لونا روی پای سارا نشسته بود، سرش زیر چانهٔ سارا جمع شده بود گویی نیمی از عمرش را آن طور گذرانده است.

الکس با تماشای او در حیرت بود که آیا این موارد برای بچه‌های شش ساله طبیعی یا به طور خاص مخصوص خواهرش است؛

آرامشی که با اتصال به هر کسی با آغوش باز به دست می‌آورد: اول یسنیا و حالا سارا.

هرگز بال پرواز نخواستیم؛ ونسا دیفن باخ، فیروزه مهرزاد، نشر آموت، چاپ دوم

 

به مدت شش ماه، پدربزرگشان با پر روی تابلویی کار می کرد.

منظره ی  روستایی در مکزیک ،با خانه های کوچک گچکاری شده شیب دار در ردیفهای ناتمام، و زنی پیچیده در شال که به ماه کامل نگاه می کرد.

این تنها مشخصه زن بود. زن جوان بود، اما الکس می توانست بگوید مادربزرگش است. همیشه مادربزرگش بود. تابلو انقدر خوب بود که از چند متر دورتر با نقاشی رنگ و روغن اشتباه گرفته می شد.

هرگز بال پرواز نخواستیم؛ ونسا دیفن باخ، فیروزه مهرزاد، نشر آموت

نمایشگاه کتاب- شهر افتاب سالن ملل- بالای پله برقی- غرفه ی نشر آموت

کتاب را می توانید از سایت پخش ققنوس تهیه کنید

هرگز بال پرواز نخواستیم

 

افسانه ای هیمالیایی می گوید:

“پرندگان زیبای سفیدی وجود دارند که زندگی شان در پرواز می گذرد. آنها در اسمان متولد می شوند و هنگام سقوط، قبل از رسیدن به زمین، باید پرواز را یاد بگیرند.

آنها همچنین در حال پرواز و در آسمان میمیرند. شاید شما در چنین زندگی ای متولد شوید، مواظب باشید از بالا به پایین نیفتید.

هرگز بال پرواز نخواستیم؛ ونسا دیفن باخ،فیروزه مهرزاد، نشر آموت

 

 

” ونسا دیفن باخ” در رمان هرگز بال پرواز نخواستیم با نثری زیبا موضوع مادری ناگریز، مهاجرت غیر قانونی و رویای امریکایی شدن را در داستانی قدرتمند، اگاهانه و الهام بخش درباره ی خانواده به هم می آمیزد تا رمان،

مدت ها پس از خوانده شدن، همچنان در ذهن و قلب خواننده باقی بماند. این رمان مصون از نگرشی ساده انگارانه و اغراق امیز و بدون احساساتی شدن، از نشان دادن مادران کاملی که فقط بهترین ها را برای فرزندان شان

می خواهند، اجنتاب می کند.

دیفن باخ، قصه گوی فوق العاده ای ست؛ نثر ساده اما شاعرانه ی او باعث می شود این داستان کلاسیک امریکایی با نوع خاصی از زیبایی خوانده شود.

داستانی رضایت بخش از سفری دلگرم کننده، ترکیبی از خوش بینی و مثبت اندیشی و نیروی اراده برای بهبود زندگی که تایید و تحسین شما را بر می انگیزد.

“مجله هفته سرگرمی”

رمان ” هرگز بال پرواز نخواستیم” نوشته ی ” ونسا دیفن باخ” با ترجمه ی فیروزه مهرزاد در ۴۲۰ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط نشر آموت منتشر شده است.

سی امین دوره ی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

از سیزدهم تا بیست و سوم اردیبهشت

از ده صبح تا هشت شب

شهر آفتاب- سالن ملل- بالای پله برقی- غرفه نشر آموت

هرگز بال پرواز نخواستیم

لتی اسپینونزا، برای اداره و گذراندن زندگی اش در چهارده سال گذشته، سه شغل مختلف عوض کرده است.

در طی این مدت مادر لتی از فرزندان او، الکس که اکنون پانزده ساله است و لونا که شش سال دارد در اپارتمان کوچکی در منطقه ی دورافتاده ای نزدیک به خلیج نگهداری می کرده است.

حالا پدر و مادر لتی قصد بازگشت به مکزیک را دارند و او مجبور است به تنهایی سرپرستی فرزندانش را بر عهده بگیرد و یک مادر تمام وقت باشد اما…

” ونسا دیفن باخ” در رمان هرگز بال پرواز نخواستیم با نثری زیبا موضوع مادری ناگریز، مهاجرت غیر قانونی و رویای امریکایی شدن را در داستانی قدرتمند، اگاهانه و الهام بخش درباره ی خانواده به هم می آمیزد تا رمان،

مدت ها پس از خوانده شدن، همچنان در ذهن و قلب خواننده باقی بماند. این رمان مصون از نگرشی ساده انگارانه و اغراق امیز و بدون احساساتی شدن، از نشان دادن مادران کاملی که فقط بهترین ها را برای فرزندان شان

می خواهند، اجنتاب می کند.

دیفن باخ، قصه گوی فوق العاده ای ست؛ نثر ساده اما شاعرانه ی او باعث می شود این داستان کلاسیک امریکایی با نوع خاصی از زیبایی خوانده شود.

داستانی رضایت بخش از سفری دلگرم کننده، ترکیبی از خوش بینی و مثبت اندیشی و نیروی اراده برای بهبود زندگی که تایید و تحسین شما را بر می انگیزد.

“مجله هفته سرگرمی”

نویسنده ای که رمان زبان گل های  او در صدر پر فروش ترین های نیویورک قرار گرفته و تا کنون به بیش از چهل زبان دنیا ترجمه شده است، این بار رمانی درباره ی عشق جوانی و انتخاب های سخت و امیدوار ماندن  علیرغم تمام مشکلات نوشته است.

رمان ” هرگز بال پرواز نخواستیم” نوشته ی ” ونسا دیفن باخ” با ترجمه ی فیروزه مهرزاد در ۴۲۰ صفحه و به قیمت ۲۷۵۰۰ تومان توسط نشر آموت منتشر شده است.

سی امین دوره ی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

از سیزدهم تا بیست و سوم اردیبهشت

از ده صبح تا هشت شب

شهر آفتاب- سالن ملل- بالای پله برقی- غرفه نشر آموت