قواعد بازی در زندگی: بهترین‌ها چه کارهایی را بهتر از هر کس دیگری انجام می‌دهند

فرقی ندارد چه کاری انجام می‌دهی فرمول موفقیت برای همه یکسان است.
بهترین بهترین‌ها خصوصیات و عادت‌های مشابهی دارند و اصول یکسانی را دنبال می‌کنند. توقع فرمول جادویی یا فهمیدن رازی را نداشته باشید. در عوض با دیدگاه‌های باارزشی از جان گوردون در کتاب قواعد بازی در زندگی: بهترین‌ها چه کارهایی را بهتر از هر کس دیگری انجام می‌دهند آشنا شوید.
۱. بهترین‌ها از خواستهٔ واقعیشان آگاهند.
۲. بهترین‌ها بیشتر از دیگران خواهان رسیدن به هدفشان هستند.
۳. بهترین‌ها همیشه برای بهتر شدن تلاش می‌کنند.
۴. بهترین‌ها کارهای روزمره را بهتر از هر کس دیگری انجام می‌دهند.
۵. بهترین‌ها تمرکز عمیق می‌کنند.
۶. بهترین‌ها از نظر ذهنی قوی‌تر هستند.
۷. بهترین‌ها بر ترسشان غلبه می‌کنند.
۸. بهترین‌ها لحظه‌ها را غنیمت می‌شمرند.
۹. بهترین‌ها از قدرت بزرگ تری از قدرت خودشان استفاده می‌کنند.
۱۰. بهترین‌ها میراثی باقی می‌گذارند.
۱۱. بهترین‌ها در اطرافیانشان تاثیر مثبتی می‌گذارند.
در پست‌های قبلی دربارهٔ هر کدام از این عوامل نوشته‌ام. برای دریافت توضیحات بیشتر در قسمت موضوع روی تلاش برای بهترین شدن و کتاب قواعد بازی در زندگی کلیک کنید.

khoshbakhti.ir

این به خاطر خودت نیست

فقط به خاطر خودت نیست
ریک وارن

جان گوردون در کتاب قواعد بازی در زندگی: بهترین‌ها چه کارهایی را بهتر از هر کس دیگری انجام می‌دهند، می‌نویسد: «بهترین‌ها کسانی هستند که انگیزه‌شان گذاشتن میراثی است.» اگر با کارهای روزمره در دنیا بهترین شوید، برای مدت کوتاهی است. سرانجام کسی پیدا می‌شود که از شما بهتر عمل می‌کند. بهترین شدنتان ادامه نمی‌یابد، ولی خود وجودتان و تاثیری که بر دیگران می‌گذارید بی‌پایان است. شما با رسیدن به مفهوم موفقیت، میراثی باقی می‌گذارید. خب، شما قصد دارید چه نوع میراثی برجای بگذارید؟ تشویقتان می‌کنم درباره‌اش فکر کنید چون دانستن آن کمک می‌کند تصمیم بگیرید امروز را چطور زندگی و کار کنید. روش‌های زیر را برای برجای گذاشتن میراث در نظر بگیرید:
۱.  میراثی از عالی شدن- برای به جا گذاشتن این نوع میراث سعی کنید هر روز بهترین‌هایتان را انجام دهید. در حالی که تلاش می‌کنید بهترین‌هایتان را نشان دهید، الهام بخش دیگران هم می‌شوید. الگوی خانواده، فرزندان، دوستان و همکارانتان می‌شوید. یک شخص در دستیابی به عالی شدن استاندارد‌ها و رفتارهای اطرافیانش را نیز بالا می‌برد. زندگیتان بزرگ‌ترین میراث است و از آنجا که تنها یک بار فرصت زندگی دارید ‌‌نهایت تلاش‌تان را انجام دهید. با دنبال کردن عالی بودنتان و ایجاد انگیزهٔ عالی شدن در دیگران میراثی برای عالی شدن به جای بگذارید.
۲میراثی از تشویق- شما حق انتخاب دارید. می‌توانید به دیگران روحیه دهید یا باعث تضعیف روحیه‌شان شوید. بیست سال بعد هنگامی که دیگران به شما فکر می‌کنند، دوست دارید چه چیزی را در مورد شما به خاطر بیاورند؟ روشی که تشویق یا دلسردشان می‌کردید؟ شخصی باشید که دیگران پنج، ده یا بیست سال بعد هنگام فکر به شما بگویند: «متشکرم، نمی‌توانستم بدون کمک تو از پسش برآیم.»
۳ میراثی از هدف- هنگام استفاده از توانایی‌ها و استعداد‌هایتان برای هدفی ماورای خودتان، انرژی بیشتری دریافت می‌کنید. برای برجا گذاشتن میراثی از هدف، زندگیتان را بر اساس هدفی بزرگ‌تر از خودتان بسازید. ما برای همیشه زنده نیستیم ولی می‌توانیم بر اساس میراثی که بر جای می‌گذاریم و تاثیر مثبتی که در دنیا می‌گذاریم به زندگی ادامه دهیم. با داشتن هدف بزرگ تری در زندگی و سختکوشی می‌توانید میراثی باقی بگذارید.
۴میراثی از عشق – من اغلب به مادربزرگم، که ده سال پیش درگذشت، فکر می‌کنم. آنچه به یاد دارم بیشتر عشق او به ما بود. میراث او عشقی بود که با ما در میان می‌گذاشت و من حالا سعی می‌کنم با دیگران در میان بگذارم. میراثی از عشق به جا بگذارید تا نسل‌های آینده در آغوش آن عشق رشد کنند.
۵میراثی از تاثیر: همهٔ ما فردی را در زندگیمان داریم که تاثیر خارق العاده‌ای بر ما گذاشته و به طریقی نقش اساسی‌ای در موقعیتی که امروز قرار داریم، داشته است. میراثی از تاثیر می‌تواند در زندگی یا مسیر حرفه‌ایمان باشد. تاثیر، به تغییراتی در زندگی منجر می‌شود. بهترین‌ها در اطرافشان تاثیر مثبتی می‌گذارند.

اگر شیطان نتواند تو را به بیراهه ببرد، می‌تواند مشغولت سازد

در پست قبلی درباره اینکه تلسکوپ تصویری کلی از آینده‌تان را نشان می‌دهد، صحبت کردم. تلاش برای رسیدن به آن تصویر کلی خیلی عالی است. حالا برای توضیح موضوع «تمرکز» می‌خواهم به میکروسکوپ اشاره کنم. آن برعملکردهایی که باید هر روز انجام دهید بزرگنمایی و تمرکز می‌کند تا تصویری را که از طریق تلسکوپ می‌بینید تشخیص دهید. میکروسکوپ به اجرا اشاره دارد. برای اجرای عالی باید بر عملکرد‌هایتان عمیق شوید و تمرکز کنید. تمرکزعمیق به این معنی است که شما فقط سخت کار نمی‌کنید بلکه در موارد درست متمرکز می‌شوید. باید نکتهٔ کلیدی «موارد کوچک روزمره» که در کسب موفقیت الزامی هستند را بشناسید و برای اجرای عالیشان تلاش کنید. بهترین‌ها بر موارد کوچک روزمره توجه و تمرکز می‌کنند.
کسب موفقیت چندان پیچیده نیست. موفقیت به تمرین و اجرا بستگی دارد. نکته اصلی، تمرکز روز به روز و قدم به قدم بر پیشرفت عملکردهای ضروری است. زوم و تمرکز بر ذهن نیز مهم است. هر روز با هزاران پریشانی روبه رو می‌شوید و نیاز به نادیده گرفتن آن‌ها و تمرکز بر اولیت‌هایتان دارید. برای انجام این کار به تکنیکی از کتاب قواعد بازی در زندگی جان گوردون استناد می‌کنم:
• اول، هر روز هنگامی که بیدار می‌شوید از خودتان بپرسید، «سه کارمهمی که امروز کمکم می‌کند به موفقیتی که خواهانش هستم برسم، کدامند؟» و روز را بر آن‌ها تمرکز کنید.
• دوم، بله و نه گفتن را بیاموزیم. یک بار دوستی گفت: «اگر شیطان نتواند تو را به بیراهه ببرد، می‌تواند مشغولت سازد». او به من یادآوری کرد که باید از پراکندگی انرژی و تلف کردن وقتمان بر سر هر چیز کوچکی که ربطی به دیدگاه و اهدافمان ندارد جلوگیری کنیم و به اولویت‌ها و آنچه واقعاً مهم است بله بگوییم. هر روز حق انتخاب داریم. آن انتخاب‌ها شامل نه گفتن به تعدادی از مردم و موقعیت‌هاست، در نتیجه می‌توانیم به کارهای بزرگ تری که باید انجام دهیم بله بگوییم.
• سوم، پریشانی‌ها و نگرانی‌ها را کنار بگذارید. به آنچه دیگران درباره‌تان می‌گویند گوش ندهید. دغدغه‌ها را کنار بزنید. دربارهٔ حوزهٔ کاریتان صحبت کنید. خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. زیاد به نمودارهای از پیش تعیین شده نگاه نکنید. به منفی باف‌ها توجه نکنید. هر روز بر پیشرفت مداوم و بهتر شدن تمرکز کنید.

instagram: khoshbakhti.ir

تلسکوپ

بهترین بهترین‌ها از فروشنده تا ورزشکار، معلم، پرستار، تاجر، آهنگساز وغیره همه خصوصیات مشابهی دارند. فرمولی برای موفقیت وجود دارد. جان گوردن در کتاب قواعد بازی توضیح می دهد بهترین بهترین‌ها در زندگی، کار و حرفه‌شان اصولی را رعایت می‌کنند و همین اصول آن‌ها را از دیگران متمایز می‌سازد.
یکی از بهترین ویژگی‌های آن‌ها این است که آن‌ها از خواسته واقعیشان آگاهند. تلسکوپ را در نظر بگیرید. آن تصویری کلی ارائه می‌دهد. بهترین‌ها ممکن است در فاصله دوری از هدفشان قرار داشته باشند ولی تصویر واضحی از آن در ذهنشان دارند و می‌توانند آن را تجسم کنند. بعضی از آن‌ها این دید را با الگویی که الهام بخش آنهاست و نشان می‌دهد که عالی بودن ممکن است، تنظیم می‌کنند.
صرفنظر از چه هنگامی و چطور، خواه از طریق تجربه عملی، سرمشق، دید معنوی، یا اتفاقی غیر منتظره همهٔ بهترین‌ها در زندگیشان لحظه‌ای روشن دارند. آن هنگامی است که می‌گویند، این چیزی است که من واقعاً می‌خواهم برای رسیدن به آن تلاش کنم  و هر بهایی را برای به وقوع پیوستن آن می‌پردازم. گویی از میان یک تلسکوپ نگاه می‌کنند و آینده‌شان را می‌بینند. مشاهده این تصویر کلی مهم است چون برای رسیدن به هدفتان می‌دانید که در طول سفر باید از میان دره‌های درد و اندوه عبور کنید و برای رسیدن به آنجا تلاش می‌کنید.
شما چطور؟  آیا تصویر کلی از آینده‌تان دارید؟

instagram: khoshbakhti.ir

اتفاق‌های خوب چطور رخ می‌دهند

هنگامی که حیوانات وحشی را برای اولین بار در قفس‌های باغ وحش نگه می‌دارند آن‌ها همه تلاششان را می‌کنند تا از قفس رهایی یابند. میله‌های قفس را گاز می‌گیرند، با همه وزنشان به آن ضربه می‌زنند و چنگ می‌گیرند. آن‌ها هفته‌ها و ماه‌ها تلاش می‌کنند و هر شانسی را برای رهایی امتحان می‌کنند. ولی بعد از چند سال در بند بودن، این حیوانات وحشی میلشان به آزادی را از دست می‌دهند. اگر بخواهید می‌توانید در قفس را قفل نکنید چون حتی اگر بتوانند فرار نمی‌کنند! آن‌ها حتی سعی هم نمی‌کنند چون راحتند و غریزه‌شان را برای دوباره آزاد شدن از دست داده‌اند.

آیا شما نیز همانند این حیوانات در قفس هستید؟ آیا شما  انتظاراتتان را برای به دست آوردن موفقیت و اتفاق افتادن چیزهای خوب در زندگی‌تان از دست داده‌اید؟ شاید فکر کنید گذشته‌تان نشانهٔ آینده‌تان است و شما تنها در یک الگوی محدود، نقش بازیگر را دارید. شاید باور دارید که چون هنوز موفق نشده‌اید پس هرگزموفق نمی‌شوید و سرنوشتتان را همین طور که هستید، پذیرفته‌اید.

طرز فکر گذشته‌تان تله‌ای برای آینده‌تان است– دامی بی‌‌‌نهایت آسان وغیر ضروری.

همان طور که جان گوردون در کتاب قواعد بازی در زندگی: بهترین‌ها چه کارهایی را بهتر از هر کس دیگری انجام می‌دهند اشاره می‌کند برای رسیدن به سطح عالی علاوه بر تخصیص زمان به تلاش و تحرک نیاز است. این یک معامله است؛ اگر همیشه در تلاش باشید پیشرفت می‌کنید، همیشه در حال رشد هستید و وقتی رشد می‌کنید، ساکن نیستید. برای بهترین بودن باید شرایط راحتتان را‌‌ رها کنید و این را به عنوان قسمتی از مراحل رشد بپذیرید. برای انجام این کار باید از منطقه امن بیرون بیایید. این کار نیازمند کنار زدن محدودیت‌هایتان است. این حقیقت که شما در هنگام تغییر احساس دستپاچگی می‌کنید، به معنای این است که در حال یادگیری هستید. بهترین‌ها در تلاش برای بهتر شدن، خود را ترغیب به خارج شدن از منطقه راحتی می‌کنند. کسانی که می‌خواهند فقط در حد متوسط یا خوب باشند از بودن در منطقه راحت، خوشحال‌اند. برای بهترین‌ها راحتی گزینه مناسبی نیست. تضمین موفقیت؛ تلاش زیاد بعلاوه  پافشاری است.

instagram: khoshbakhti.ir

تمرکز

تازگی‌ها خیلی بدمینتون بازی می‌کنم. هنگام انجام این بازی سعی می‌کنم درس‌هایی را که آموختم به کار ببرم. به خودم می‌گویم:
راکت را پایین بگیر
پا‌هایت را حرکت بده
زانو‌هایت را خم کن
کمر را بچرخان
پایین به بالا
تا آخر دنبال کن
ضعیف نباش
یک روز به این فکر افتادم که من همه ی سعیم را می‌کنم ولی هنوز بازی‌ام عالی نیست. با ناامیدی از خودم پرسیدم کجای کارم اشتباه است؟ به همه ی نصیحت‌هایی که در کتاب قواعد بازی در زندگی: آنچه بهترین بهترین‌ها بهتر از هر کس دیگری انجام می‌دهند، فکر کردم و هنگامی که متوجه اشکال کارم شدم لبخند زدم.
من همه کار، به جز تمرکزم بر توپ «هدف» انجام می‌دادم. من در هنگام بازی فکرم بر انجام هر کار دیگری درگیر بود و مهم بودن بازی را فراموش کرده بودم.
می‌دانستم که تنها من این طور نیستم. من بار‌ها این اتفاق را در مدرسه، دانشگاه، محل کارم و در زندگی دیده بودم.
حواسپرتی سبب می‌شود تمرکزمان را از دست دهیم.
اجازه می‌دهیم موضوعات کم اهمیت در مسیرمان معنی پیدا کند.
مشغله کار و استرس از ایجاد و گسترش روابط با دیگران که برای ساختن یک تیم و حرفه ی موفق تعیین کننده است، جلو گیری می‌کند.
بمباران شدن با اطلاعات و گیر افتادن در حواسپرتی‌ها سبب می‌شود آنچه واقعاً در زندگیمان مهم است را فراموش کنیم.
ما به جای تمرکز به فرآیند بر نتایج تمرکز می‌کنیم و در عجب که چرا هدف‌هایمان را فراموش کرده‌ایم.
ما بر هر چیزی به جز (توپ) هدف تمرکز می‌کنیم.
امروز می‌خواهم شما را تشویق کنم هوشیار باشید. به مبنا‌ها بر گردید. بر اساس‌ها تمرکز کنید. به یاد بیاورید که واقعاً چه می‌خواهید. اصول و عملکردهای ساده‌ای را که برای موفقیت شما در محل کار و خانه تعیین کننده هستند  شناسایی کنید.
ساده بگویم: تمرکز، اجرا
دیروز دو ساعت بازی کردم. بدنم خسته و تاول پا‌هایم خیلی اذیتم می‌کرد. ولی با خودم می‌گفتم، تمرکز داشته باش.
من بهترین بازی زندگی‌ام را انجام دادم.
تمرکز کردن به من کمک کرد سطح بازی‌ام را به مرحلهٔ جدیدی برسانم. می‌دانم این کار به شما هم کمک خواهد کرد.

