رویاهایی با ضرب العجل

یکی از حقایق علمی که در کتاب امسال می‌خواهم… مری جین رایان ذکر می‌شود توضیح این موضوع است که چرا ایجاد هدف‌هایی به صورت خاص، قابل سنجش، قابل اجرا، مناسب و با محدودیت زمانی مهم است. او از برنامه ۱۲ قدم برای این کار استفاده می‌کند که بر اعتدال و تمرکز هر روز تنها بر یک موضوع، اصرار دارد. مغز انسان دارای بخشی احساسی است که به غریزه، خوردن، جنگیدن و رفتار جنسی مربوط می‌شود. مغز احساسی چندان باهوش نیست. قسمت نئوکورتکس مغز؛ مغز متفکراست که انسان را از حیوان متمایز می‌کند، قسمتی از مغز ماست که توانایی تجزیه ، تحلیل و استدلال دارد.

برای حفظ یک تصمیم چه کاری  باید انجام دهیم؟

مغز متفکر جایی است که با آن تصمیم به انجام کاری متفاوت می‌گیریم اما مغز احساسی ما با تکیه بر آنچه هست، نحوه ارائه آن و انجام کار در گذشته نمی‌تواند با ما همکاری کند. به هر حال اگر ما هدف‌هایمان را‌‌ همان طور که مری جین رایان می‌گوید به صورت خاص، قابل سنجش، قابل اجرا، مناسب و با محدودیت زمانی تعیین کنیم به مغزمان که ما را در انجام تغییر تنها گذاشته است کلک می‌زنیم. تنها یک قدم کوچک در زمان.

برای رسیدن به موفقیت آسانسور نامناسب است. از پله استفاده کنید. پله پله پشت سر هم. اگر بگوییم: «قصد دارم در دو هفته آینده ده بار در هفته ورزش کنم» یا «قصد دارم در ماه آینده سه ساعت در هفته ورزش کنم» مغزمان آن را تهدیدی برای ما تشخیص نمی‌دهد و بنابراین زنگ خطر را به صدا در نمی‌آورد. این کار ما را قادر می‌سازد تصمیماتمان را به اجرا بگذاریم. زمانی که تمرینات آن ماه را تمام کردیم می‌توانیم هدف دیگری برای ماه بعد تعیین کنیم و همین طور تا بعد.

هدف‌ها رویاهایی‌اند که برای آنها ضرب العجل تعیین شده است.

One thought on “رویاهایی با ضرب العجل

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.