این زندگی شماست، می خواهید با آن چه کنید؟

این که چه قدر داریم خوشبختی نمی آفریند، این که چه قدر لذت می بریم خوشبختی می آفریند.

چارلز اسپرجن

حتی در زمان غصه یا چالش یا در میانه یک روز عادی، می توانیم برای چیزهایی که باعث لذت و خوشی ما می شوند وقت بگذاریم. در واقع لازم داریم این کار را انجام دهیم، چون همین ها کمک می کنند که زندگی ارزش داشته باشد و همین ها ما را برای هر آن چه که باید انجام دهیم تقویت می کنند. لذت های ساده، اجابت خواسته ها یا فعالیت های کوچک معمولی هستند که بدون هزینه ای سنگین به ما انرژی، آرامش یا لذت می بخشند.

هر یک از ما فهرست های متفاوت داریم.  خوردن بستنی برای یک نفر و نواختن پیانو برای دیگری. من عاشق تماشای نقاشی های دخترم، درست کردن کاردستی  با او، دیدن تلاشش در یادگیری کلماتی که با حروف الفبا شروع و…. من عاشق کتاب خواندن و نوشتن هستم.

فهرست شما چیست؟ چیزهایی که نوای دلنشین قلب تان هستند، چیزهایی که باعث می شوند آهی از سر رضایت بکشید و فکر کنید

” زنده بودن چه قدر خوب است” کدام هستند؟ این چیزهای کوچک عواید بزرگی دارند.

همانطور که مری جین رایان در کتاب امسال می خواهم… می گوید: “خوشبختی یعنی این که هر چند وقت یک بار خوشحالید، نه این که چه قدر عمیقاً خوشحالید.”

لذت های کوچک، که دائم در آن غرق می شوید، یکی از شیوه های اصلی است برای اینکه احساس خوشبختی کنید.

هدف های Smart خلق کنید.

در کتاب امسال می خواهم … مری جین رایان درباره کمک به تغییرات فردی و ساختاری پیشنهاد می دهد
هدف های Smart خلق کنید.
یعنی خاص: قابل اندازه گیری ، قابل اجرا، مناسب و در محدوده زمانی محدود.

خاص: اشاره به انتخابی دارد که شما بتوانید آن را مشخص کنید.
یادگیری نواختن گیتار خاص است، شما آنچه باید انجام دهید را می دانید. مثلاً “به جای زمانی برای خودم بگذارم”؛ بگویید” یک آخر هفته را در ماه به خودم اختصاص می دهم.”

قابل اندازه گیری: دقیقاً منظور، توانایی برای سنجیده شدن است. تصور کنید می خواهید در مقابل خویشاوندان سببی تان بردباری بیشتری داشته باشید. همین الان به عصبانیت تان نسبت به آنها شماره ای دهید. شاید مقدار عصبانیت تان زیاد باشد، بگویید ۴- شما تصمیم می گیرید به موفقیت تان و احساس آرامش بیشتر۳ + دهید.
با این روش، زمانی می توانید اعلام کنید موفقیت کسب کرده اید که در اطراف خویشاوندان سببی تان هستید و به میزان عصبانیت تان ۳+ می دهید.

قابل اجرا: منظور از قابل اجرا، واقع بین بودن درباره آنچه امکان رویداد آن وجود دارد. برخلاف قول های تبلیغاتی شما
نمی توانید ۲۵ پوند را در یک هفته کم کنید. با سعی برای چیزی که امکانش نیست، خودتان را برای شکست آماده می سازید. به زندگی تان نگاه کنید و درباره آنچه می توانید به صورت قابل قبولی انجام دهید، تصمیم بگیرید.
مناسب: منظور چیزی است که برای شما مهم است. اگر دلیل واقعاً خوبی برای انجام دادن کاری نداشته باشید، انجام ندادن آن بسیار راحت است. شما باید بدانید آن هدف چرا برایتان مهم است.

محدودیت زمان:اشاره به معلوم کردن زمانی در آینده که می خواهید آن کار در آن زمان تمام شود.
زمانی که یک هدف smart ایجاد می کنید، می دانید چه زمانی به هدفتان می رسید.

۲۰ اصلی که در مدرسه نیاموخته‌ایم- قسمت اول

فرقی ندارد چه کاره‌اید، مهم نیست چند سال دارید، صرفنظر از اینکه در کجا بزرگ شده‌اید، همهٔ ما در موضوعی مشترک هستیم- اشتیاقمان به موفقیت.

