فروردین ۳۰, ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۳ ب.ظ ۲ دیدگاه

                                                                                                                                                             

ضرب المثلی قدیمی می گوید:” هر چیزی که با دیگران قسمت نشود از دست می رود.”

 هر احساس، بصیرت، استعداد… همه چیز از دست می رود، مگر اینکه آن را با دیگران در میان بگذارید!

خود واقعی تان را نزد خودتان نگه ندارید! بطری درون تان را باز کنید.

 تا زمانی که وقت است قلب، ذهن و روح تان را با دیگران در میان بگذارید.

اگر شما خوشبین ولی اطرافیانتان بدبین باشند و باروتان نکنند چه اتفاقی می افتد؟

فروردین ۲۸, ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۳ ق.ظ ۱ دیدگاه

                                                                                                                                                                               

 در کتاب سوپ : راهکارهایی برای بالا بردن کیفیت کار گروهی مادربزرگ،  نانسی را با جوی آشنا می کند.

او همان جوی کتاب اتوبوس انرژی است.  جوی می گوید:” روشی که من  می دانم خیلی ساده است. شما افراد را به اتوبوس تان دعوت می کنید.

خوش بینی تان را با  آنها در میان می گذارید. شما باورتان را انتقال می دهید. به آنها شانسی برای سوار شدن می دهید.

تشویق شان می کنید خوش بین باشند، ولی حقیقت این است که شما نمی توانید اتوبوس شخصی دیگر را برانید.

بعضی ها سوار اتوبوس تان نمی شوند، اشکالی ندارد. اگر آنها همراهی تان نکنند، شما مجبورید آنها را از اتوبوس تان پیاده کنید.

حقیقت این است وقتی میزان بدبینی بالا می رود، قدرت اجرا کم می شود.

شما باید خوش بینی را تشویق و در مقابل بدبینی ها هوشیار باشید، در غیر اینصورت تیم تان صدمه می بیند.

مدیریت، انتقال باور است

فروردین ۲۶, ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۹ ب.ظ ۲ دیدگاه

                                                                                                                                          

جان گوردون در کتاب سوپ: راهکارهایی برای بالا بردن کیفیت کار گروهی می نویسد:

 

مدیران عالی؛ باور، دیدگاه و اشتیاق شان را با دیگران در میان می گذراند و هم زمان به دیگران هم الهام می بخشند تا باور کنند.

مادربزرگ گفت:” اگر نتوانی خوش بینی ات را در سوپ بریزی بازتابش مشخص می شود.

تو باید آنچه را باور داری، مشخص کنی چون اگر باور نداشته باشی، افرادت هم باور نمی کنند.”

 مادر بزرگ ادامه داد:” یادت باشد شما در حال هم زدن ظرف غذا هستید و خوش بینی، باید از شما جریان یابد و به همین شکل می تواند در دیگران هم جاری شود. به جای نومیدی از وضعیت فعلی، تصمیم بگیرید درباره اینکه قصد دارید به کجا برسید، خوش بین باشید. وقتی افرادتان  درباره چالش ها حرف می زنند، شما درباره فرصت ها صحبت کنید. وقتی دیگران درباره علت عدم موفقیت شرکت صحبت می کنند شما دلایلی بیاورید که می توانند موفق شوند.”

آماده اید کمی از کتاب سوپ بیشتر لذت ببریم؟

فروردین ۲۵, ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۵ ب.ظ ۲ دیدگاه

قصد دارم  در چند پست بیشتر از کتاب سوپ: راهکارهایی  برای بالا بردن کیفیت کار گروهی بنویسم.

راز درست کردن یک سوپ عالی چیست؟

مادر بزرگ گفت:” اولین عامل خوش بینی است.  همیشه وقتی سوپم را درست می کنم، توقع دارم عالی شود. از صبح که به اینجا می رسم، انتظار دارم موقع نهار رستورانم  پر مشتری شود. اوایل وقتی رستوران را تازه باز کرده بودیم، مردم به من می گفتند شش ماه تا یک سال بعد تعطیلش می کنیم. به آنها گفتم، به هیچ وجه! ما قصد داریم هفته ی اول پر کاری  را داشته باشیم و همین طور هم شد. وقتی مشتری ها زیاد می شد، کارمندها نگران می شدند که سرعت عمل لازم را نداشته باشند، ولی به آنها گفتم هر چیزی را انتظار دارند، به دست می آورند. همه انتظار دارند رستوران سر وقت غذا بدهد و همین طور هم می شود. در هر تجارت موفقی  خوش بینی نکته مهمی است.”

پس با خوش بینی مدیریت کنید.   

فروردین ۲۴, ۱۳۹۳ - ۶:۳۸ ب.ظ ۱ دیدگاه

                                                            

فقط چون دلت برای کسی تنگ شده

به این معنی نیست که باید با او باشی.

به صورت جدی قصد خودتان را مشخص کنید.

