را نشان می دهد. شقایق حاکی از ناپدید شدن امید و بنفشهٔ سه رنگ نشانگر اندیشه است.

این ایده که ویکتوریا نظر خود را از طریق گل ها ابراز کند از کجا آمد؟

من همیشه زبان گل را دوست داشتم. وقتی ۱۶ ساله بودم زبان گل های کیت گرینوی را در یک کتابفروشی کشف کردم. نمی توانستم باور کنم چنین راز جالبی داشته باشند. چگونه چنین چیزی بسیار زیبا و عاشقانه عملا می تواند ناشناخته باشد؟ زمانی که به فکر نوشتن کتابی افتادم، ویکتوریا و زبان گل ها به طور همزمان به ذهنم رسید. من از پیچیدگی زنی جوانی که مشکل برقراری ارتباط با دیگران دارد و از طریق زبانی فراموش شده که تقریبا هیچ کس آن را درک نمی کند، زندگی ها را دگرگون می کند دوست داشتم.

 

چرا ویکتوریا تصمیم به ایجاد فرهنگ لغت گل خود کرد، و آن چه نقشی در رمان داشت؟

از بسیاری جهات، ویکتوریا به طور کامل در حاشیه جامعه است. خیلی چیزها خارج از محدوده درکش است – چگونه کاری پیدا کند، چطور دوستی بیابد و حتی چگونه مکالمه ای نرمال داشته باشد نمی داند. اما با دنیای گل ها و معانی “غیر قابل مذاکره” اش ویکتوریا احساس امنیت، راحتی، حتی در خانه بودن می کند.

همه این تغییرات زمانی اتفاق می افتد که او می آموزد، بیش از یک تعریف برای رز زرد وجود دارد و پس از آن، از طریق تحقیقاتش، متوجه می شود بیش از یک تعریف برای تقریبا هر گلی وجود دارد. او احساس می کند درکش از جنبه ای از زندگی که باور داشت از بین رفت. در تلاش برای “تنظیم مجدد” دنیایش، ویکتوریا شروع به عکاسی و ایجاد فرهنگ لغت خودش می گیرد، مصمم که در الهام گرفتن از یک گل هرگز ناهماهنگی به وجود نیاید. او تصمیم می گیرد اطلاعاتش را با دیگران به اشتراک بگذارد – تصمیمی که با آن امکان عشق، اتصال، حرفه و اجتماع را به ارمغان می آورد.

من انگیزه ویکتوریا را به طور کامل درک می کنم، و به همین دلیل فرهنگ لغتی در آخر کتاب قرار گرفته است که الهام بخش خوانندگان در ارسال پیام از طریق گل باشد. لیست کامل، مختصر، مرتبط و سازگار از لحاظ معانی در ارتباطات مدرن .

 چطور زبان گل ها درک مان را از خانواده و مادری بهبود می بخشد؟

یکی از کتاب های مورد علاقه من نامه های راینر ماریا ریلکه به یک شاعر جوان است. در آن، ریلکه می نویسد:

” عشق آدمی به آدمی دیگر شاید برای هر یک از ما دشوار ترین ریاضت ها باشد. عشق بزرگترین جلوه ی ذات ماست و عملی نهایی ست که همه ی اعمال دیگر در تدارک آن است. بهمین سبب جوانان که در همه چیز تازه کارند شیوه ی عاشقی را نمی دانند و باید آن را بیاموزند. پس با تمام قوای خویش که در دل منزوی و پر اضطرابشان گرد آمده به آموختن عاشقی می پردازند.  برای یک انسان دوست داشتن انسانی  دیگر  شاید سخت ترین کار، وظیفه نهایی  و آزمون دلیل نهایی است.”

کاری که برای آن  تمام کارهای دیگر صرفا آماده سازی است. عشق ورزیدن دشوار است. مادر بودن سخت است.

مادربودن، دست تنها، با منابع مالی اندک و بدون حمایت عاطفی، بسیار دشوار است و تقریبا غیر ممکن. با این حال، جامعه انتظار دارد  قادر به انجام آن باشیم، و به عنوان مادر، ما هم همین انتظار را از خودمان داریم. استانداردهای ما برای مادری آنقدر زیاد است که بسیاری از ما برای هر کلمه تندی که  به فرزندان مان می گوییم و هر فکر منفی که وارد ذهن ما می شود پنهانی احساس گناه می کنیم. فشار آنقدر بالا است که بعضی از ما تقریباً هرگز درباره چالش های مان بلند صحبت نمی کنیم- به ویژه آنهایی که احساسی ترند-  از آنجا که انجام این کار ما را به عنوان یک شکست خورده  یا، حتی بدتر، خطری برای کودکانی که بیش  از هر چیزی در دنیا  دوست داریم  محسوب می کند.

با ویکتوریا و الیزابت، امیدوارم که به خواننده ها اجازه دهد پنجره ای به داخل ذهن مادرانی باز کند که همه  تلاش شان را برای فرزندان شان می کنند، اما فاقد پشتیبانی، منابع، و یا اعتماد به نفس برای موفقیت هستند.  برای بسیاری از مادرانی که خود قادر به بزرگ کردن فرزندان شان نیستند، موقعیتی دلخراش است. اعتقاد من این است که اگر به عنوان یک جامعه موقعیت های سخت مادری را تشخیص دهیم،  می توانیم از کودک آزاری و غفلت بسیاری جلوگیری کنیم

ویکتوریا شخصیتی پیچیده و به یاد ماندنی است. او دلش می خواهد به بسیاری در  جهان کمک کند، اما با دوست داشتن و بخشش ، به خصوص نسبت به خودش مشکل بسیار دارد. او عصبانی و ترسیده است و در عین حال بسیار امیدوار.

همه سعی دارند عشق بورزند و دوست داشتنی باشند و همه ی آنچه در توانشان است در این راه انجام می دهند.

 

 مفهوم شانس دوم برای بسیاری از شخصیتها نقش عمده ای در زبان گل بازی می کند؟

هیچ کس کامل نیست همه ی ما اشتباهاتی مرتکب می شویم آنچه مهمه کارهایی است که بعد انجام می دهیم.

 

زبان گل ها از آن داستان هاست که برای مدت زمان بسیار طولانی در یاد خوانندگان خود باقی می ماند.  می خواهید این کتاب چه تاثیر ماندنی ای را بگذارد؟

من باور دارم که مردم هنگامی که  بی عدالتی از وضعیت و امکان تغییر را می ببینند وارد عمل می شوند. زبان گل ها سعی دارد کتابی  صادقانه و درست باشد، اما به اندازه کافی امید بخش  تا الهام بخشی برای دیگران شود. امیدوارم با خواندن آن الهام بخش والدینی که به کمک نیاز دارند شود.

اگر قرار بود برای شناساندن خود از یک دسته گل استفاه می کردید، کدام گل ها  انتخاب می کردید و چرا؟

گل استکانی(محبت )، سوسن چشم سیاه (عدالت)، زالزالک (امید) ، لیاتریس (من باز هم  قدردانی  می کنم)، و خزه (عشق مادر). این گل ها نشان می دهد چگونه هستم؛ علاقه مند، مهربان، مادر، و سپاسگزارم – و همچنین چگونه می خواهم باشم – امیدوار، مصمم، و به طور مداوم برای عدالت کار کنم.

 

زبان گلها؛ ونسا دیفن باخ،فیروزه مهرزاد، نشر آموت

۴۰۰ صفحه ، ۲۵۰۰ تومان

گردبادی از احساسات، اسرار و زیبایی

 

احساس می کنم عادلانه است بهتان هشدار دهم شخصیت اصلی داستان زبان گلها ، ویکتوریا جونز، قرار است بارها قلبتان را بشکند.

همچنین قرار است دستش را بگیرید، بلندش کنید، تکانش دهید و سرش فریاد بکشید؛

“چرا به خودت اجازه شاد بودن نمی دهی؟”

اما برای ویکتوریا، پاسخ به این سوال ساده پیچیده است. او دوران کودکی خود را در خانه ی مادرهای رضایی بسیاری و خانه های گروهی بی شماری گذارند و تجربیاتش او را از هم پاشید. به طرز دردناکی از جامعه جدا شده و عمیقاً نسبت به همه بی اعتماد است. او تنها به گل ها و معانی شان علاقه مند است. او خودش همانند خاری است؛ دیواری از خار که در شرایط سخت به دور خود پیچید.

در اولین صفحه وقتی برای اولین بار با ویکتوریا روبرو می شویم، روز آزادی اش از سیستم پرورشگاه و تولد هجده سالگی اش است. “آزادی”، کلمه ای مضحک تر برای این لحظه وجود ندارد. برای ویکتوریا، مثل اغلب بازماندگان این سیستم، آزادی واقعا به معنی سقوط آزاد است. او جایی برای رفتن ندارد، بدون منابع، و بدون هیچ کسی که واقعاً بهش اهمیت دهد. در پایان در یک پارک عمومی، به باغی  از گل های سرقتی اش می رسد و همانجا می خوابد. تنها زمانی که گلفروشی، خاص بودن رفتار ویکتوریا را با گل ها می بیند، انگیزه ای برای زنده ماندنش می شود. اما زنده ماندن فقط آغاز ماجراست. سوال  مهم تر این است؛” ویکتوریا به خودش اجازه خواهد داد دوست داشته باشد و دوست داشته شود؟”

داستان به طرز ماهرانه ای بین بار سنگین از دوران کودکی ویکتوریا – زمانی که با الیزابت، مادر رضاعی ای که زبان گل ها را به او آموخت و همچنین باعث شد ویکتوریا طوری آسیب ببیند که نتواند یادآوری اش را تحمل کند- و ویرانه ی رابطه حاضرش با گرانت، فروشنده ی گل که با جبران ناشدنی ترین و تاریکترین راز گذشته اش در ارتباط است، می گذرد. در مرکز آن، زبان گل ها مراقبه ای برای رستگاری است، اینکه چگونه می شود حتی عمیق ترین آسیب ها به بخشیدن و بخشوده شدن منجر شود. ونسا دیفنباخ، با باز کردن دنیای درونی ویکتوریا، گوشه ای از تجربه پنهان ویکتوریا را به طرز شگفت آوری با بینش و شفقت نشان می دهد.

بنابراین شروع به خواندن کنید و یک جعبه دستمال کاغذی در نزدیکی خود نگه دارید. این کتاب زود از یادتان نمی رود.

 

راز گلها؛ونسا دیفن باخ، فیروزه مهرزاد، نشر اموت

۴۰۰ صفحه، ۲۵۰۰۰ تومان

تاثیر گذارترین گویش مهر و عطوفت را وصف کنید

رمانی زیبا که در آن شاخه ی کوچکی از رزماری بلندتر از کلمات صحبت می کند.

زبان گل، ماهرانه شیرینی عشق تازه کشف شده را با غم اشتباهات گذشته بهم بافته است.

با خواندن آن قطعا دسته گل بعدی تان را ماهرانه انتخاب خواهید کرد.

زبان گلها؛ ونسا دیفن باخ، فیروزه مهرزاد، نشر آموت

۴۰۰ صفحه، ۲۵۰۰۰ تومان

 

زبان گلها

زبان گلها منتشر شد.

زبان گلها؛ ونسا دیفن باخ، فیروزه مهرزاد، نشر اموت

چاپ اول، ۴۰۰ صفحه، ۲۵۰۰۰ تومان

 

داستان خارق العاده ای از بقا، عشق و ایستادگی.

آیا تا حالا در هنگام انتخاب گل به مفهومش اندیشیده ای؟ آیا تا به حال برای رساندن مفهوم عشق به شخصی گل رز قرمز داده ای؟  زمانی که کتاب راز گلها را می خواندم، این سول در ذهنم نقش بست.

ایده کتاب را دوست داشتم. پیغام ها از طریق گل ها انتقال داده می شود. کتاب رمان هم است، شخصیت ها همه تعریف شده اند. دیفنباخ با نثر معطرش، از همان صفحه های اول  خواننده را درگیر می کند.

پیچ امین الدوله به نشانه مهرورزی ، گل مینا برای صبر و رز قرمز به معنای عشق. گلها می توانند برای انتقال عبارات عاشقانه مورد استفاده قرار گیرند اما برای ویکتوریا جونز، در میان تنهایی و بی اعتمادی اش به همه، گل ها و معانی آنها تنها راه ارتباطی اش با دنیاست.

زبان گل ها مسحور کننده است. به زیبایی گذشته را در حال تنیده  و تصویر روشنی از زن جوان فراموش نشدنی ای  که با رمز و راز گل ها به دیگران کمک می کند و اگرچه خودش در تلاش برای غلبه بر مشکلات گذشته اش است، زندگی های دیگران را در جهت خوبی تغییر می دهد.

 

 

متاسفانه، بعضی از مردم کارهایی از روی بدجنسی انجام می دهند.

اگر دنبال چرایش می گردید،

به این معنی است که شما یکی از آن افراد مایه تاسف نیستید.