هدف بزرگ زندگی‌تان

زندگی‌تان بزرگ است ولی نمی‌توانید آن را ببینید. اگر می‌توانستید هم باورتان نمی‌شد. آن سرنوشت شماست و شما را فرا می‌خواند. اگر باور نمی‌کنید آلبرت انیشتین را به یاد بیاورید. او تا چهار سالگی نمی‌توانست صحبت کند. والدینش تصور می‌کردند او از نظر ذهنی دچار مشکل است. یا بتهوون؛ معلم موسیقی او می‌گفت، به عنوان یک آهنگساز او ناامید کننده است.

افراد گوگل ابتدا سعی کردند برنامه‌شان را به چند میلیون دلار ناقابل به یاهو بفروشد ولی یاهو نپذیرفت. همهٔ ما داستان هلن کلر را می‌دانیم و یقیناً همهٔ ما داستان خودمان را داریم.

هر روز با چالش‌ها، ترس‌ها، موانع و منفی بافی‌هایی روبرو می‌شویم که به ما آسیب می‌رسانند. ما در جزئیات صورت حساب‌ها، فشار کاری، بزرگ کردن بچه‌ها، تعمیرات خانه گیر می‌افتیم و سعی داریم زندگی کنیم در حالی که از بالای تودهٔ کاغذهای روی میزمان حتی متوجه موفقیت‌های آینده‌مان نمی‌شویم.

هنگامی که صورتحساب‌های پرداختی شما بیشتر از پس اندازتان می‌شود یا زمانی که کارتان کساد است و مطمئن نیستید در قدم بعدی چه کاری باید انجام دهید یا هنگامی که آیندهٔ شما نامطمئن است و همهٔ احساستان ناامیدی است… این زمانی است که شما باید تشخیص دهید – که بخشی از یک برنامهٔ بزرگ‌تر هستید. بزرگی در وجود شماست. برنامه بزرگ زندگی برای شماست.

سرنوشت شما درون روحتان است، مثل دی ان ای که درون ژنتان قرار دارد. شاید نتوانید آن را ببینید ولی آنجاست – منتظر است تا شما به او اجازهٔ آشکار شدن دهید. اجازه ندهید در امواج خرد کننده گیر بیافتید. در عوض از آن امواج عبور کنید، سرتان را بالا نگه دارید و به افق نگاه کنید. اگر راهی برای عبور از امواج ندارید سوار آن شوید. از موج سوارهایی که در مسیر قوی‌تر شده‌اند، توازن بیشتری به دست آوردند و هر روز ماهر‌تر شده‌اند، بیاموزید.

یک اقیانوس آرام هرگز یک موج سوار ماهر پرورش نمی‌دهد و شخص بدون تلاش هرگز یک زندگی عالی و با معنی نمی‌سازد. بار دیگر که با شرایط سختی روبه رو شدید به یاد آورید که بیشتر از آنچه که روبرویتان است وجود دارد. یک چالش، یک درس، یک هدف، یک برنامه. امرسون می‌گوید: «یک انسان عاقل در طوفان به در‌گاه خدا دعا می‌کند نه به خاطر ایمنی در خطر بلکه رهایی از ترس.»

اجازه ندهید ترس در مسیر زندگیتان معنی پیدا کند. همانند گوردی در کتاب کوسه و ماهی قرمز با ایمان و خوش بینی شنا کنان به جلو بروید. انیشتین، بتهوون، هلن کلر به ما نشان دادند که هر چیزی ممکن است. آن‌ها افراد واقعی بودند که بر موانع ودودلی‌ها غلبه کردند و به بزرگیشان پی بردند. بدانید که برنامه‌ای برای شما در نظر گرفته شده و اجازه دهید ناممکن‌ها آشکار شوند. فقط اعتماد کنید و بدانید سرنوشت در زمان مناسب شما را ملاقات می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>