۵: قانون پذیرش

دریافت، پاسخ طبیعیِ بخشش است. اگر ببخشید و سعی کنید بازخورد آن را متوقف کنید، همانند پادشاهی هستید که جزر و مد را تماشا می‌کند و فرمان می‌دهد پایین برود ولی بالا نیاید تا به وسعت سرزمینش اضافه شود. اما آب دوباره بالا خواهد آمد. دقیقاً مثل قلب که هربار خون را به بدن شما پمپ می‌کند مجدداً‌‌ همان مقدار خون را می‌گیرد یعنی بعد از هر تپش مجبور به تپش دیگری است.
در سراسر دنیا انسان‌ها اکسیژن تنفس می‌کنند و دی اکسید کربن باز می‌گردانند، در قلمرو حیوانات نیز چنین است، همزمان با آن در سراسر دنیا میلیارد‌ها موجود زنده دیگر که عضو گروه گیاهان هستند عکس این عمل را انجام می‌دهند. آن‌ها دی اکسید کربن را تنفس می‌کنند و اکسیژن باز می‌گردانند. آنچه آن‌ها بیرون می‌دهند، ما دریافت می‌کنیم. و آنچه ما بیرون می‌دهیم آن‌ها دریافت می‌کنند.
و این موضوع ما را به قانون پنجم رسیدن به موفقیت نجومی، اشاره شده در کتاب بلندپرواز، می‌رساند:

قانون۵: هر چیزی قابل ارائه خواهد بود، چون دریافتی در بردارد.
همهٔ داده‌ها در جهان سبب موفقیت نمی‌شود و نتایجی را که می‌خواهید خلق نمی‌کند مگر اینکه شما بخواهید و قادر به دریافت در آن سطح باشید. چون اگر شما به خودتان اجازه دریافت ندهید و هدایای دیگران را رد کنید، جریان را می‌بندید. به این دلیل است که بشر با میل به دریافت متولد می‌شود. طبیعت انسان این گونه است. راز جوانی، پرطراوت و زنده ماندن در زندگی، مستلزم حفظ آن ویژگی‌های باارزش است که در زمان کودکی داشتیم. ولی چرا امروز ما آن ویژگی‌ها را رد می‌کنیم؟ داشتن رویاهای بزرگ، کنجکاوی و باور خودتان- با زنده نگاه داشتن ویژگی‌های آن دوران همچنان آرزومند و مشتاق دریافت هستید.
در حقیقت همهٔ آن چیزهایی که اشاره کردم«داشتن رویاهای بزرگ، کنجکاوی و باور خودمان»  جنبه‌هایی از پذیرا بودن است. آن‌ها وسیله‌ای برای دریافت هستند، با آغوش باز آماده دریافت باشید…

 

۴.قانون اعتبار

حالا می‌رسیم به چهارمین قانون موفقیت نجومی ذکر شده در کتاب بلند پرواز:

۴: قانون اعتبار

گرانبها‌ترین چیزی که شما در معرض نمایش می‌گذارید خود وجودیتان است.
به خاطر بسپارید؛ فرقی ندارد چه آموخته‌اید، چه مهارتی دارید یا در چه موقعیتی هستید. مهم مزیت فردی شما است. گرانبها‌ترین چیزی که در معرض نمایش می‌گذارید، خود وجودی‌تان است. برای رسیدن به هر هدفی حداکثر به ده درصد مهارت فنی و نود درصد مهارت‌‌های فردی نیاز است.
ریشهٔ مهارت‌های فردی افراد چیست؟ ارتباط با مردم؟ دریافت علاقهٔ مردم؟ شنونده خوب بودن؟ این چیز‌ها امیدوارکننده است، ولی اصل نیستند. اصل این است که شما که هستید. آن با شما آغاز می‌شود. تا زمانی که تلاش می‌کنید شخص دیگری باشید یا رفتار و کردار دیگران را تقلید می‌کنید امکان رسیدن به خواسته‌هایتان را فراهم نمی‌کنید. فرقی ندارد چه می‌فروشید، آنچه واقعاً در معرض نمایش می‌گذارید خودتان هستید.
می‌خواهید خصوصیت مردمان بزرگ را بدانید؟ پس شخصیت خودتان را داشته باشید. این‌ کار ده هزار بار با ارزش‌تر از همه تکنیک‌های به ثمر رساندن یک معامله است که  حال ابداع  شده  و در آینده خواهد شد. آن اعتبار نامیده می‌شود. در مقام یک خواهر، برادر، همسرو… یاد گرفتید که چطور یک دوست خوب باشید. چطور کاری کنید که مردم درباره‌اش احساس خوب داشته باشند. دقیقاً این‌‌ همان چیزی است که تجارت و همه افراد خواهان آن هستند به واقع همیشه اینگونه  بوده و خواهد بود.

