با تمرکز بر آنچه دوست ندارید

نمی توانید به خواسته هایتان برسید.

 

دروازه ای به هوشمندی: داستانی درباره ی قانون جذب, لسلی هاوس هولدر، فیروزه مهرزاد، نشر پردیس دانش

از اینجا کتاب را تهیه کنید.

زندگی

در حالی که به دنبال او از در چرخان رد می شد، او گفت،” چه می خواهی؟”
” منظورت چیست؟”
” از زندگی چه چیزی می خواهی؟
” نمی دانم.” من به جواب هایی نیاز داشتم. چیزی که بتواند او را سرگرم کند.” یک شغل خوب. به دست اوردن پول زیاد.”

او از کنار توپ های بسکتبال عبور کرد و من شروع به مرتب کردنشان کردم.” جواب اشتباه است.”
به او نگاه کردم.” منظورت چیه؟ چه چیزی درباره ی یک شغل خوب و پول در آوردن غلط است؟ اینها همان چیزی نیست که همه خواهانش هستند؟ ”
” چیزی در مورد این موارد غلط نیست. ولی آنها چیزهایی نیست که تو در زندگی بخواهی؛ آنها نتیجه ی انجام کارهای درست در زندگی تان است. اگر زندگی ات را در تلاش برای ثروتمند یا مهم شدن بگذرانی، روزی
می فهمی کل قضیه را از دست دادی. همه ی زندگی ات را از دست خواهی داد.”
ما به طرف راهروی بزرگ رفتیم و به طرف طبقه ساختمان وسایل گلف رفتیم.
” آیا تا کنون سوار ماشین شده ای و هنگام عبور از پنجره به نرده ها ی چوبی کنار جاده نگاه کرده ای؟”
این مرد به طور جدی عقلش را از دست داده بود. تصمیم گرفتم فقط نقش بازی کنم و از این جهنم لعنتی خلاص شوم. در حالی که به پایین خم شده و تعدادی چوگان را جابجا می کردم، سرم را تکان دادم.” بله، فکر کنم.”

” چه می دیدی؟” او متوجه نگاهم شد.” قبل از اینکه جواب دهی فکر کن.”
می خواستم بگویم” فکر کنم تو دیوانه ای” ولی مجبور بودم برای رهایی از این مخمصه نقش بازی کنم.” نمی دانم، ببین ،… فکر می کنم می شود بین حصارهای چوبی را دید و بعد از مدتی از کنارشان می گذری و دیگر نمی توانی آنها را بیبنی. به نوعی شبیه یک فیلم است. ”
” بسیار خب، حالا داریم به جایی می رسیم. می دانی از بین حصارها چه چیزی دیده می شود؟”
این دیوانگی بود ولی من انتخاب دیگری برای آرام نگه داشتن او نداشتم.” نظری ندارم. چی؟”
” زندگی.”
” زندگی؟”
” آنچه از بین حصارهای چوبی می بینی زندگی است. حصارهای چوبی فقط تیرک هستند.”

سکه ی آلایژا: دستورالعملی برای زندگی؛استیو ابرایان، فیروزه مهرزاد، نشر پردیس دانش

کتاب را از اینجا می توانید تهیه کنید.

آگاهنده از نوع کتاب

نمایشگاه بین المللی کتاب

شبستان راهروی ۲۷ غرفه ۴

انتشارات پردیس دانش

کتابهای در باغچه افکار ؛ داستانی درباره ی قانون جذب؛ لسلی هاوس هولدر

دروازه ای به هوشمندی؛ داستانی درباره ی قانون جذب؛ لسلی هاوس هولدر

سرخوشی های کوچک احمقانه؛ تریسی بورگان

۳۶۵ روز، هر روز از سال شادی را در زندگی خود تجربه کنید

و دیگر کتابهایم

انتشارات لیوسا
راهرو۲۵ غرفه ۳۴

 

قانون ۳

می دانم هیچ مانعی آنقدر بزرگ نیست که راهی برای موفقیت من پیدا نشود.
همیشه راهی وجود دارد. اگر بتوانم آن را در ذهنم ببینم و اگر آن عامل تخطی به حریم شخصی دیگر نباشد، پس ممکن می شود.
تا زمانی که راهی پیدا کنم تسلیم نمی شوم.

دروازه ای به هوشمندی

دروازه ای به هوشمندی در واقع خود کتابی مستقل است ولی همچنین به نوعی دنباله ی کتاب در باغچه افکار نیز محسوب می شود جواب هایی برای این سوالات دارد :
آن مرد ناشناس در انتهای کتاب در باغچه افکار که بود؟
ایده ی خارق العاده اش چه بود؟
ریچارد چطور در این بخش کتاب به موفقیت می رسد؟

در حالی که داستان در باغچه افکار  در طی یک روز اتفاق می افتد و ختم داستان دوازده سال بعد رخ می دهد،  کتاب دروازه ای به هوشمندی ده سال قبل از مشاجره فلیسیتی و ریچارد آغاز می شود و دوازده سال فاصله ی بین پایان کتاب در باغچه افکار و بخش آخرش را پر می کند.

در کتاب دروازه ای به هوشمندی ریچارد و فلیسیتی را از کتاب در باغچه افکار در هنگام رهایی از بحران مالی شان دنبال می کنیم. با زوجی که در آخر خط بحران مالی ریچارد از آنها صحبت شد آشنا می شوید. مورگان را که نیاز به یک معجزه پزشکی برای فرزند خود دارد  و ری را در دست یابی به رویایش پی گیری می کنیم.
با ابن تفکر که برای هر مشکلی حتماً ایده و راه حلی وجود دارد، هر کدام دروازه ای به هوشمندی خود را کشف می کنند.  نویسنده ی کتاب پر فروش و برنده جایزه کتاب سال آمریکا، در باغچه افکار، در کتاب حاضرشما را به کسب تجربه ای دعوت می کند که هرکز فراموش نخواهید کرد.

یادآور قدرتمندی که مسائل در پایان حل می شود و اگر هنوز حل نشده باقی مانده هنوز پایان نیافتاده است.
الهام بخش و سرشار از ایده ها و دیدگاههایی که هر  روز  می تواند  هر ناحیه از زندگی را بهبود بخشد.

داستانی جالب و آموزنده که نشان میدهد چگونه با کمک خواستن، تشخیص و اعتماد به ایده های الهام بخش می توان به نتایج قابل توجه رسید.