«قهرمان‌ها» و «فرشته‌ها»

هر شخصی داستانی از اندوه، شکست و مصیبت دارد. هر روز در زندگی اتفاقات خوب و بد می‌افتد. گاهی اتفاقات بد بر اتفاقات خوب چیره می‌شود. گاهی شاد و راضی هستیم. گاهی حتی اتفاقات خوب هم خوشحالمان نمی‌کند.
می‌دانم خدا برنامه‌ای برای هر کدام از ما دارد. می‌دانم در زندگی هر اتفاقی به دلیلی رخ می‌دهد. پیش از این شاهد بوده‌ام که چطور با پشت سر گذشتن یک سری اتفاقات بد، اشخاص خوبی وارد زندگی‌ام شده‌اند؛ افرادی که غیر ممکن بود بدون پشت سر گذاشتن آن اتفاقات ملاقات کنم. من هر روز به خاطر وجود این افراد در زندگی‌ام که من آنها را «قهرمان‌ها» و «فرشته‌ها» می‌نامم، خدا را شاکرم.
من سعی دارم هر روز از زندگی‌ام را شاد و مثبت باشم. گاهی در این امر موفق هستم و البته گاهی هم نه. می‌دانم شرایط خوب یا بد برای همیشه ادامه نمی‌یابد. گاهی احساس شکست می‌کنم، خسته می‌شوم، ناامید و افسرده می‌شوم، ولی مطمئن هستم که این شرایط دوام نمی‌یابد. شاید امروز نه، ولی به‌زودی موفق می‌شوم. تسلیم نمی‌شوم. همه‌ی آنچه که نیاز دارم باور خودم و پذیرش فرشته‌ها و قهرمان‌ها در زندگی‌ام است.
حکایت آدم : ۷ اصل خلقت برای رسیدن به موفقیت
فیروزه مهرزاد
نشر شور آفرین

می درخشی

کسانی که بار‌ها و بار‌ها به تو صدمه می‌زنند را همانند کاغذ سمباده در نظر بگیر؛
شاید آن‌ها باعث آزارت شوند ولی در پایان تو صیقل داده می‌شوی
و می‌درخشی
و آن‌ها همانند کاغذ سمباده مصرف شده و
بی‌مصرف می‌شوند.

حکایت آدم: ۷ اصل خلقت برای رسیدن به موفقیت
فیروزه مهرزاد

نشر شورآفرین
نمایشگاه کتاب شبستان راهرو ۱۸ غرفه۷

حکایت آدم

یونس لب‌هایش را به نشانهٔ ناراحتی روی هم فشردو گفت: «می‌گویند خدا جای حق نشسته و به همه چیز تواناست ولی فکر کنم مرا دوست ندارد.»
شایان فنجان قهوه به دست نشست روی راحتی روبه رو، پاانداخت روی پاو با لحنی دلداری دهنده و جدی گفت: «نمی‌خواهم مخالفتی با شما بکنم، ولی در این مورد فکر کنم اشتباه می‌کنید.»
«منظورتان چیست؟»
«به جای سرزنش به دنبال موهبت و درس عبرتی از موقعیت پیش آمده باش. خداوند با همهٔ ما به روش‌هایی مخصوص و منحصر به فرد صحبت می‌کند. شاید لازم بوده کمی توقف کنی. گاهی مسائلی که از صمیم قلب خواهانش هستیم آن طورکه باید سبب خوشحالیمان نمی‌شود و گاهی مسائلی که تصور می‌کنیم پایان بدی برایمان دارد خیر و برکتی به همراه خود دارد. حتی اگر همیشه در آن لحظه به این شکل دیده نشود. حکمتی در آن نهفته است. مردم به دلایلی در فصل یا دوره‌ای از زمان وارد زندگی ما می‌شوند.»
یونس به مبل تکیه داد، جرعه‌ای از قهوه‌اش را نوشید و گفت: «این مهم‌ترین چیزیه که دلم می‌خواهد بفهمم.»
شایان کمی از قهوه‌اش نوشید و گفت: «بدبختانه بسیاری از مردم از مشکلاتشان فرار می‌کنند، تشخیص نمی‌دهند که در جادهٔ زندگی‌ای که خواستارش هستند توقف ضرورت دارد. همیشه نمی‌توانی بر اتفاقات بیرونی تسلط یابی ولی می‌توانی با آنچه به آن باور داری و با عملکردت بر فراز و نشیب‌های زندگی مسلط شوی.»
بعد جرعه‌ای دیگر از قهوه‌اش را نوشید و اضافه کرد: «در زندگی، انسان دوره‌های مختلفی را تجربه می‌کند. همیشه شرایط درحال تغییر است. همیشه همین طور بوده. زندگی همین است.»