موفقیت واقعی با شما تعریف می‌شود، با شخص شما و هدف‌هایتان. معنی موفقیت برای هر کسی متفاوت از دیگری است. موفقیت برای بعضی ماشین آخرین مدل و خانه‌های ویلایی است و برای تعدادی همسر، والدین و دوست خوب بودن. برای بعضی به سادگی شاد بودن است. یا می‌تواند همهٔ موارد بالا باشد.
من معتقدم، شادی و خوشبختی- هر چیزی که در زندگیتان می‌خواهید- با احساسات و عقاید محکم، تعهد، و پافشاری شروع می‌شود. بدون آن‌ها شما نمی‌توانید تاب بیاورید و بر مشکلاتی که در مسیرتان قرار می‌گیرد غلبه کنید. چون از طریق این آزمون هاست که خودتان و هدفتان را کشف می‌کنید.

در سفر زندگی‌ام با موانع و اشتباهات زیادی روبرو شده‌ام. هدیه آن موانع و اشتباهات این اصول است که به عنوان راهنما یا شاید باید بگویم روش من برای زندگی – از آن‌ها استفاده می‌کنم تا خودم را قدرتمند‌تر احساس کنم.

۱. در زندگی تنها موردی که کنترلش کاملاً در دست‌های شماست، دیدگاهتان است. فرقی ندارد چه اتفاقی بیافتد، شما آن اتفاق را معنی و آنچه در آن شرایط انجام می‌دهید را کنترل می‌کنید. برای به دست آوردن دیدگاهی بهتر نسبت به مسائل زندگی می‌توانید کتاب راهنما: دیدگاهی نو برای تحول در زندگی اندی اندروز را مطالعه کنید.

۲. از پشیمانی بیشتر از شکست بترسید.

۳. شکست قسمتی از سفر موفقیت است. حتی یک داستان موفقیت پیدا نخواهید کرد که شکستی را تجربه نکرده باشد. دلیل اینکه شما آن را به عنوان داستانی از موفقیت شنیده‌اید این است که آن افراد شکست را به عنوان ابزاری برای رسیدن به موفقیت دانسته‌اند.

۴. موضوع این نیست که برای زندگی چه می‌خواهید انجام دهید، موضوع این است که می‌خواهید چه کسی باشید. هدفتان چیست؟ من باور دارم این سوال بزرگسالان «بزرگ شدی می‌خواهی چه کاره شوی؟» اشتباه است. باید پرسیده شود «می‌خواهی چه کسی باشی؟»؛ «در این دنیا می‌خواهی چه رد پایی باقی بگذاری؟» جوابتان نشان دهندهٔ آن است که چه کاری باید انجام دهید.

۵. متمرکز ماندن. همانطور که جان گوردون در کتاب قواعد بازی در زندگی می‌گوید موفقیت دربارهٔ اصول مقدماتی است. این اصول کوچک عادی و خسته کننده‌اند. عملکرد باثبات، تعهد و متمرکز در کارهای روزانه؛ شاهکارهای خارق العاده‌ای خلق می‌کنند.

۶. مدیرت درست، از انرژی خوب نشات می‌گیرد.

۷. تا زمانی که درستان را یاد نگیرید، زندگی بار‌ها و بار‌ها‌‌ همان مشکلات و چالش‌ها را پیش روی شما قرار می‌دهد.

۸. تا زمانی که از مشکلات درونیتان عبور نکردید، دنیای بیرونیتان تغییری نمی‌کند. ما زمان زیادی را با تمرکز بر موانع بیرونی اطرافمان می‌گذرانیم و اجازه می‌دهیم آن‌ها بهانه‌های ما باشند. ولی هر چه بیشتر از مشکلات درونیمان آگاه باشیم و آن‌ها را حل کنیم، مشکلات بیرونیمان شروع به ناپدید شدن خواهند کرد.

۹. موفق‌ترین مردم آنهایی هستند که ابتدا بر روی خودشان کار می‌کنند. همانطور که مری جین رایان در کتاب امسال می‌خواهم… توضیح می‌دهد به توانایی‌های فردیتان نگاه کنید. شما پرورش دهنده خودتان هستید.

۱۰. قضاوت نکنید تا دیگران الهام بخشتان باشند. اگرهمیشه در حال قضاوت اطرافیانتان باشید دیگر نمی‌توانید از هر شخص و چیزی که اطرافتان است الهام بگیرید.

 

رویاهایی با ضرب العجل

یکی از حقایق علمی که در کتاب امسال می‌خواهم… مری جین رایان ذکر می‌شود توضیح این موضوع است که چرا ایجاد هدف‌هایی به صورت خاص، قابل سنجش، قابل اجرا، مناسب و با محدودیت زمانی مهم است. او از برنامه ۱۲ قدم برای این کار استفاده می‌کند که بر اعتدال و تمرکز هر روز تنها بر یک موضوع، اصرار دارد. مغز انسان دارای بخشی احساسی است که به غریزه، خوردن، جنگیدن و رفتار جنسی مربوط می‌شود. مغز احساسی چندان باهوش نیست. قسمت نئوکورتکس مغز؛ مغز متفکراست که انسان را از حیوان متمایز می‌کند، قسمتی از مغز ماست که توانایی تجزیه ، تحلیل و استدلال دارد.

برای حفظ یک تصمیم چه کاری  باید انجام دهیم؟

مغز متفکر جایی است که با آن تصمیم به انجام کاری متفاوت می‌گیریم اما مغز احساسی ما با تکیه بر آنچه هست، نحوه ارائه آن و انجام کار در گذشته نمی‌تواند با ما همکاری کند. به هر حال اگر ما هدف‌هایمان را‌‌ همان طور که مری جین رایان می‌گوید به صورت خاص، قابل سنجش، قابل اجرا، مناسب و با محدودیت زمانی تعیین کنیم به مغزمان که ما را در انجام تغییر تنها گذاشته است کلک می‌زنیم. تنها یک قدم کوچک در زمان.

برای رسیدن به موفقیت آسانسور نامناسب است. از پله استفاده کنید. پله پله پشت سر هم. اگر بگوییم: «قصد دارم در دو هفته آینده ده بار در هفته ورزش کنم» یا «قصد دارم در ماه آینده سه ساعت در هفته ورزش کنم» مغزمان آن را تهدیدی برای ما تشخیص نمی‌دهد و بنابراین زنگ خطر را به صدا در نمی‌آورد. این کار ما را قادر می‌سازد تصمیماتمان را به اجرا بگذاریم. زمانی که تمرینات آن ماه را تمام کردیم می‌توانیم هدف دیگری برای ماه بعد تعیین کنیم و همین طور تا بعد.

هدف‌ها رویاهایی‌اند که برای آنها ضرب العجل تعیین شده است.

عادت‌ها در ابتدا تارهای عنکبوت هستند و در ‌‌نهایت تبدیل به طناب می‌شوند

مری جین رایان در کتاب امسال می‌خواهم… می‌نویسد: اخیراً من همراه دو همکارم به یک سفر کاری دوازده روزه رفتم.‌‌ همان طور که سوار هواپیما می‌شدیم یکی از همکارانم به من گفت: «تازگی‌ها متوجه اضافه وزنم شده‌ام. آیا با یادآوری خوردن سالاد و جوجه به من کمک می‌کنی درست غذا بخورم؟» یک شب که تا دیر وقت کار می‌کردیم و دور هم نشسته بودیم تا برای شام با دیگران بیرون برویم.‌‌ همان دوستم که رژیم داشت با چند پاکت چیپس برای گروه رسید. در حالی که او پاکت چیپس را باز کرد و چیپسی برداشت من به صورت کاملاً خصوصی تقاضایش را به او یادآور شدم. او جواب داد: «من کاملاً فراموش کرده بودم. برای یادآوری‌ات ممنونم.»

دانشمندان می‌گویند زمان بین انگیزه ناگهانی و عملکرد، تنها نیم ثانیه است، نیم ثانیه! واقعاً درباره آن هیچ فکری نمی‌کنیم. انگیزه‌ای ایجاد می‌شود و در چشم بهم زدنی ما‌‌ همان کار همیشگی را انجام می‌دهیم. چون هر گذرگاهی که قبلاً ایجاد شده باشد به سرعت عمل می‌کند. ما دست‌هایمان را داخل جعبه شیرینی می‌کنیم؛ بدون بهانه با دوستمان جرو بحث می‌کنیم. بنابراین برای یادگیری چیزی جدید، باید آگاهیمان را بالا ببریم و در نتیجه بین انگیزه و عمل یک انتخاب داریم. آگاهی امکان رهایی از ذهن ِ اسیر عادت شده را فراهم می‌کند. چنین آگاهی‌ای بهترین دوستی است که ما می‌توانیم در خلق یک عادت جدید داشته باشیم. شما کاملاً نیازمند نوعی یادآوری از بیرون هستید. در صورت داشتن هر نوع عادتی نیاز دارید از مکان‌ها و افرادی که درگیر آن هستند دوری کنید. چون به محیط‌هایی که شما زمانی با آن درگیر بودید عکس العمل فیزیکی نشان می‌دهد. یادآوری‌هایی ایجاد کنید که واقعاً موثر باشند.

