به خودم قول میدهم …

آنقدر قوی باشم که هیچ چیز نتواند آرامش ذهنم را برهم زند.
هرکسی را که میبینم با او از سلامتی ، خوشبختی صحبت کنم.
کاری کنم که دوستانم احساس کنند گوهر ارزشمندی در درون شان است.
تنها به بهترینها بیندیشم، تنها برای رسیدن به بهترینها کار کنم و تنها انتظار بهترینها را داشته باشم.
درست به همان اندازه که مشتاق موفقیت خود هستم، مشتاق موفقیت دیگران نیز باشم.
اشتباهات گذشته را فراموش کنم و تمرکزم را بر دستاوردهای بزرگ آینده بگذارم.
همیشه سیمایی بشاش داشته باشم و به هر آفریده ی زنده ای که میبینم لبخند ببخشم.
آن قدر روی رشد خود وقت بگذارم که دیگر وقتی برای انتقاد از دیگران نداشته باشم.
آن قدر قوی که فرصتی به ترس و آن قدر آزاده باشم که فرصتی به نگرانی ندهم.
آن قدربلند نظر که فرصتی به خشم و آن قدر خوشبخت باشم که فرصتی به بدبختی ندهم.
تصورم از خود نیک باشد و این را به دنیا اعلام کنم؛ نه با صدای بلند، بلکه با کردار نیک.
به بهترینی که در در وجودم است، وفادار بمانم و با این اعتقاد زندگی کنم که کل جهان طرف من است.

کریستین دی لارسن

۱۰نکته از گاندی

۱. خودتان را تغییر دهید. کنترل در دست شماست.
۲. ببخشید. اجازه دهید فراموش شود.
۳. بدون عملکرد به جایی نمی‌رسید.
۴. از لحظاتتان استفاده کنید.
۵. همه انسان هستند. بر این موضوع پافشاری کنید.
۶. خوبی‌ها را در مردم ببینید و به آن‌ها کمک کنید.
۷. همنوای خوبی‌ها باشید.
۸. اصیل باشید.
۹. خود واقعیتان را نشان دهید.
۱۰. به رشدتان ادامه دهید و متحول شوید.

خویشتن را در انضباط خود بشناس

چگونه در شمار بهترین‌ها در آییم؟
آرتور روبنشتاین یکی از بزرگ‌ترین نوازندگان پیانو در سدهٔ بیستم در پاسخ مصاحبه‌گری که از چگونگی تمرین‌هایش پرسیده بود، گفت: «می‌دانید، اگر سه روز تمرین نکنم، خود تاثیرش را می‌بینم. اگر یک هفته تمرین نکنم، رهبر ارکستر متوجه می‌شود و اگر یک ماه تمرین نکنم، مردم می‌فهمند!»
این موسیقیدان در کلام خود از فضیلتی سخن به میان آورد که بدون آن هیچ استعدادی را توان رسیدن به بالا‌ترین مدارج موفقیت نیست- و آن داشتن نظم و انضباط است، نکته‌ای که در عرصهٔ هر کار و فعالیت برای رسیدن به موفقیت اهمیت دارد.

بازی برای برنده شدن

همهٔ ما در برهه‌ای از زندگیمان هیچ ترسی نداشتیم. شاید هنگامی که دبیرستانی بودیم، احساس می‌کردیم کاری وجود ندارد که نتوانیم انجام دهیم. هیچ هدفی برایمان دست نیافتنی نبود. ما یک نیروی غیر قابل توقف بودیم که به هرچیزی که فکر می‌کردیم برایمان مهیا بود.  با گذشت زمان، دنیا به ما ثابت کرد که اغلب موارد نمی‌توانیم آنچه را که می‌خواهیم به دست آوریم. دیگران به هدف‌های  ما خندیدند و سعی کردند متقاعدمان کنند به دنبال رویا‌هایمان نرویم.

آن‌ها گفتند:” دیوانه شده‌اید؟ خیلی سخت است. اصلاً چرا باید این کار را انجام دهید؟ ” آن‌ها طوری عمل می‌کنند که گویی رویا‌ها برای دیگران است و برای افرادی مانند ما نیست. آن‌ها با انرژی منفی شان  ما را احاطه  و سعی می‌کنند ترس و ناامنی‌های خود را به ما القا کنند. ما نه تنها کلمهٔ «ترس» را درک بلکه آن را تجربه نیز کرده‌ایم.

بسیاری از ما آنقدر نگران از دست دادن داشته‌هایمان هستیم که به دنبال خواسته‌هایمان نمی‌رویم. ما نقشمان را در زندگیمان ایمن بازی می‌کنیم و آنقدر سفت به وضع موجود می‌چسبیم که هرگز آنچه را می‌توانست پیش بیاید تجربه نمی‌کنیم. ما شکاک‌ها را باور می‌کنیم و امکان اینکه حتی یک قدم به سمت رویاهای مان برداریم از دست می‌دهیم.

همان طور که جان گوردون در کتاب قواعد بازی در زندگی: آنچه بهترین ها بهتر از هر کس دیگری انجام می‌دهند می‌گوید: در حالی که سعی داری بهترین شوی با گرفتاری‌ها و فشارهای زیادی از دنیای بیرون و صداهایی ناشی از نبود اعتماد به نفس، از درونت روبه رو می‌شوی، باید یاد بگیریم ترس را کنار بزنیم، باید بر ترس‌مان غلبه و طرز فکر «بازی برای برای برنده شدن» را برگزینیم.

موفقیت به معنای به دست آوردن است. برای برنده شدن به تعهد نیاز داریم. حتی اگر موفق نشدید، هرگز تسلیم نشوید واجازه ندهید اهداف و رویا‌هایتان بمیرند. کسانی که برای برنده شدن بازی می‌کنند می‌دانند که موفقیت به آسانی به دست نمی‌آید.

موانع و چالش‌ها بخشی از زندگی هستند. موانع به منظور بر طرف کردن هستند. همهٔ آن‌ها بخشی از بازی زندگی هستند و افرادی که برای برنده شدن بازی می‌کنند موفق می‌شوند و هرگز تا زمانی که بازی به پایان نرسد تسلیم نمی‌شوند.