حکایت آدم: ۷ اصل خلقت برای رسیدن به موفقیت
فیروزه مهرزاد

حکایت آدم

زمانی که همه چیز را از دست دادی کجا می روی؟
هنگامی که کلیدهای جاودانگی را در دست داشته باشی
ولی با غفلتی آن را از دست دهی، چه می کنی؟
هنگامی که در یک ثانیه همه ی آنها را از دست دهی و
تصور کنی شاید هرگز دوباره نتوانی آنها را بازگردانی چه می کنی؟
آدم و حوا همه ی آنها را داشتند ولی با لحظه ای اشتباه همه ی آن را از دست دادند.
حکایت آدم: ۷اصل خلقت برای رسیدن به موفقیت
تالیف: فیروزه مهرزاد، نشر شورآفرین

چوب جادویی

دوست‌داشتن است که اهمیت‌دارد – ما فقط به یک چوبدستی جادویی نیاز داریم
اگر من یک چوب جادویی داشتم…
در یک لحظه دنیا را تغییر می‌دادم.
برای همه افراد گرسنه غذا فراهم می‌کردم و شادی را بین همه تقسیم می‌کردم.
جنگ‌ها را متوقف کرده و صلح برقرار می‌کردم.
عشقی را که در قلب هر شخص وجود دارد، آشکار می‌کردم.
مردم را غرق وفور نعمت می‌کردم. تشویقشان می‌کردم آرام بگیرند و به زیبایی‌های اطرافشان توجه کنند.
کاری می‌کردم همه بهترین‌هایشان را نشان‌دهند.
برای همه آزادی آرزو می‌کردم.

ولی تا زمانی که چوب جادویی خودم را پیدا کنم،
من هر روز از بقیه زندگی‌ام را، به طریقی می‌گذرانم که شاید هرگز به چنین چوبدستی جادویی‌ای نیاز نداشته باشم.
من از هدیه وجودم«استعدادهایم» برای خلق دنیایی بهترـ از طریق افکار، کلمات و عملکرد‌هایم، استفاده خواهم کرد.
از دهانم فقط برای ادای کلمات مثبت، تشویق کننده و قدردانی… استفاده خواهم کرد و هرگز کلمهٔ منفی‌ای درباره دیگران نمی‌گویم.
از چشم‌هایم تنها برای دیدن زیبایی‌های دیگران استفاده خواهم کرد… حتی اگر درجایی عمیق پنهان‌ شده‌ باشد، من باید آن را جستجوکنم.
از گوش‌هایم تنها برای شنیدن حرف‌های خوب استفاده می‌کنم.
از دست‌هایم تنها برای بهترساختن دنیا استفاده می‌کنم.
هر روز صبح به آرامی بلند می‌شوم و در شکوه دنیای اطرافمان آرام می‌گیرم و معجزه ی یک روز دیگر را تحسین می‌کنم.
باید سعی کنم هر روز حقیقتم را زندگی کنم  و هر روز عشق را در قلبم نمایان سازم.
چون در آخر تنها این دوست‌داشتن است که اهمیت‌دارد.

حکایت آدم: ۷ اصل خلقت برای رسیدن به موفقیت

فیروزه مهرزاد

نشر شور آفرین