۲۰ راهنمایی برای سال جدید مثبت

۱. هر روز حداقل ده تا سی دقیقه را به پیاده روی «شکر گزاری» اختصاص دهید. مادامیکه تمرین شکر گزاری را انجام می‌دهید اصلیترین پادزهر استرس همراه شما می‌باشد.
۲. هر روز ده دقیقه را در سکوت بگذرانید.
۳. هنگام خواب به موسیقی‌های آرامش بخش گوش دهید.
۴. صبح‌ها هنگامی که بیدار می‌شوید این جمله را کامل کنید: امروز هدفم این است که….
۵. با انرژی، شور و شوق و احساس همدردی زندگی کنید.
۶. در سال جدید کتابهای بیشتری بخوانید.
۷. زمانی از روز را به مدیتیشن، یوگا یا دعا کردن اختصاص دهید.
۸. کاری را که همیشه دوست داشتید انجام دهید.
۹. مادامیکه بیدار هستید، رویاهای زیادی در سر بپرورانید.
۱۰. از سبزیجات و میوه‌ها بیشتر استفاده کنید..
۱۱. مربی کسی شوید و شخصی را مربی خود کنید.
۱۲. در کارهای خیریه شرکت کنید.
۱۳. خانه، ماشین و دفتر کارتان را تمیز نگه دارید. و اجازه دهید انرژی مثبت جریان داشته باشد.
۱۴. انرژی گرانبهایتان را صرف شایعات بی‌اساس، انگل‌های انرژی، موضوع‌های مربوط به گذشته، افکار منفی یا چیزهایی که تحت کنترلتان نیست هدر ندهید. در عوض انرژیتان را برای لحظهٔ مثبت حاضر سرمایه گذاری کنید.
۱۵. بدانید زندگی مثل مدرسه است و شما برای یادگرفتن اینجا هستید. مشکلات قسمتی از برنامه آموزشی هستند که مثل کلاسهای ریاضی شروع و تمام می‌شوند ولی درسهایی که می‌آموزید در تمام طول عمرتان ادامه خواهد یافت.
۱۶. صبحانه را مثل یک پادشاه، نهار را مثل یک شاهزاده و شام را مثل یک یک دانشجو بخورید.
۱۷. بیشتر لبخند بزنید و بخندید.
۱۸. هر شب قبل از خواب جمله زیر را کامل کنید:
من به خاطر…. سپاسگزارم.
۱۹. به یاد داشته باشید که انرژی مثبتتان را آنقدر زیاد کنید که استرس جایی در آن نداشته باشد.
۲۰. از لحظات زندگیتان لذت ببرید. شما تنها یک بار فرصت زندگی دارید پس از آن خوب استفاده کنید.

 

باز هم سال جدید

فروردین سبب می‌شود نسبت به زندگی احساس خوشبینی پیدا کنم. گذاشتن سفره عید در روز اول فروردین، انگیزه‌ای می‌شود تا برای به دست آوردن روحیه‌ای جدید در سال نو کاری انجام دهم.
با شروع سال جدید بسیاری از ما جنبه‌های مختلفی از زندگی‌هایمان را خصوصاً زندگی حرفه‌ایمان، بررسی می‌کنیم.
عالی بودن شاید مثل پرواز یک پرنده باشد، اگر در حمایت هوا نباشد هرگز پرنده قادر به پرواز نخواهد بود.
اگرچه بهار سریع‌تر از هر چه فکرش را کنم می‌گذرد. به هر حال می‌خواهم به رسم کتاب امسال می‌خواهم… – چگونه می‌توان یک عادت را تغییر داد، در تصمیم ثابت قدم بود و رویایی را به واقعیت تبدیل کرد- مری جین رایان مواردی که می‌خواهم امسال انجام دهم را یادداشت کنم. پس امسال می‌خواهم…
۱. در لحظه زندگی کنم. حتی اگر به معنی لبخند اجباری، هنگامی که کارمند پشت باجه بانک با همسرش صحبت می‌کند در حالی که من ۳۰ دقیقه در صف منتظر هستم!
۲. خوردن شیرینی جات را کم کنم. گفتم کم کنم نه حذف تا امکان پذیر باشد.
۳. بیشتر آب بنوشم. من چندان نوشیدن آب را دوست ندارم بنابراین آن را یک هدف به حساب می‌آورم.
۴. بیشتر کتاب بخوانم… کمتر پای تلویزیون و کامپیو‌تر بنشینم.
۵. هر روز لیستی از مواردی که برایشان سپاسگزارم بنویسم.
۶. وقت بیشتری را با خانواده بگذرانم و دخترم را بیشتر به پارک ببرم.
می‌توانم به نوشتن این لیست ادامه دهم ولی نمی‌خواهم قبل از شروع خودم را ناامید کنم.