۳. قانون تاثیر

منظور از یک شبکه ارتباطی،‌ ضرورتاً مشتریان یا موکلان شما نیست. منظور شبکه‌ای از افراد است که شما را می‌شناسند، دوستدارتان هستند و به شما اعتماد دارند. شاید آنها چیزی از شما نخرند ولی همیشه در ذهنشان قرار دارید. آنها افرادی هستند که شخصاً دلشان می‌خواهد موفقیت شما را ببینند – و البته شما هم نسبت به آنها همین احساس را دارید، آنها گروهی از همراهان همیشگی شما هستند که موفقیت شما را خواستارند.
برای این کار باید از گرفتن امتیاز خودداری کنید. من برای تو کاری انجام دادم پس تو به من بدهکاری، یک اصل اشتباه است! زمانی که روابطتان در کار یا هر چیز دیگری در زندگیتان بر پایهٔ اینکه چه کسی بدهکار و چه کسی طلبکار باشد، این دوستی نیست، توقع است.
و حالا می‌رسیم به قانون سوم موفقیت نجومی اشاره شده در کتاب بلند پرواز:
قانون تاثیر: تاثیر شما بر دیگران به این بستگی دارد که چقدر خواسته‌های دیگران را بر خواسته‌های خودتان مقدم بشمارید.
به علایق دیگران توجه کنید. پشتیبانشان باشید. اصل پنجاه، پنجاه را فراموش کنید. تنها اصل برنده شدن‌‌ همان صد درصد است. برنده شدن دیگران را بخواهید و به دنبال خواسته‌های آن‌ها باشید. چون اگر شما خواسته‌های دیگران را در اولویت قرار دهید، همیشه به خواسته‌های خودتان خواهید رسید؛ همیشه اینگونه است. بسیاری از مردم اینگونه به خواسته‌‌هایشان می‌رسند. دنبال برآوردن خواسته‌های دیگران باشید و ایمان داشته باشید که با این کار به آنچه آرزویتان است، می‌رسید.

این درس ها تنها در تجارت به کار نمی رود.مفهوم اصول موفقیت به خوبی در همه ی زندگی کاربرد دارد- در دوستی ها، ازدواج، همیشه و همه جا. مثلاً شما به خوشبختی همسرتان بیشتر از خوشبختی خودتان اهمیت می دهید. همهٔ  هدفتان خوشبخت کردن اوست؛  این حقیقتی آشکار می شود و او نیز همان را برای شما می خواهد. همان چیزی که بعضی ها آن را تفاهم می نامند من آن را خوشبختی و شاد زیستن می نامم. پنجاه پنجاه یک اصل بازنده است. توقع نداشته باشید. بی دریغ محبت کنید. نگذارید زندگی تان همانند یک درام  تکراری، مملو از دعوا و مصالحه شود.

۲.قانون پاداش

همان طور که در پست قبلی دربارهٔ قانون اول رسیدن به موفقیت نجومی، اشاره شده در کتاب بلند پرواز توضیح دادم قانون ارزش مشخص می‌کرد که چه قدر شما ارزشمندید؛ در واقع سزاوار چه میزان درآمد هستید و موفقیت بالقوه شما برای کسب درآمد چقدر است.
ولی قانون دوم است که مشخص می‌کند واقعاً چه مقدار می‌توانید درآمد داشته باشید.
درآمد شما با تعداد افرادی که به آن‌ها سرویس می‌دهید و نوع خدمات خوبی که به آن‌ها ارائه می‌کنید نسبت مستقیم دارد. یا این گونه بگویم، پاداش شما به طور مستقیم متناسب با تعداد افرادی است که زندگیشان را تحت تاثیر قرار می‌دهید.
تا حالا به این فکر کرده‌اید که چرا ستاره‌های سینما و ورزشکاران قهرمان چنین دستمزد بالایی دریافت می‌کنند. یا چطور مدیران و بنیانگذاران شرکت‌ها می‌توانند بدون دردسر بالا‌ترین امکانات و دستمزد را داشته باشند. این مسئله مربوط به ارزششان نیست بلکه به نسبت تاثیرشان بر دیگران مربوط می‌شود. دو چیز خارق العاده دربارهٔ این موضوع وجود دارد. اول، چون شما سطح پاداشتان را مشخص می‌کنید پس تحت کنترل شماست. بنابراین اگر می‌خواهید موفق‌تر شوید، راهی برای خدمت به مردم بیشتری پیدا کنید. و دومی، هیچ محدودیتی در آنچه به دست می‌آورید وجود ندارد، چون شما می‌توانید همیشه افراد بیشتری برای خدمت به آن‌ها پیدا کنید. یعنی هر کسی می‌تواند موفق باشد، چون همه می‌توانند به دیگران کمک کنند.

بلندپرواز

اگر بگویم تمام تجارت دنیا با قانون سخاوت همراه است، چه فکری می‌کنید؟
مطمئناً تعجب کرده‌اید.

برای جان دیویدمان و باب برگ این تنها بخشی از ویژگی کتاب زیبا و باشکوه بلند پرواز، برنده نشان طلای بهترین داستان تجاری دنیا و از پرفروش ترین‌های وال استریت ژورنال است. می‌خواهم درباره آنچه که آن‌ها قوانین موفقیت نجومی می‌نامند کمی توضیح دهم. البته نویسنده‌ها آن را در قالب داستانی جذاب توضیح می‌دهند که درکش آسان‌تر و کاربردش منطقی‌تر است. پس اگر موضوعات را کاربردی یافتید حتماً کتاب را مطالعه کنید. در کتاب بلند پرواز با پنج قانون موفقیت نجومی آشنا می‌شوید که نویسنده‌ها آن‌ها را رازهای تجارت می‌نامند، به این خاطر که برای درک آن‌ها باید جست جویش کنید. آن‌ها راز هستند چون راز در اصل به معنی گنجینه است؛ چیزی که جدا از ارزش‌های مادی‌اش متمایز و سنجیده شده است. درواقع دوست دارم این پنج قانون را همه یاد بگیرند. ولی یک شرط دارد. آماده‌اید؟ شرط این است: از شما می‌خواهم به هر قانون واقعاً عمل کنید. بنابراین راهی برای کاربرد آن‌ها پیدا کنید. کتاب بلند پرواز را بخوانید خیلی کمک می‌کند و مطمئناً خواندنی به یادماندنی خواهید داشت.
قانون اول

قانون ارزش: ارزش واقعی این است که شما چه خدمات باارزش تری می‌توانید ارائه دهید، نه پولی که بابت آن دریافت می‌کنید.
هدف این نیست که مشتری‌ها را مجبور به پرداخت بیشتر کنید، بلکه باید خدمات بیشتری ارائه دهید. ارائه خدمتی بهتر. شما خدمت می‌کنید، خدمت می‌کنید و خدمت می‌کنید. چرا؟ چون شما دوست دارید چنین کاری کنید، این یک سیاست نیست؛ این راهی برای زندگی است. هنگامی که این کار را انجام دادید، اتفاقات سودمندی برایتان رخ می‌دهد. اکثر ثروت‌های دنیا متعلق به مردان و زنانی شده که اشتیاق بیشتری برای آنچه ارائه می‌دادند، داشته‌اند.
می‌دانید چه چیزی یک رستوران خوب را از یک رستوران عالی متمایز می‌سازد؟ غذای خوب؟ نه! نیمی از رستوران‌های دیگر نیز غذایشان بسیار عالی است ولی تنها بعضی از آن‌ها مشتریان دائمی دارند و همواره شلوغ هستند. چرا؟ یک رستوران بد سعی دارد در هر دو مورد کیفیت و کمیت به اندازهٔ پولی که از مشتری می‌گیرد سرویس ارائه دهد. یک رستوران خوب سعی دارد در مقابل پولی که از مشتری می‌گیرد بهترین کیفیت را ارئه دهد. اما یک رستوران عالی سعی دارد تصورات را به واقعیت تبدیل کند! هدف فراهم کردن غذا و سرویسی با کیفیت بالا‌تر از چیزی است که بتوان با پول آن را به دست آورد. آن تنها تجربهٔ خوردن غذا نیست، بلکه درک علاقهٔ  شخصی است که غذا را سرو می‌کند، تجربهٔ جدیدی از غذا خوردن! و این دلیلی است که  موفقیت آنها را تضمین می‌کند.

instagram: khoshbakhti.ir

۳راهکار برای رسیدگی به اخراج شدن

می‌دانم که هیچ جیزی درباره اخراج شدن مثبت نیست. برای هرشخصی موقعیت بدی است. ولی می‌دانم که برای رسیدگی به این موضوع روش‌های مثبتی نیز وجود دارد. بدبختانه اخراج اغلب رخ می‌دهد ولی روش‌های مختلفی برای رسیدگی به آن وجود دارد.
۱.اگر شما مدیر هستید
مهم است بدانید اخراج کردن فقط مختص افرادی که شما اخراج می‌کنید نیست بلکه بر زندگی کسانی که هنوز کارمندتان هستند نیز تاثیر می‌گذارد. همه درحال تماشای شما هستند تا ببینند چطور با کسانی که اخراج کرده‌اید رفتار می‌کنید. با آن‌ها همدردی می‌کنید؟ قابل اعتماد هستید؟ صادق هستید؟ کارمندانتان از خودشان می‌پرسند می‌توانند به شما اعتماد کنند؟ اگرعملکرد شما به آن‌ها نشان دهد که نمی‌توانند به شما اعتماد کنند آنگاه اخراج کردنتان سبب تنزل روحیه و عملکرد بقیه کارمندانتان خواهد شد. اگر شما بحران اعتماد خلق کنید اثرات مخربی بر آینده  سازمان و تیمتان می‌گذارد. بنابراین روش درست روبرو شدن با این مشکل چیست؟

*صحبت، صحبت و صحبت- حالا زمان آن نیست که در دفترتان باشید. با افرادتان همراه  شوید و هراطلاعاتی که می‌توانید به آن‌ها دهید. جلسه بگذارید و درباره مسائل جاری صحبت کنید.
* شفاف سازی کنید- موقعیت را توضیح دهید. درباره منابع مالی توضیح دهید. اجازه دهید افرادتان موقعیت  سازمان را بدانند. از نظر منطقی دلایل اینکه چرا مجبور شدید تعدادی از همکارانشان را اخراج کنید بگویید و آن‌ها را راضی کنید. هنگامی که افراد متوجه شدند راحت‌تر می‌پذیرند.
* صادق باشید- اجازه دهید کارمندانتان بدانند در چه موقعیتی قرار دارند. افراد ترجیح می‌دهند اطلاعات کافی از موقعیتشان داشته باشند. آن‌ها ترجیح می‌دهند حتی اگر اخبار بدی باشد آن را بدانند. حقیقت را به افرادتان بگویید.
* مهربان باشید- با افراد طوری رفتار نکنید که گویی به حساب نمی‌آیند. با آن‌ها درست رفتار کنید تا با شما درست رفتار کنند. پیشنهاد، حمایت، راهنمایی، تشویق و امید دهید.
*به سرعت انجام دهید- با چندین دور اخراج کردن افرادتان را شکنجه نکنید. یک بار انجامش دهید.
۲. اگر شما شخصی که اخراج شده نیستید-
تصمیم بگیرید قوانین غر نزدن ذکر شده در کتاب مثبت یا منفی انتخاب با شماست: شکایت‌ها را به راه حل، نوآوری و موفقیت تبدیل کنید را اجرا کنید. افراد زیادی در اطرافتان هستند که با صحبت درباره موقعیت، به غر زدن می‌پردازند. یکی از آن‌ها نباشید. اجازه ندهید منفی بافی‌های دیگران  طرز فکر و عملکردتان را خراب کند. راننده اتوبوس خودتان باشید و برای عالی شدن اتوبوس‌تان تلاش کنید. هر روز در حالی که بر سردرگمی و منفی بافی‌ها اطرافتان غلبه می‌کنید به بر بهترین چیزهایی که می‌توانید، تمرکز کنید. با سخت کار کردن، مثبت ماندن، به موفقیت سازمانتان کمک کنید.

