دس به طرف مبل رفت و نشست. دست هایش را میان موهایش کرد. بعد از وقفه ای طولانی پرسید:” چند وقت است که طلاق گرفته ای؟”
” حدود یک سال. سیزده ماه و بیست و سه روز.”
” آسان تر می شود.”
کنار او نشستم. از صبر او متعجب بودم. ظاهراً زمانی که من راهنماهای احمقانه چگونگی قرار گذاشتن را می خواندم، او راهنمای قرار گذاشتن با یک احمق تمام معنی را می خواند.” امیدوارم حق با تو باشد. می دانی که از تو خوشم می آید. ولی به نوعی برایم مغشوش است.”
در صورتش کمی آرامش به وجود آمد.” چه کاری می توانیم درباره اش کنیم؟”
این فرصت من برای یک خروج برازنده بود، خیلی ازت ممنونم ولی من برای تو آماده نیستم. یا می توانیم همینطوری دوست بمانیم تا ببینیم چه می شود.

سرخوشی های کوچک احمقانه؛ تریسی بورگان، فیروزه مهرزاد، نشر پردیس دانش

کتاب را می توانید از این جا تهیه کنید.

One thought on “

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *