بیا نور من باش

جک کانفیلد در فیلم راز در مورد تجربهٔ رانندگی در شب صحبت می‌کند. در حالی که چراغ اتوموبیل فقط تا شعاع هفتاد متری را روشن می‌کند اگرچه نمی‌توانید تمام مسیرتان را ببینید، همین مقدار کم برای آنکه به سوی جلو حرکت کنید کافی است. در زندگی هم همینطور است کار شما این است که آن نور را دنبال کنید و در راستای رسیدن به خواسته‌تان گام بردارید.
۳. بدون تنش:‌‌ رها کنید و آرامش داشته باشید. همین طور که در راستای هدفتان گام بر می‌دارید با خودتان راحت باشید و اطمینان کنید که موانع موجود را کنار زده‌اید.
سری راماکریشنا راهب هندی قرن نوزدهم می‌گوید: «بادهای لطف و رحمت خداوند همیشه در حال وزیدن است، ولی تو باید بادبان‌ها را بالا بکشی.» ما به قدری سعی در کنترل همه چیز در زندگیمان داریم که از یاد می‌بریم قدرت عظیمی که به آن ایمان داریم، می‌تواند همه چیز را درست کند. در حالی که تلاشتان را می‌کنید به قدرت پروردگار ایمان و اعتماد داشته باشید و مطمئن باشید که همه چیز به خوبی پیش می‌رود. اعتماد کردن و سپردن همه چیز به خداوند، آرامش و رهایی بسیاری به شما می‌بخشد.

ببینید، احساس کنید، انجام دهید

در پست قبل توضیح دادم که آرزو‌هایتان قابل قبول ولی بزرگ باشند. اگر نمی‌توانید تصورداشتنش را کنید یک آرزوی قابل قبول‌تر بیابید. به عبارت دیگر تصویر شفافی در ذهنتان داشته باشید. اغلب مردم آرزوهای بزرگشان را تعیین می‌کنند، مدتی هم به آن توجه می‌کنند ولی هنگامی که رخ نداد می‌گویند این هم موثر نبود. مثل همیشه غول چراغ جادو می‌گوید: «آرزوی شما تحت امر من است.»
جیمز آرتور ری در کتاب ثروت هماهنگ توصیه می‌کند، صبح‌ها زمانی که بیدار می‌شوید، ذهنتان بیشتر آمادهٔ دریافت است. آرزو‌هایتان را تصور کنید. اگر بتوانید آن را ببینید و احساس کنید ذهن ناخودآگاه‌تان کارش را انجام می دهد. شب‌ها نیز در ذهنتان مرور کنید. آخرین چیزی که شما قبل از خواب فکر می‌کنید‌‌ همان چیزی است که ذهن ناخودآگاه‌تان در سراسر شب با آن کار کرده است. قلب و روحتان را بر روی هدف‌هایتان بگذارید.
۲. توجه. به هر چیزی که توجه کنی، رشد و پیشرفت خوبی در زندگی‌ات خواهد داشت. این یک اصل است. از جی پی اس درون تان برای حرکت مستقیم به سوی انبساط خاطر و هر چه که نیتش را در سر داشتید استفاده کنید. ببینید وقتی تصمیم می‌گیرید باور کنید که کائنات از شما حمایت می‌کنند، چه اتفاقی می‌افتد.
مرحله دوم برای من خود شامل مراحلی است. ابتدا ششدانگ حواستان به عاداتی باشد که در مقابل راه‌تان قرار می‌گیرند و به آرامی و استوارانه آن‌ها را به عادتی جدید فکری، احساسی و عملکردی که حالا به کارتان می‌آید، تبدیل کنید. ابتدا ما عادات مان را به وجود می‌آوریم و بعد عاداتمان ما را می‌سازند. شما نمی‌توانید آن را فقط برای یکی دو روز انجام دهید؛ این مساله باید همیشه ادامه داشته باشد.
برای این کار باید مسئولیت کار‌هایمان را بپذیریم. در جهت رسیدن به آن موقعیت گام برداریم. متوجه کسانی شده‌اید که سخت به الگوی قربانی بودن قدیمیشان چسبیده‌اند و قانون جذب (البته از نوع تاثیر منفی) چطور در زندگیشان تاثیر دارد. به عنوان مثال زنی که بار‌ها و بار‌ها درگیر روابط عاطفی ناموفقی در زندگی می‌شود؛ مردانی متفاوت، مشکلاتی یکسان.
بر راه حل‌ها تمرکز کنید. به دنبال موهبت‌ها و درس عبرت باشید. با خودتان آشتی کنید. دالایی لاما می‌گوید: «تا زمانی که با خودمان آشتی نکنیم، نمی‌توانیم در دنیای بیرون به آرامش دست یابیم.» هنگامی که ما به قضاوت در مورد خودمان و گذشته‌مان ادامه می‌دهیم مثل این است که شیئی سنگین را به زور به این طرف و آن طرف بکشانیم. تا زمانی که بتوانیم بین احساس مسئولیت پذیری و ملامت کردن تفاوت قائل شویم این حس بد ادامه دارد و آمادگی دریافت نخواهیم داشت.
در طی مرحلهٔ توجه باید به افکار منفی خود شک کنید. زمانی که لازم باشد، هشدار‌ها را زیر سوال ببرید و آن‌ها را نادیده بگیرید. گاهی احساس می‌کنیم در بازی زندگی هرگز کارت‌های برنده در دستمان نبوده است. توجه داشته باشید که نکات مثبت را در ذهنتان ثبت کنید. میستر اکهارت عالم الهیات می‌گوید اگر «متشکرم» تنها نیایشی بود که در طول زندگیتان می‌کردید، کافی بود. شکرگزاری حس بودن در لحظه، قدردانی و سپاس بابت تمام چیزهای موجود و آنچه می‌خواهید داشته باشید، باعث انبساط خاطر می‌شود. به نیتتان جان می‌بخشد. به متشکرم‌های خودتان جان ببخشید.

ادامه دارد…

اصولی که باید با آن زندگی کرد

در سال‌های اخیر قانون جذب سر و صدای زیادی به راه انداخته که بخش اعظم آن مدیون فیلم و کتاب راز است. خب، بسیاری آن را باور و سعی کردند طبق قوانین آن عمل کنند، بعضی‌ها به نتیجه رسیدند و تعدادی نه. قصد دارم از کتاب ثروت هماهنگ نوشتهٔ جیمز آرتور ری برای توضیح قانون جذب و طرز عمل آن استفاده کنم و به فرمول سری خودم برسم. خوشحال می‌شوم همراهی‌ام کنید.
آسان‌ترین مرحله، نیت: دربارهٔ آنچه می‌خواهید شفاف باشید. نیتتان را در زمان حال بکار ببرید. من با این جمله آغاز می‌کنم: «خدا را شکر می‌کنم که من… هستم.»؛ «خدایا به خاطر داشتن…. شکرگزارت lستم.» طوری که گویی قبلاَ به آن دست یافته‌ام.
در کتاب ثروت هماهنگ به این نکته اشاره شده که برای خودتان صفحهٔ رویاهاییتان را بسازید. تصاویر من در پوشه‌ای در کامپیوترم حاوی تصویری از خودم در خوشحال‌ترین وضعیت ممکن در طبیعت با کسانی که دوستشان دارم و تصویری از شخصی کاملاً غریبه که خوشحالی از چشم‌هایش می‌بارد. تصویر مناطق زیبایی از طبیعت که از تماشای آن احساس خوشی و لذت می‌کنم. کتابخانهٔ زیبایی که قصد دارم داشته باشم… است. پیشنهادم این است صفحهٔ رویا‌هایتان حالاتی از احساس خوشحالی را نشان دهد.
می‌گویند کائنات محدودیت ندارند ولی ذهن من دارای محدودیت است. لااقل من هنوز به آن درجه نرسیده‌ام که بخواهم در صفحهٔ رویا‌هایم داشتن قصری را تصور کنم. آخه در مرحله بعدی اقداماتی که باید برای به دست آوردنش انجام دهم برایم جای سوال دارد. نمی‌دانم چرا ور ایراد گیر ذهنم بهم این اجازه را نمی‌دهد. قصد دارم با همین موارد به قول خودم معقول، قانون جذب را امتحان کنم. در پست بعدی بیشتر توضیح می دهم.

موضوعات حل نشده

موضوعات حل نشده انرژی شما را تحلیل می‌برند. نبخشیدن دیگران راهی برای مقصر دانستن آنهاست و انرژی زیادی را از شما می‌گیرد. بخشش التزامی برای رهایی از گذشته است. با دعای خیر برای هر آنچه رخ داده، شروع کنید. برای رهایی خود اجازه دهید آن انرژی عبور کند و فراموش شود. نبخشیدن دیگران مثل نوشیدن زهر و توقع مردن دیگری است. بنابراین هر کاری برای نجات خودتان است چون بخشش سودی برای دیگران ندارد بلکه به شما اجازه می‌دهد از دامی که در آن گرفتار شده‌اید، رهایی یابید. بخشش واقعی، داشتن توانایی در قلب و ذهن برای گفتن «متشکرم برای تجربه‌ای که به من دادید» است. اگر نمی‌توانید مستقیم با شخص صحبت کنید ارتعاشی از دعا یا یک نامه بخشش بنویسید، لازم نیست که آن نامه را پست کنید. هیچ چیز دیگری مثل این تمرین نمی‌تواند شما را‌‌ رها کند. می‌گویید مشکل است؟ تصور کنید هر شخصی که ملاقات می‌کنید دست نوشته‌ای از خدا باشد که با دانسته‌هایش بهترین کاری که از دستش بر می‌‌آید را انجام داده. خطا کردن کاری انسانی و بخشش کاری الهی است.
بازیابی روحی
بخشی از دلیل اینکه ما برای عشقی قدیمی یا احساس بد درباره خودمان در غم و اندوه غرق می‌شویم این است که بعد از جدایی یا تراژدی شخصی، اغلب هویتمان را کاملاً اصلاح نمی‌کنیم و در انرژی منفی گیر می‌افتیم. تمرکزمان را بر فرد دیگر می‌گذاریم و قدرتمان به خاطر او تحلیل می‌رود. خیال بافی درباره گذشته، انرژی جاری‌تان را مرتباً به گذشته می‌فرستد.
مراقبه کنید. بگویید برای آن تجربه متشکرم. درس و هدیه‌تان را بگیرید و اجازه دهید موضوع فراموش شود. این موضوع را برای خودتان روشن سازید که شما سالم بودن و شفا یافتن را انتخاب کرده‌اید. شروع کنید.

کوانتوم پول

قصد دارم شما را دریک ماجراجویی ذهنی با خود همراه سازم. به جایی که تنها اصول، عاقلانه به نظر می‌رسند. اگر می‌خواهید درآمد بیشتری داشته باشید، لازم است کمی! فقط کمی، دربارهٔ فیزیک بدانید.

بیایید با نقطه نظراتی که در قرن بیستم به جایگاه مطمئنی رسیده است، آشنا شویم. ابتدا نیوتون را می‌شناسیم که جامعه علمی را با قانون جاذبه آشنا کرد: هر آنچه به بالا بیاندازید، به زمین می‌افتد، هر عملی عکس العملی دارد و…

و آنگاه دانشمندان شروع به مطالعه نور کردند. هنگامی که فوتون‌ها مورد مطالعه قرار گرفت، متوجه شدند گاهی نورهمانند یک ذره عمل می‌کند- ولی گاهی هم آن مثل یک موج عمل می‌کند. و جالب‌تر، عمل آن بستگی به نوع مشاهده ما دارد!!

فیزیک کوانتوم معتقد است ماده در ابعاد مختلف وجود دارد. ما واقعیتمان را بر اساس امواج پیشنهادیمان می‌سازیم. یعنی دنیایمان را بر اساس خواسته‌هایمان می‌سازیم. در حقیقت اکثر اصول مورد قبول در فیزیک کوانتوم به مشاهدات ناظرش بستگی دارد.

حالا تصور کنید از این میدان کوانتومی بهره برداری کنید و از آن برای جذب پول در زندگیتان استفاده کنید.

دانش آموز: چه چیزی میدان کوانتومی را مهم می‌کند؟

استاد فیزیک: می‌دانی میلیونر‌ها از این علم استفاده می‌کنند؟

دانش آموز: پول که روی درخت سبز نمی‌شود!

استاد: بله، همینطوره… پول از کاغذ درست می‌شود… کاغذ از درخت درست می‌شود.

دانش آموز: پس، پول روی درخت سبز می‌شود!

هر چیزی که همین حالا در دنیایتان معقول به نظر می‌رسد- با یک فکر شروع می‌شود. وهمان طور که آن فکر گسترش می‌یابد، طبق اصول میدان کوانتومی به واقعیت می‌پیوندد. ما واقعیتمان را بر اساس امواج پیشنهادیمان می‌سازیم.

آنچه در همهٔ تئوری‌های کوانتوم مشترک است، این است که شما مشاهده‌گر و شرکت کننده هستید. با مشخص کردن آرزو و توجه ثابت و مصمم، شما می‌توانید دنیایی را که می‌خواهید در آن شرکت داشته باشید انتخاب کنید.

به زبان ساده، هر انرژی با فرکانس خاصی در حال ارتعاش است. چون شما هم انرژی هستید، پس با فرکانس خاصی در حال ارتعاش هستید. چیزی که فرکانس شما را در هر لحظه تعیین می‌کند فکر و احساس شما در آن لحظه است. همه خواسته‌ها و آرزوهای شما نیز از انرژی ساخته شده‌اند و در حال ارتعاش هستند. همه چیز انرژی است. واقعیت شگفت انگیز این است: وقتی در مورد چیزهای خوبی که می‌خواهی فکر می‌کنی و آن‌ها را احساس می‌کنی، در واقع در حال تنظیم خودت روی آن فرکانس خاص هستی. این کار باعث می‌شود انرژی آن چیز‌ها برای شما به ارتعاش درآیند و در زندگی شما ظاهر شوند. این کار باعث می‌شود آن چیز به طور معجزه آسا به سوی شما کشیده شود.

این یک اصل معتبر و یک واقعیت است.

کلید: افکار، احساسات و عملکردهایی است که همین الان برای خودتان پیش‌بینی می‌کنید.

instagram: firoozeh_mehrzad