instagram: khoshbakhti.ir

می‌توانی نه بگویی؟

احتمالاً به یاد نمی‌آورید ولی گفتن «نه» یکی از کشفیات شگفت آور دوران بچگی شماست.

– مارتا بک

بعداظهر پنج شنبه بود. دوستم تلفنی با من صحبت می‌کرد، با اظهار تاسف که مجبور است همهٔ روز جمعه‌اش را برای مهمانی دخترش شیرینی بپزد، پسرش را به همراه دوستان او به سینما ببرد و به مهمانی تولد دوستش نیز برود. در هر شرایطی او این کار‌ها را انجام می‌داد و احساس می‌کرد باید بله بگوید. او ناله می‌کرد: «من فقط سختمه جواب نه بدهم.»
خیلی‌ها را می‌شناسم که با این موضوع درگیرند. مردمی که این رنج را تحمل می‌کنند از توان می‌افتند، بیش از حد خسته می‌شوند و اغلب نمی‌توانند همهٔ تعهداتشان را انجام دهند و همین سبب عصبانیت دیگران می‌شود، باعث می‌شود احساس گناه یا نالایق بودن کنید و یا آن قدر خسته شوید که نتوانید از کاری که انجام می‌دهید لذت ببرید.
اگر احساس می‌کنید اساساً نالایق هستید و مجبورید مرتب خودتان را ثابت کنید، اگر احساس می‌کنید داشتن محدودیت‌ها و مرز‌ها قابل قبول نیست، اگر باور دارید نمی‌توانید با عدم رضایت دیگران زندگی کنید، آنگاه برای شما گفتن، «متاسفم، نمی‌توانم این کار را انجام دهم.» بسیار سخت خواهد بود.
می‌گویید ما محدودیت‌هایمان را می‌شناسیم، این را به دیگران بگویید. ما با تمام وجود می‌دانیم که امکانش نیست رضایت همه را جلب کنیم و گاهی لازم است دیگران را ناامید کنیم.
اگر درخواستی که از ما می‌شود ماورای تواناییمان باشد این حق را داریم که نپذیریم. لازم نیست که به کسی چیزی را دربارهٔ شایستگی ما برای دریافت عشق و توجه ثابت کنیم. ما بر خودمان متکی هستیم و مهم‌ترین قاضی کار‌هایمان. ما نیاز‌ها و الویت‌هایمان را می‌شناسیم.
اگر دچار این چالش شده‌اید، به آنچه جان گوردون در کتاب قواعد بازی در زندگی می‌گوید فکر کنید، ستارهٔ قطبی خودتان را پیدا کنید.
از بچگی آموخته‌ایم به بعضی از خواسته یمان اعتنا نکنیم تا خودمان را به دیگران ثابت کنیم. یاد گرفته‌ایم که چه بخواهیم یا نخواهیم به تقاضاهای دیگران پاسخ مثبت دهیم.
به هر حال ما به بله گفتن ادامه می‌دهیم اگرچه در درونمان می‌دانیم نمی‌خواهیم اما این احساس را با احساسات مختلف بروز می‌دهیم. هنگامی که این احساس را دارید باید روشتان را تغییر دهید. شما باید به اطرافیانتان احساس درونیتان را بگویید: «نه! نمی‌شود، نمی‌توانم این کار را انجام دهم. متاسفم، ولی جوابم نه است.»

instagram: khoshbakhti.ir

۵ روش برای آنکه همانند یک قهرمان فکر کنید

برای قهرمان شدن باید مثل یک قهرمان فکر کرد. قهرمان‌ها متفاوت از هر کس دیگری فکر می‌کنند. آن‌ها زندگی‌ها و کار‌هایشان را با رویکرد ذهنی متفاوتی دنبال می‌کنند و سیستمی را باور دارند که آن‌ها را از جمع جدا می‌کند.

۱. قهرمان‌ها توقع دارند برنده شوند. هنگامی که آن‌ها در محوطه قدم می‌زنند، در میدان بازی هستند، در جلسه یا در کلاس هستند توقع برنده شدن دارند. در حقیقت آن‌ها هنگامی که شکست می‌خورند حیرت زده می‌شوند. ان‌ها توقع برنده شدن دارند و باورهای مثبتشان اغلب به عملکرد‌ها و نتایج مثبتی ختم می‌شود. آن‌ها ابتدا در ذهنشان برنده می‌شوند و سپس در قلب‌ها و ذهن‌های مشتری‌ها، دانش جویان یا طرفدار‌هایشان برنده می‌شوند.
۲. قهرمان‌ها موفقیت‌های کوچکشان را جشن می‌گیرند. با جشن گرفتن پیروزی‌های کوچک قهرمان‌ها اعتمادشان را به دست می‌آورند تا به دنبال پیروزی‌های بزرگ بروند. پیروزی‌های بزرگ و موفقیت‌های بزرگ از بسیاری پیروزی‌های کوچک به دست می‌‌اید. به این معنی نیست که قهرمان‌ها از خود راضی هستند. بلکه با جشن‌های به جا و تقویت روحیه قهرمان‌ها سخت‌تر کار می‌کنند، تمرینات بیشتری انجام می‌دهند و باور می‌کنند که می‌توانند کارهای بیشتری انجام دهند.
۳. قهرمان‌ها هنگامی که برنده نمی‌شوند بهانه نمی‌آورند. آن‌ها به اشتیاهات دیگران تمرکز نمی‌کنند. آن‌ها به آنچه می‌توانند بهتر انجام دهند تمرکز می‌کنند. آن‌ها اشتباهاتشان را می‌بینند و از آن به عنوان فرصتی برای رشد استفاده می‌کنند. در نتیجه قوی‌تر، عاقل‌تر و بهتر می‌شوند.
۴. قهرمان‌ها بر آنچه می‌توانند انجام دهند نه آنچه که باید انجام دهند تمرکز می‌کنند. آن‌ها زندگی و کارشان را به عنوان هدیه نه التزام می‌دانند. آن‌ها می‌دانند اگر بخواهند به نتایج خاصی برسند باید متعهد شوند و از روال کار لذت ببرند. شاید آن‌ها از هر دقیقه از سفرشان لذت نبرند ولی رویکردشان به آن‌ها کمک می‌کند مهارت‌هایشان را پرورش دهند.
۵. قهرمان‌ها باور دارند در آینده به پیروزی‌های بیشتری دست می‌یابند و ایمان آن‌ها بیشتر از ترسشان است. انرژی مثبتشان بیشتر از هم صدایی منفی باف هاست. یقین آن‌ها بزرگ‌تر از همهٔ شک هاست. اشتیاق و هدف آن‌ها بزرگ‌تر از چالش‌های آنهاست. علی رغم موقعیت آن‌ها قهرمان‌ها باور دارند بهترین روز‌هایشان پیش رویشان است نه پشت سرشان.
اگر تا کنون تصور می‌کردید که نمی‌توانید یک قهرمان شوید دوباره به آن فکر کنید. قهرمان‌ها قهرمان متولد نمی‌شوند. آن‌ها شکل می‌گیرند و الگو می‌شوند. و همانطور که آهن آهن را می‌برد شما می‌توانید با تفکر درست، باور‌ها و توقعات ساختار فکریتان را پرورش دهید و به عملکردهای قدرتمندی هدایت شوید.

شما تصور می‌کنید قهرمان‌ها قهرمان متولد می‌شوند یا پرورش می‌یابند؟

روز بازی

من آموخته‌ام که در هر جنبه از زندگی؛ کار، ورزش، موسیقی و…تمرین و آماده سازی یعنی همه چیز. در عصر سرگرمی‌های تلویزیونی و خوشگذرانی‌های لحظه‌ای، نادیده گرفتن آنچه موفقیت واقعی لازم دارد، آسان است. با این همه آنچه اغلب به آن توجه می‌کنیم  تنها اجرای شخص موفق است.

ما کنسرت، فیلم، برنامه‌ی کامپیوتری، نمایش، سخنرانی، جراحی معجزه‌آسا و مسابقات المپیک را می‌بینیم.  ما نتیجه نهایی، یعنی محصول را مشاهده می کنیم. ما ” روز بازی ” را می‌بینیم. ولی آنچه اکثر ما نمی‌‌بینیم ساعت‌های بیشمار عرق ریختن، سختی کشیدن، فداکاری، تمرین  و آمادگی است که افراد موفق را به این سطح عالی می‌‌رساند. تایگر وود، قهرمان گلف، هزاران پرتاب قبل از پرتابی که منجر به پیروزی می‌ شود انجام می‌دهد. رافائل نادال، قهرمان تنیس، قبل از پیروز شدن در جام بین اللمللی تنیس ویمبلدوان میلیونها ضربه با پشت راکت (بک هند) تمرین کرده است. یک ستاره موسیقی قبل از ستاره شدن ساعت های بیشماری را به آواز خواندن می‌گذراند. طراحان تکنولوژی هزاران ساعت را صرف خلق تولیدات تحول آمیز و جدید می‌کنند که زندگی ما را آسان تر می‌سازد. معلمی که برنده ی جایزه ی نمونه سال می‌شود مسیر حرفه ای و روش‌های علمی زیادی را طی می‌کند تا به بهترین روش ارتباط با دانش آموزان دست یابد.گروه ارکستر موسیقی برای آنکه اشک شوق به چشم‌های شنوندگان بیاورد برای خلق موسیقی هزاران ساعت تمرین می‌کنند و تیم‌های فروش برای ملاقات مهمی که شاید فقط چند ساعت طول بکشد و منجر به گرفتن بزرگ‌ترین مشتری‌ها میشود یک سال وقت می‌گذارند.

حتی در شغل من، حیرت آور است که چند ساعت وقت صرف می‌شود تا یک کتاب به بازار برسد. پیدا کردن یک کتاب خوب، تحقیق، نوشتن ترجمه، آماده سازی، ویراستاری، دوباره خواندن، باز هم ویراستاری، گرفتن مجوز، باز هم خواندن، پیدا کردن یک طراح خوب  و طراحی جلد کتاب، آماده‌سازی قبل از چاپ، چاپ، صحافی، پخش کتاب همه و همه زمان بسیار زیادی می‌برد.

برای هر کاری باید بهایی پرداخت. در حقیقت بیشتر وقت ما به تمرینات آمادگی می‌گذرد که همیشه هم چندان لذت بخش نیست. زندگی نیز همین‌طور است جان گوردون در کتاب قواعد بازی در زندگی، آنچه بهترین بهترین ها بهتر از هر کس دیگری انجام می‌دهند آن را اصل روز بازی می‌نامد. ده درصد از زندگی انسان لحظات مهم اجرا در روز بازی است. در حالی که نود درصد به زمانی برای آماده شدن، تمرین، منتظر ماندن و اجرا می‌گذرد. در حقیقت چگونگی تمرین‌ها و پیدا کردن آمادگی در طی نود درصد از زمان‌مان، چگونگی اجرا در  روز بازی را تعیین می‌کند و آمادگی‌مان در روز بازی سطح موفقیت‌مان را مشخص می‌کند.

دقیقاً مثل شرکت کننده‌های بازی‌های  المپیک ما نیز باید برای یک مسابقه‌ی مشخص  سالها تمرین کنیم؛ باید هر روز بیدار شویم، تمرین کنیم، آماده شویم تا بهترین‌هایی  را که می‌توانیم، در روز بازی نمایش دهیم . پس بیایید به متوسط بودن قانع نشویم بلکه هر روز برای عالی شدن تلاش کنیم. این امر نیازمند کار سخت، آمادگی  و ساعت‌ها تلاش است  ولی ارزشش را دارد.

شما چگونه برای روز بازی آماده می‌شوید ؟

instagram: khoshbakhti.ir