زمانی که زندگی مشترک سدی ترنر به طلاق می انجامد، امیدوار است گذراندن تعطیلات تابستانی در بل هاربر،

در خانه ی خاله اش، به بهتر کردن روحیه اش کمک کند. او قصد استراحت و تجدید قوا دارد. می خواهد زخم هایی را که همسر سابقش باعثش بود، التیام بخشد. این کار مستلزم زمانی برای دور بودن از مردها بود.
ولی در تعطیلات تابستانی زندگی او پیچیده تر می شود. بودن با دو پسر خاله در خانه، یکی آشپزو دیگری طراح داخلی و خاله ای پر نشاط و پر حرف، آیا لحظه ای برای آرامش یافتن برای او باقی می ماند. خصوصاً اینکه آنها تصمیم دارند او را با دزموند، همسایه جدید و خوش تیپ شان آشنا کنند.
دزموند، بدترین کابوس سدی است، قد بلند، برنزه، عضله ای و مهم تر از همه با بچه های او رفتار خوبی دارد. ولی او یک مرد بود و سدی تصمیم داشت فاصله اش را با مردها حفظ کند.
شاید کمی شلوغی، دقیقاً همان چیزی باشد که سدی برای برگشتن به زندگی به آن نیاز دارد.

سرخوشی های کوچک احمقانه
تریسی بروگان؛ فیروزه مهرزاد
نشر پردیس دانش

درمانی برای یک روز پر استرس.
سرگرم کننده و نشاط آور.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>