صدای درونی

گاهی به افرادی که در زندگی‌شان به جایگاهی ستودنی رسیده‌اند نگاه می‌کنیم و همان قدم‌هایی را که آن‌ها برداشته‌اند سرمشق‌مان قرار می‌دهیم تا به همان نتایج برسیم.

هنگامی از این افراد چیزهای زیادی می‌آموزیم که به این درک برسیم مسیرمان همیشه یکی نیست. هم‌چنین نباید توقع داشته باشیم با تکرار عملکردهای آن‌ها به نتیجه‌ی یکسانی برسیم.
تاکنون دیده‌اید کسی تکذیب‌نامه‌هایی با عنوان «نتایج نه سرمشق» را به داستان‌های موفقیت‌آمیزش چسبانده باشد؟ باور کنید می‌دانم که برنامه‌های معقول واقعاً خارق‌العاده است، چون تعدادی از آن‌ها را در زندگی‌مان عجیب موثر یافته‌ایم. ولی چرا نتایج سرمشق نیستند؟ چطور افرادی دستورات را کاملاً دنبال می‌کنند ولی از لذت نتایج خارق‌العاده آن بی‌بهره می‌مانند؟ برنامه‌های «ثروتمندشدن»، «لاغرشدن» یا «شادشدن» چطور می‌توانند در زندگی‌مان موثر عمل کنند؟
اگر قصد داریم به همان نتایج موفقیت‌آمیز برسیم، نباید دقیقاً همان کارها را تقلید کنیم بلکه ترجیحاً باید یاد بگیریم مثل آن‌ها فکر کنیم. آن‌چه آن‌ها را موفق ساخته است دقیقا همانی است که برای رسیدن به موفقیت مورد نیاز است؛ ولی ما تجربیات متفاوت و عقاید غیر ضروری متفاوتی در زندگی‌هایمان داریم. این عوامل باعث تفاوت در نتایج می‌شوند.
بنابراین، باید صدای آرام درون‌مان را که کمک می‌کند جهت و زمان درست را به دست آوریم کشف کنیم.

در باغچه افکار؛ داستانی درباره ی قانون جذب

لسلی هاوس هولدر؛ ترجمه فیروزه مهرزاد

نشر پردیس دانش

2 thoughts on “صدای درونی

  1. پریسا says:

    درود بی پایان
    وجودتان سبز و پایدار و شادیهایتان فروزان…
    بابت همه ی انرژی های مثبتتان یک دنیا سپاس…
    من شما را ندیده ام ولی از ته قلبم دوستتان دارم…
    خوشبختی قلبی تان را برایتان آرزومندم.
    دوستدار شما پریسا.
    پاسخ: یه لبخند پهن روی صورتم نشست:) یک دنیا تشکر مهربونم. دوستتون دارم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *