خلبان با صدایی بلند گفت:« قبلاً بهت گفته بودم. همه چیز از اینجا واضح تر است. من شغلم را دوست دارم چون هر بار که از بالای هزار تو رد می شوم، روشی را که خدا ما و دنیا را می بیند، به خاطر می آورم. همانطور که ما از هواپیما هزار تو را می بینیم، خدا آغاز، وسط و پایان  سرنوشت ما را می بیند. شاید احساس کنی گم شده ای، ولی خدا می داند از کجا شروع کرده ای، حالا کجایی و می خواهی به کجا بروی. وقتی با دیدی وسیع تر به اوضاع نگاه کنی، تصویر کلی را می بینی.»خلبان با صدایی بلند گفت:« قبلاً بهت گفته بودم. همه چیز از اینجا واضح تر است. من شغلم را دوست دارم چون هر بار که از بالای هزار تو رد می شوم، روشی را که خدا ما و دنیا را می بیند، به خاطر می آورم. همانطور که ما از هواپیما هزار تو را می بینیم، خدا آغاز، وسط و پایان  سرنوشت ما را می بیند. شاید احساس کنی گم شده ای، ولی خدا می داند از کجا شروع کرده ای، حالا کجایی و می خواهی به کجا بروی. وقتی با دیدی وسیع تر به اوضاع نگاه کنی، تصویر کلی را می بینی.»

بذرهای موفقیت: یافتن هدف و شادی در زندگی و کار؛ جان گوردون، فیروزه مهرزاد، نشر لیوسا

 

بیچاره آنها که رویا ندارند،

بیچاره تر آنها که فقط رویا دارند.

تا یه جایی میشه فقط با رویا زندگی کرد. از یه جایی به بعد اگه نیفتید در مسیر رفتن به سمتشان، کم کم تبدیل به کابوس می شوند. شاید هم فراموش شوند…

در این میان یه عده هستند که برای رویاهاشون تلاش

می کنند، آنها خوشبختند.

 

شاید امروز یا فردا متوجه اش نشوی، ولی چند سال بعد که به آن نگاه کنی،

حیرت خواهی کرد که چطور هر اتفاق کوچکی باعث شده به آنچه که همیشه دلت می‌خواسته برسی.

و قدردان آن مواردی می‌شوی که آن طور که می‌خواستی پیش نرفت