۲۰ اصلی که در مدرسه نیاموخته‌ایم- قسمت اول

فرقی ندارد چه کاره‌اید، مهم نیست چند سال دارید، صرفنظر از اینکه در کجا بزرگ شده‌اید، همهٔ ما در موضوعی مشترک هستیم- اشتیاقمان به موفقیت.

موفقیت واقعی با شما تعریف می‌شود، با شخص شما و هدف‌هایتان. معنی موفقیت برای هر کسی متفاوت از دیگری است. موفقیت برای بعضی ماشین آخرین مدل و خانه‌های ویلایی است و برای تعدادی همسر، والدین و دوست خوب بودن. برای بعضی به سادگی شاد بودن است. یا می‌تواند همهٔ موارد بالا باشد.
من معتقدم، شادی و خوشبختی- هر چیزی که در زندگیتان می‌خواهید- با احساسات و عقاید محکم، تعهد، و پافشاری شروع می‌شود. بدون آن‌ها شما نمی‌توانید تاب بیاورید و بر مشکلاتی که در مسیرتان قرار می‌گیرد غلبه کنید. چون از طریق این آزمون هاست که خودتان و هدفتان را کشف می‌کنید.

در سفر زندگی‌ام با موانع و اشتباهات زیادی روبرو شده‌ام. هدیه آن موانع و اشتباهات این اصول است که به عنوان راهنما یا شاید باید بگویم روش من برای زندگی – از آن‌ها استفاده می‌کنم تا خودم را قدرتمند‌تر احساس کنم.

۱. در زندگی تنها موردی که کنترلش کاملاً در دست‌های شماست، دیدگاهتان است. فرقی ندارد چه اتفاقی بیافتد، شما آن اتفاق را معنی و آنچه در آن شرایط انجام می‌دهید را کنترل می‌کنید. برای به دست آوردن دیدگاهی بهتر نسبت به مسائل زندگی می‌توانید کتاب راهنما: دیدگاهی نو برای تحول در زندگی اندی اندروز را مطالعه کنید.

۲. از پشیمانی بیشتر از شکست بترسید.

۳. شکست قسمتی از سفر موفقیت است. حتی یک داستان موفقیت پیدا نخواهید کرد که شکستی را تجربه نکرده باشد. دلیل اینکه شما آن را به عنوان داستانی از موفقیت شنیده‌اید این است که آن افراد شکست را به عنوان ابزاری برای رسیدن به موفقیت دانسته‌اند.

۴. موضوع این نیست که برای زندگی چه می‌خواهید انجام دهید، موضوع این است که می‌خواهید چه کسی باشید. هدفتان چیست؟ من باور دارم این سوال بزرگسالان «بزرگ شدی می‌خواهی چه کاره شوی؟» اشتباه است. باید پرسیده شود «می‌خواهی چه کسی باشی؟»؛ «در این دنیا می‌خواهی چه رد پایی باقی بگذاری؟» جوابتان نشان دهندهٔ آن است که چه کاری باید انجام دهید.

۵. متمرکز ماندن. همانطور که جان گوردون در کتاب قواعد بازی در زندگی می‌گوید موفقیت دربارهٔ اصول مقدماتی است. این اصول کوچک عادی و خسته کننده‌اند. عملکرد باثبات، تعهد و متمرکز در کارهای روزانه؛ شاهکارهای خارق العاده‌ای خلق می‌کنند.

۶. مدیرت درست، از انرژی خوب نشات می‌گیرد.

۷. تا زمانی که درستان را یاد نگیرید، زندگی بار‌ها و بار‌ها‌‌ همان مشکلات و چالش‌ها را پیش روی شما قرار می‌دهد.

۸. تا زمانی که از مشکلات درونیتان عبور نکردید، دنیای بیرونیتان تغییری نمی‌کند. ما زمان زیادی را با تمرکز بر موانع بیرونی اطرافمان می‌گذرانیم و اجازه می‌دهیم آن‌ها بهانه‌های ما باشند. ولی هر چه بیشتر از مشکلات درونیمان آگاه باشیم و آن‌ها را حل کنیم، مشکلات بیرونیمان شروع به ناپدید شدن خواهند کرد.

۹. موفق‌ترین مردم آنهایی هستند که ابتدا بر روی خودشان کار می‌کنند. همانطور که مری جین رایان در کتاب امسال می‌خواهم… توضیح می‌دهد به توانایی‌های فردیتان نگاه کنید. شما پرورش دهنده خودتان هستید.

۱۰. قضاوت نکنید تا دیگران الهام بخشتان باشند. اگرهمیشه در حال قضاوت اطرافیانتان باشید دیگر نمی‌توانید از هر شخص و چیزی که اطرافتان است الهام بگیرید.

 

2 thoughts on “۲۰ اصلی که در مدرسه نیاموخته‌ایم- قسمت اول

  1. nazgol says:

    و هیچ وقت تو هیچ مدرسه ای هم نخواهیم اموخت ! یاده یه سخن افتادم از ژان ژاک روسو که میگه : مدارس و اموزش و پرورش در هر کشوری مانع بروز رشد و خلاقیت در بچه هاست
    پاسخ: متاسفانه همینطوره

  2. درنا کوچولو says:

    اولا ممنون که تجاربتون در ۲۰ رهنمود خلاصه کردین برای ما
    ممکنه مورد ۶ رو در فرصتی بیشتر باز کنید
    تو این ۱۰ درس اول ، دهمین نکته خیلی جالبه از دیشب بهش فکر می کنم به این فکر می کنم گاه پیش خودم عملکردی رو قضاوت کردم و اسمش رو تحلیل و واکاوی گذاشتم شاید اگر بدنبال “الهامی” از رفتار دیگران باشیم بازهم نوعی تحلیل و نتیجه گیری نوعی قضاوت و صدور رای اما فکر کن وقتی فقط حتی اون بار معنایی برداشته میشه چه شاهکاری اتفاق می افته یه لایه منفی کنار زده میشه و سطح مثبت می درخشه و میشه الهام بخش . به هرحال پس از صدور رای پرونده بسته میشه اما در مورد الهام بخشی جریانی پر شور و خروش به راه می افته…

    پاسخ: حتماً درباره اش صحبت می کنم. ممنون ازت خیلی زیبا مطلب را توضیح دادی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *