عشق و انرژی ای که ما در زندگی و کارمان سرمایه گذاری می کنیم، کیفیت آن را مشخص می کند.

عشقی که در بزرگ کردن بچه ها با پیشرفت کارمندان یا با برآورده کردن رضایت مشتری، عشق یا نبود عشقی که به خومان می دهیم، تعیین کننده ی شیرینی یا تلخی زندگی است.

تعیین کننده ی بافت و ساختار روابطمان است.

وقتی به بچه هایمان عشق می ورزیم، آنها  احساسش می کنند. وقتی در محل کارمان قابلمه مان را با عشق هم می زنیم، مشتری ها و همکارانمان متوجه می شوند.

دقیقاً  مثل سوپ که انعکاسی از آشپز است، زندگی ها، کار و تجارت مان انعکاسی از عشق و انرژی هستند که ما برایشان می گذاریم.

سوپ: راهکارهایی برای بالا بردن کیفیت کار گروهی

جان گوردون

نشر لیوسا

 

3 thoughts on “

  1. درنا کوچولو says:

    راستش حرف حرف درستیه ولی مناسب ایران نیست در مورد فرزندان و خانواده بله اما درمورد کار
    اه ( یک اه جانسوووووووووووز)
    ببینم سایرین چی میگن من زیاد تلخ گوشتی نکنم(;
    پاسخ: ولی یادمان نرود که همین ما هستیم که در ادارات، شرکت ها… کار می کنیم. داستان سوپ هم بر همین اساس است. شرکتی سوپی در استانه ورشکستگی متوجه می شود می توان با اضافه کردن چند عامل به کارهایشان خودشان را نجات دهند. و البته اسان نیست.
    بگذار با یک مثال بگویم. در لاهیجان شاید پنجاه مهد کودک داشته باشد ولی تنها یکی از انها مشتری بسیاری دارد. همه دلشان می خواهد بچه شان را به آنها بسپارند. در طی دو هفته ای که با الینا در مهد کودک می ماندم به رفتارشان دقت کردم باور کن بسیاری از نکات کتاب سوپ را رعایت می کردند. حتی همان مدیر مهد کودکشان مدرسه ای باز کرده که همه برای ثبت نام در انجا همه ی تلاششان را می کنند و خیلی زود ثبت نامشان پر می شود باور کن تلاش زیادی کردم تا توانستم الینا را ثبت نام کنم.
    اینکه مغازه، فروشگاه، ارایشگاه و شرکت هایی موفقتر از بقیه عمل می کنند داشتن همین عوامل در ساختارشان است.

    ممنون. و با امید انکه محیط های کاری ما هم یک روزی به این درجه از خوبی برسند.

  2. درنا کوچولو says:

    هورا برای اون مهد مدرسه مدیر و کادرش چقدر عالی
    خوشبختانه تو بخش های خصوصی خدماتی این اتفاق داره میفته چون گردانندگانش می دونن که باید برای جلب مشتری رقابت خوبی داشته باشند
    ولی همونجور که می دونید بخش عمده ای از محلهای درگیر که دولتی اند به کل احساس مسئولیت رو اگه رودخونه سرپایین ببره اینا سر بالا می دوند
    نمی خوام مثالهای تلخ رو ردیف کنم ولی همین امروز یه مورد ناجوری از بخش خصوصی که چه عرض کنم والا … شاهد بودم کاملا موافقم بلدی می خواد هر کاری انگیزه میخواد ولی خوب بگذریم دلم میخواد به او مهد عالی فکر کنم
    وای که چه خوبه
    پاسخ: درکت می کنم. من هم چند سالی را در محیط کاری ای گذراندم که …. 🙁
    فکر کنم این تغییرات باید از رئیس شرکت و اون بالا بالاها انجام پذیرد تا تاثیر خوبی بگذارد.
    آره، بیا فقط به موارد خوب فکر کنیم(:

  3. داوود says:

    سلام. من کتاب سوپ را خواندم .کتاب جالبی است.اسپنسر جانسون میگه:به کار باید از دیدگاه هدف نگاه کرد نه به عنوان فعالیتی که در انجامش هستیم.
    امید وارم که در کشور ما هم روری برسه جایگاه هر کسی روشن باشه وروابط درست تعریف بشوند تا شاهد این اتفاقات تلخی که درنا خانم یا هر کس دیگه ای می بینه نباشیم.
    مرسی از شما
    پاسخ: سلام بر شما. بسیار عالی. انشاء الله.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *