سوپ یعنی لذت دور هم بودن

شما هر روز ظرف زندگی را هم می زنید و مهم ترین عنصر تعیین کننده ای که در طبخ سوپتان تاثیر می گذارد، خودتان هستید. ارتباط هایی که در محل کار و خانه ایجاد می کنید، مواد اولیه و کیفیت سوپ شما را تعیین می کند؛ عشق، خوش بینی، اعتماد، دیدگاه، ارتباط، اعتبار، قدردانی و اشتیاق شماست که به زندگی طعم می بخشد.

شخصی که قاشق به دست دارد و تصمیم می گیرد ظرف را هم بزند، می تواند تفاوت های بنیادی ایجاد کند. شخصی که تصمیم می گیرد بهترین های دیگران را با بهترین های خودش به نمایش بگذارد، می تواند تیم ها و سازمان ها را تغییر دهد.

امیدوارم با خواندن کتاب سوپ: راهکارهایی برای بالا بردن کیفیت کار گروهی، شما تصمیم بگیرید آن شخصی شوید که با الگو بودنتان؛ شرکت، تیم، خانواده، کلاس، بیمارستان و… را مدیریت کنید. با این سرمایه گذاری و با ارتباط هایی مثبت، می توانید کار گروهی را پرورش دهید و فرهنگ عالی بودن را خلق کنید.

سوپ یعنی لذت دور هم بودن. بنابراین، اجازه دهید با یکدیگر بخوانیم، با یکدیگر بیاموزیم، با یکدیگر بخوریم، با یکدیگر رشد کنیم و با یکدیگر موفقیت خلق کنیم.

 برای خرید اینترنتی کتاب به اینجا مراجعه کنید.

راهنما

برگ درختان سبز در نظر هوشیار، هر ورقش دفتری است معرفت کردگار
سعدی

اندی اندروز از جمله افرادی است که جزء فهرست «تاثیرگذارترین اشخاص دنیا» از نظر نیویورک تایمز قرار دارد. او نویسنده‌ی داستانهای پر فروش و سخنگوی سازمانهای بزرگ در دنیا است.
راهنما: دیدگاهی نو برای تحول در زندگی یکی از کتابهای بسیار مشهور و اثرگذار این نویسنده است. این داستان وقایع‌نگاری از احوالات یک شهر کوچک و مردمان ساده‌ی آن دیار است. مردم این شهر مشکلات خود را دارند، طلاق و فروپاشی خانواده‌ها، بزرگسالانی در آستانه‌ی تسلیم شدن در مقابل زندگی، تاجرانی در شرف ورشکستگی،… . تا اینکه پیرمردی مرموز به نام جونز دیدگاهی نوین و معجزه‌وار را برای تحول در زندگی به این مردم هدیه میکند. جونز یک راهنما است. این موهبت اوست. او به نکاتی اشاره میکند که دیگران نادیده میگیرند.

راهنما که در رده‌ی داستانهای الهام بخش قرار می گیرد به خواننده این فرصت را میدهد تا اولین قدم به سوی تغییری اساسی در جنبه‌های مختلف زندگی خود بردارد.
تغییر که از ارکان اولیه مدیریت و کسب و کار در دنیای متلاطم امروز نیز است به عنوان یک الزام برای بقا است. تغییر اجتناب ناپذیر است و باید به منظور ایجاد تحولات سازنده و مؤثر در زندگی روزمره و حتی در سازمانها صورت پذیرد.
در یکی از بخشهای کتاب راهنما شخصیت اصلی یعنی جونز نیاز به اطلاعات را به برگ یک درخت در جنگل تشبیه میکند. توانایی کسب اطلاعات و سپس استفاده از همین مقدار اطلاعات ناچیز برای رسیدن به شناختی جامع و کلی، از جمله قابلیتهای یک مدیراست. جونز به زیبایی آنچه را که شما میتوانید درباره‌ی جنگل از یک برگ بیاموزید توصیف میکند؛ همین برگ به ظاهر ناچیز به شما در فهم و شناخت فصلی که در آن قرار دارید، آب و هوا، نوع درختان مجاور و بسیاری اطلاعات دیگر کمک میکند.
به عنوان یک مدیر گاهی ما صرفا به پاک کردن صورت مساله اکتفا میکنیم و از اصل مشکل غافل میمانیم. بسیاری از اوقات مسائل کوچکی که گوشزد میشود، نشانه‌ی وجود مشکلاتی بزرگتر در درون سازمان است.
در مقام یک مدیر برگ تنها یک برگ نیست، بلکه راهنمایی برای شناخت جنگل (سازمان) است. به موشکافی و تجزیه تحلیل همین تکه برگها بپردازید تا شما را به شناختی عمیق از سازمان خود برساند. نتایج کار مایه‌ی شگفتی شما خواهد بود.

مدیریت

مسافر
«هر دقیقه از روز، انتخاب‌های شخصیتان می‌تواند نتایج چشمگیری در بقیه زندگیتان بگذارد و شاید حتی زندگی‌های نسل‌های بعدی داشته باشد.»
اندی اندروز، مسافر

هنگامی که در کتاب مسافر: هفت تصمیمی که موفقیت فردی را تعیین می کند دربارهٔ آن هفت تصمیم می‌خوانید، در می‌یابید که اندی اندروز چندان از لغت مدیریت استفاده نمی‌کند ولی هر موضوعی که او در این کتاب مطرح می‌کند، اصول مدیریت را تقویت می‌کند. هفت تصمیم به شما کمک می‌کند مدیری که سزاوارش هستید باشید.
مدیریت، یا توانایی شما برای هدایت، در زندگی‌ای که خواستارش هستید کاملاً تعیین کننده است. به هر حال، از نظر من لازمه یک مدیر خوب بودن زیاده روی در مطالعه و پیچیده کردن مسائل نیست. شما مجبور نیستید هزار‌ان کتاب دربارهٔ مدیریت بخوانید تا مدیری شایسته شوید.
راز مدیریت ساده است. شما در درونتان خصوصیات لازم برای هدایت یک گروه را دارید، تنها باید آن‌ها را شناسایی و استفاده کنید. باورهای ما، موفقیت‌ها یا شکست‌هایمان را خلق می‌کنند. دربارهٔ تصوراتی که درباره مدیریت داشتید متفاوت فکر کنید، سرنوشتتان را تغییر خواهید داد.
اغلب مردم فکر می‌کنند، خب، من خصوصیت یک مدیر را ندارم.
البته که دارید!
درک این موضوع مهم است. درواقع مدیریت در دو چیز خلاصه می‌شود: دیدگاه شما یا باور خودتان و خصوصیتی که ما «توانایی دوست داشتن» می‌نامیم. توانایی دوست داشتن می‌تواند به عنوان توانایی برای ایجاد ارتباط به منظور گوش دادن به شما تعریف شود. ما به افرادی که دوست داریم گوش می‌دهیم.
مدیران بزرگ به ندرت با استانداردهای افراد دیگر واقع گرا هستند. به طریقی، این افراد اغلب عجیب به نظر می‌رسند، مسیرشان را در میان زندگی انتخاب می‌کنند، توقعات و احساسات منفی را نادیده می‌گیرند. در نتیجه آن‌ها یکی پس از دیگری کارهای بزرگ انجام می‌دهند و هرگزتوجهی ندارند که چه کاری را نمی‌توانند انجام دهد.
شما پیش از این به طور طبیعی یک راهنما بوده‌اید. همه در زندگیشان شخصی را راهنمایی کرده‌اند، حتی اگر آن شخص یک بچه بوده باشد. توانایی مدیریت به میزان زیادی به باور‌ها یا نظر شما نسبت به دیگران  سپس چسبیدن به آن عقیده حتی در روبرو شدن با منتقدان یا مخلفان بستگی دارد.
چند بار با دوستانتان بوده‌اید و شخصی پرسید، «قصد دارید کجا غذا بخورید؟»
«نمی‌دانم. شما قصد دارید کجا غذا بخورید؟»
شخصی می‌گوید، «رستوران هندی. بیایید برویم رستوران هندی».
گروه جواب می‌دهد، «بسیار خوب».
آیا تا کنون توجه کرده‌اید که شخصی در گروهتان به طور اجتناب ناپذیری در مورد فیلمی که گروه خواهد دید  یا اینکه دوستان باید در چه رستورانی غذا بخورندتصمیم می‌گیرد؟
به طور اساسی دو دلیل برای این امر وجود دارد: اول، همه این شخص را دوست دارند و دوم، این شخص چیزی می‌گوید! او نظراتش را بیان می‌کند. همه معمولاً موافقت می‌کنند. شاید شما آن را مدیریت ندانید ولی آن دقیقاً مدیریت است!
در کتاب مسافر با هفت تصمیم آشنا می‌شوید. این هفت تصمیم مسیری اساسی برای آنکه شخصی شوید که دیگران می‌خواهند دوروبرشان باشید فراهم می‌آورد. این هفت تصمیم سبب می‌شود مسافر، ماورای هر کتابی با مهارت‌های زندگی عمل کند و تشویقتان می‌کند مدیر با نفوذتری شوید و کمک می‌کند خط مشی‌ای برای به کار بردن همهٔ آنچه تا کنون آموخته‌اید، پیدا کنید.
کتاب‌ها و سمینارهای فروش، مهارت‌های مدیریتی و تکنیک‌ها مهم هستند ولی صادقانه می‌گویم بدون اجرای این هفت تصمیم آن‌ها مهم نیستند. شما جواب «درست» را می‌دانید، هر کلمه را به یاد دارید و همهٔ آمارها را با تمام وجود می‌دانید ولی اگر افراد دیگر نخواهند اطراف شما باشند یا به شما احترام نگذارند همهٔ جواب‌های درست دنیا،  واقعاً مهم نیستند. در مسافر با هفت تصمیم آشنا می‌شوید که پایهٔ هر پیشرفتی در زندگی است. اگرچه شما هنگامی که این هفت تصمیم را مطالعه می‌کنید به ندرت کلمهٔ مدیر را می‌خوانید ولی به یاد داشته باشید که این اصول به شما کمک خواهند کرد راهنمای شایسته‌ای برای بچه‌ها، همسر، همکاران و دوستانتان شوید.