۳. اگر شخصی هستید که از کار اخراج شده یا در شرف اخراج شدن است

به خودتان اجازه دهید چند روزی عصبانی، ناراحت، خشمگین و… باشید. آنگاه ر‌هایش کنید. شرکت را ببخشید. این درد ناگوار را‌‌ رها کنید. می‌دانید که نمی‌توانید آینده‌تان را با تمرکز بر گذشته خراب کنید. از این چالش برای به دست آوردن فرصتی جدید استفاده کنید. شاید این اتفاق شما را به شغلی جدید با مزایای بیشتر یا گذراندن زمان بیشتر با خانواده یا شاید هم مهاجرت به شهر دیگری هدایت کند. تنها کسی که می‌تواند امکانات آینده‌تان را محدود کند خودتان هستید.

مثبت باشید.

هر آنچه که بخواهی

ما گاهی نهار را در رستورانی در نزدیکی خانه‌مان می‌خوریم. با سر آشپز آنجا صحبت می‌کردم و پیشنهاد اضافه کردن غذای جدیدی را دادم. او گفت هر آنچه که شما بخواهی. به او گفتم که چه قدر شنیدن این جمله را دوست دارم. او گفت: «کمی وقت می‌برد ولی اگر فرصتش را داشته باشی برایت آماده‌اش می‌کنم. این شگرد من است. من در رستوران قدم می‌زنم و به مشتری‌ها می‌گویم چیزی لازم ندارید، هر آنچه شما بخواهید.»
ما خندیدیم ولی سرویس خدمات مشتری آن رستوران موضوع خندهٔ ما نبود. من معمولاً به آنجا می‌روم چون می‌دانم در آنجا هر آنچه بخواهم آماده می‌شود. جای تعجب نیست که آنجا سالهاست دوام آورده و پر از مشتری است در حالی که رستورانهای دیگر در اطراف باز و بسته می‌شوند. موفقیت در واقع ساده است. به مشتری‌ها هر آنچه می‌خواهند بدهید آن‌ها باز هم از شما خرید خواهند کرد. سرویس عالی و به دست آوردن هر آنچه که بخواهی چیزی است که افراد زیادی از جمله من بهایش را می‌پردازیم. اگر خدمات عالی ارائه دهید و آن را هدف هر کسی در سازمانتان برای به دست آوردن رضایت مشتری‌ها کنید آن‌ها باز هم بر می‌گردند و از دوستان و همکارانشان هم می‌خواهند از شما خرید کنند. کار شما خدمت به مشتریان و ارائه هر آنچه که می‌خواهند به آنهاست. اگر شما این کار را انجام ندهید شخصی دیگر خواهد کرد.
آیا شما هم داستان خدمات مشتری جالبی را سراغ دارید؟ با ما در وبلاگمان در میان بگذارید.
مثبت باشید.