فروردین ۲۴, ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۱ ب.ظ ۱ دیدگاه

بزرگ ترین هم پیمان ما در ایجاد تغییر، نیت است. نیت، داشتن آرزو یا  امیدواری نیست. آن تصمیمی است برای انجام دادن.

نیت به ما اجازه می دهد در گذشته خودمان زندانی نشویم و آینده بهتری را با افکارمان بسازیم.

مری جین رایان در کتاب امسال می خواهم… می نویسد: می توانید آگاهانه از یک نیت روزانه استفاده و بر آنچه می خواهید تاکید کنید.

هنگامی که صبح بیدار می شوید  صرفنظر از اینکه چه احساسی دارید در جستجوی احساس خوب تان باشید. به خودتان یاد آور شوید نیت امروزتان احساس خوب داشتن است.

همان طور که روز را سپری می کنید و انتخاب هایتان را انجام می دهید، از خودتان بپرسید آیا این مکالمه حس خوبی به من می دهد؟ آیا این پیاده روی حس خوبی به من می دهد؟ …

این یک روش قوی و ساده است که از نیت همانند ستاره قطبی استفاده کنیم. مثلاً کسی که آرامش بیشتری می خواهد می تواند با قدردانی از آرامشی که قبلاً تجربه کرده است، نیتش را آرامش در طی روز قرار داده و در نقطه انتخاب از خود بپرسد، چه عملکردی قبلاً سبب آرامشش شده است.

به نیتتان نزدیک شوید تا به شما در کسب موفقیت کمک کند. 

نا امید نشوید، سه مرحله یادگیری را درک کنید

فروردین ۲۳, ۱۳۹۳ - ۲:۱۳ ب.ظ ۲ دیدگاه

هر چه به فانوس دریایی نزدیک شوید، اطرافتان تاریک می شود.

ضرب المثل چینی

من قول دادم امسال از زندگی ام بیشتر لذت ببرم، اما این هفته، همه کارهایی که کردم تحت تاثیر تنش روحی و جسمی قرار گرفت. من آنقدر سریع رفت و آمد می کردم که هرگز حتی یک بار متوجه گل های باغچه نشدم یا برای ده دقیقه با آرامش نشستن را فراموش کرده ام.

این خود یک پیشرفت است. چرا؟

مری جین رایان در کتاب امسال می خواهم… می نویسد: یادگیری در سه مرحله رخ می دهد. اولین مرحله ” پس از حالا” نامیده می شود. منظور این است که پس از اینکه متوجه حقیقت شدید می خواهید به طریقی دیگر آن را انجام دهید.

 دومین مرحله “فاقد عمومیت” است. منظور این است که زمان وقوع آن، شما از آنچه قصد داشتید متفاوت انجام دهید آگاه هستید. مثلاً در هنگام مدیریت خشم تان، هنگامی که قصد فریاد کشیدن بر سر بچه هایتان را دارید با خود فکر می کنید دور شوید، دور شوید.

مرحله سوم: ” قبل از این” است. منظور این است که شما آن را بسیار خوب یاد گرفتید و قبل از اینکه چیزی رخ دهد بر آن عمل کردید.  این هنگامی است که کاملاً آنچه را که می خواهید انجام دهید، در یک فرایند منظم با موفقیت انجام می دهید.

اینجا راز کوچکی وجود دارد. شما مجبورید مراحل اول و دوم را متحمل شوید تا به مرحله سوم برسید. یادگیری حتی اگر پیشرفتی نکرده باشید احساس می شود، چون با نکته سنجی می توانید آگاه شوید  که چطور و چه زمانی  فرصت را از دست داده اید. و تا زمانی که این موضوع را درک کنید می توانید در مرحله یک یا دو بمانید.

این درک کردن تعیین کننده است. همین که بفهمید خسته شده اید، خود یک پیشرفت است.  

 

بعد از من تکرار کنید:

فروردین ۲۲, ۱۳۹۳ - ۴:۱۹ ب.ظ ۲ دیدگاه

                                                                                               

 اجازه نمی دهم رفتار بد شخصی شادی ام را خراب کند.

 اجازه نمی دهم رفتار بد شخصی مرا از رفتار خوبم باز نگه دارد.

 

شفا

فروردین ۲۲, ۱۳۹۳ - ۷:۴۵ ق.ظ ۲ دیدگاه

                                                                             

خاطره ای به قلبم  سر زد.

همانند روزهای قبل همان داستان را زیر لب گفت.

ولی امروز متفاوت است.

امروز با لبخندی رهایش می کنم.

 

چشم دل

فروردین ۲۱, ۱۳۹۳ - ۶:۵۹ ق.ظ ۲ دیدگاه

                                                                                                                            

می توانی چشم هایت را بر چیزهایی که خواهان دیدن شان نیستی ببندی

 ولی نمی توانی قلبت را بر چیزهایی که نمی خواهی احساس کنی ببندی.

با چشم دل ببین  چون قلب می تواند زیبایی و عشق را بیشتر از تصورمان درک کند.