instagram: khoshbakhti.ir

هدف

اگر همهٔ جواب‌ها و اینکه شرایط چطور پیش می‌رود را می‌دانستیم، آنگاه هیچ انگیزه‌ای برای حرکت کردن وجود نداشت. اگر می‌دانستیم همه چیز قرار است چطور پیش رود دیگر ماجراجویی‌ای وجود نداشت. این ماجراجویی است که ما را قوی‌تر، عاقل‌تر و بهتر می‌سازد. این سفر، قسمتی از سرنوشت است!
هر شخصی باید رویای خودش را زندگی کند. مرحله‌ای اول آماده سازی است: شامل نقاط قوت و ضعف‌هایتان، استعداد‌ها، اشتیاق، تجربیات، چالش‌ها و درس‌هایی که در سراسر زندگیتان آموخته‌اید.
این مرحله است که شما را منحصر به فرد می‌سازد و خصوصیاتی را فراهم می‌کند که مشخص کننده میزان رشد حالا و بعدتان است. در طی این مرحله، احتمالاً انواع ناملایماتی که شما را برای رسالتتان آماده می‌کند تجربه می‌کنید. دقیقاً مثل اینکه بدون تجربه تاریکی نمی‌دانید نور چیست، چطور بدون تجربهٔ چالش‌ها می‌توانید بدانید یک زندگی شاد هدفمند چطور است؟
تعیین هدف اغلب به یک لحظهٔ مشخص که انگیزه‌ای برای تصمیم گیری می‌شود، اشاره دارد.
من عاشق روشی هستم که نشانه‌ها در سفر زندگی با مردم ارتباط برقرار می‌کنند و مسیر را نشانشان می‌دهند. برای من، آن لحظهٔ خاص یک کتاب بود. برای دیگران شاید یک بحران، یک بیماری، لحظهٔ دعا، نصیحتی از یک دوست یا غریبه، احساسی خوب، احساس رضایت قلبی، یا نشانه‌ای باشد که اجازه می‌دهد هر سلول بدنت بداند قرار است چه کاری انجام دهی. صرفنظر از آنکه آن لحظه‌ای خاص است، آن لحظه‌ای است تصمیم می‌گیری مسیر زندگی‌ات را تغییر دهی.
آنگاه به مرحلهٔ بعدی جلو می‌روید. آن سفر هیجان آور و چالش برانگیزی برایتان خواهد بود ولی با گذشتن از همهٔ فراز و نشیب‌ها می‌خواهم به یاد بسپارید که هدف از مرحله بعدی رسیدن به مرحلهٔ رشد است. «رشد» محصول تجربه چالش‌ها و تعالی بخشیدن هاست.
در حال تلاش برای یافتن هدفتان، با مقاومت‌هایی روبرو می‌شوید که شما را از رسیدن به آن باز نگه می‌دارد – و هر چه به شناسایی هدف نهایی نزدیک‌تر می‌شوید، آن مقاومت‌ها قوی‌تر خودشان را نشان می‌دهند. آنهایی که در تاریکی راه‌شان را به سمت روشنایی باز می‌کنند به مرحلهٔ پایانی می‌رسند. متاسفانه بسیاری از مردم در مرحلهٔ رشد باز می‌مانند. آزمون‌ها بسیار نیرومند و از توانشان خارج است، اراده و ایمانشان دچار تزلزل می‌شود. بسیاری دقیقاً هنگامی که در نزدیکی رسیدن به مرحلهٔ آخر هستند تسلیم می‌شوند. اگر آن‌ها از هر نظر استقامت نشان دهند می‌توانند عالیترین احساس دنیا را تجربه کنند. هنگامی که از مرحلهٔ سوم به سمت مرحله نهایی حرکت می‌کنید دیدگاه و هدفتان در زندگی خیلی واضح می‌شود. شاید در طی مرحلهٔ اول به این دیدگاه برسید و شاید در طی مرحلهٔ رشد آن برایت روشن شود ولی هنگامی که به مرحلهٔ نهایی رسیدید، می‌توانید با اعتماد به نفس زیاد در یک جمله بیانش کنید. این دلیل شما را به عالیترین احساس دنیا می‌رساند.

قواعد بازی در زندگی: بهترین‌ها چه کارهایی را بهتر از هر کس دیگری انجام می‌دهند

فرقی ندارد چه کاری انجام می‌دهی فرمول موفقیت برای همه یکسان است.
بهترین بهترین‌ها خصوصیات و عادت‌های مشابهی دارند و اصول یکسانی را دنبال می‌کنند. توقع فرمول جادویی یا فهمیدن رازی را نداشته باشید. در عوض با دیدگاه‌های باارزشی از جان گوردون در کتاب قواعد بازی در زندگی: بهترین‌ها چه کارهایی را بهتر از هر کس دیگری انجام می‌دهند آشنا شوید.
۱. بهترین‌ها از خواستهٔ واقعیشان آگاهند.
۲. بهترین‌ها بیشتر از دیگران خواهان رسیدن به هدفشان هستند.
۳. بهترین‌ها همیشه برای بهتر شدن تلاش می‌کنند.
۴. بهترین‌ها کارهای روزمره را بهتر از هر کس دیگری انجام می‌دهند.
۵. بهترین‌ها تمرکز عمیق می‌کنند.
۶. بهترین‌ها از نظر ذهنی قوی‌تر هستند.
۷. بهترین‌ها بر ترسشان غلبه می‌کنند.
۸. بهترین‌ها لحظه‌ها را غنیمت می‌شمرند.
۹. بهترین‌ها از قدرت بزرگ تری از قدرت خودشان استفاده می‌کنند.
۱۰. بهترین‌ها میراثی باقی می‌گذارند.
۱۱. بهترین‌ها در اطرافیانشان تاثیر مثبتی می‌گذارند.
در پست‌های قبلی دربارهٔ هر کدام از این عوامل نوشته‌ام. برای دریافت توضیحات بیشتر در قسمت موضوع روی تلاش برای بهترین شدن و کتاب قواعد بازی در زندگی کلیک کنید.

khoshbakhti.ir