هدف

اخیراً در یک شوی تلویزیونی داستان افرادی را می شنیدم که می‌گفتند برای رسیدن به هدفشان کارشان را‌‌ رها کردند و مشغول به کار دیگری شدند. برنامه الهام بخش ام شد و من را به فکر فرو برد. به همه آنهایی که بی‌هدف به کارشان ادامه می‌دهند فکر می‌کردم.

در حقیقت در تحقیقی که اخیراً توسط یک موسسهٔ نظر سنجی انجام شده مشخص شد ۴۲ درصد افراد از انجام کارشان خسته و بیمار می‌شوند و تنها ۱۵ درصد از کارشان احساس رضایت و انرژی می‌کنند. من معتقدم که این اعداد تصور غلط و همیشگی از این موضوع هستند که برای رسیدن به یک هدف بزرگ‌تر باید کارمان را‌‌ رها و برویم مشکلات بزرگ‌تر دنیا را حل کنیم. به بی‌خانمان‌ها غذا دهیم؛ به آفریقا رویم یا در یک موسسه خیریه ثبت نام کنیم. اگرچه این‌ها اهداف شریفی هستند و مردمان بسیاری این کار را انجام می‌دهند ولی برای بسیاری از ما هدف بزرگ ترمان می‌تواند همین جا و حالا «در شغل‌هایی که داریم» پیدا شود. زمانی که آن هدف را پیدا و با آن زندگی کنیم، آن انگیزه نهایی برای یک زندگی پر معنی را فراهم می‌کند.

به هر حال می‌توانیم، زندگی روزانه‌مان را بگذرانیم ولی با داشتن یک هدف بزرگ‌تر در زندگی و کار است که خوشحال‌تر و پر انرژی‌تر می‌شویم.

شاید نتوانید کتابخانه بسازید ولی می‌توانید هدف بزرگ تری مثل خواندن کتاب بیشتر برای بچه‌هایتان را انتخاب کنید. شاید نتوانید به بی خانمان‌ها غذا دهید ولی می‌توانید همکاران، مشتری‌ها و خانواده‌تان را به یک لبخند مهمان سازید. شاید نتوانید در سازمان های خیریه شرکت کنید ولی می‌توانید در محل کار یا خانه‌تان با «عشق در رفتارتان» شوق و ذوق به وجود آورید. شما می‌توانید هر روز تفاوتی ایجاد کنید و در زندگی کسانی که ملاقات می‌کنید تاثیر خوبی بگذارید. شاید این افراد از گرسنگی به خاطر کمبود غذا رنج نمی‌برند ولی شما می‌توانید با نوع متفاوتی از تغذیه که روحشان را سیراب می‌کند و در طی عمل به خودتان نیز جان تازه‌ای می‌دهد اقدام کنید.

در کتاب اتوبوس انرژی داستان نظافتچی‌ای آورده شده که در ناسا با لیندون جانسون «سی و ششمین رئیس جمهور آمریکا» ملاقات می‌کند. او می‌گوید من تنها یک خدمتکار نیستم بلکه کمک می‌کنم مردی قدم به کرهٔ ماه بگذارد.

من راننده‌ای را می‌شناسم که می‌داند هدفش کمک به دور ماندن بچه‌ها از مواد مخدر است. من معاون مدیری را ملاقات کرده‌ام که هدفش این است که مدیر انرژی اداره‌اش شود. من صاحب مغازه‌ای را می‌شناسم که اجناس مشتریانش را در کیسه‌هایی با نوشته‌ای مثبت و الهام بخش می‌گذارد.

آن‌ها افرادی معمولی با هدف‌های خارق العاده هستند.

در هر شغلی هدف ما منتظر ماست که پیدایش کنیم و با آن هدف در زندگی پیش برویم. فقط شغل مهم نیست بلکه انرژی و هدف همراه  با آن  موضوع بسیار مهم تری است. نمی‌توانم بگویم هدفتان چه باید باشد ولی می‌توانم به شما بگویم همهٔ ما می‌توانیم در شغلی که داریم هدف بزرگ تری را پیدا کنیم. می‌توانم به شما بگویم که در این کرهٔ خاکی می‌شود هر روز اشتیاق و خارق العاده بودن را در زندگی پیدا کنیم. می‌خواهم به شما بگویم هر شغلی، فرقی نمی‌کند چه قدر خسته کننده یا عالی، اگر ما اجازه دهیم برایمان عادی می‌شود. داشتن هدف است که آن را تازه و شاداب نگه می دارد. هنگامی که هدف داشته باشیم هرگز بنزینمان تمام نمی‌شود.

منتظر نمانید که به آفریقا سفر کنید تا زندگی ای با هدفی والاتر را شروع کنید. تا آخر هفته صبر نکنید تا فقیری را سیر کنید. همین امروز خودتان را با هدفی سیراب کنید و در طول مسیر به دیگران نیز قوت قلب دهید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *