کوسه گفت:« دوست کوچکم، می دانم. اقیانوس مدرسه است و گذر از حالت های منفی،امتحان نهایی. جواب این امتحان قدرت باور است.»

کوسه و ماهی قرمز: روحیه، بهره وری و عملکردتان را در زمان تغییر بالا ببرید؛ جان گوردون، فیروزه مهرزاد، نشر لیوسا، چاپ دوم

 

 

شاید ماهی های دیگر سهمش را برداشته بودند و حالا چیزی برای او باقی نمانده بود و موضوع بدتر اینکه هنگام عبور از کنار ماهی های دیگر، آنها مسخره اش می کردند و با پوزخندی فریاد می زدند:« آن ماهی قرمز را نگاه کنید، سعی می کند کوسه باشد. فقط خوش شانس ها غذا پیدا می کنند. لقمه ی گنده تر از دهانش می خواهد. او هرگز اینجا غذایی پیدا نمی کند. این کار خیلی سخت است. او مهارت های لازم را برای یافتن غذا در اقیانوس ندارد. بهتر است به تنگ بلوری اش برگردد.»

کوسه و ماهی قرمز: روحیه، بهره وری و عملکردتان را در زمان تغییر بالا ببرید؛ جان گوردون، فیروزه مهرزاد، نشر لیوسا، چاپ دوم

 

 

چاپ دوم کتاب کوسه و ماهی قرمز منتشر شد.

در این داستان ماهی قرمز نازپرورده‌ای «گوردی » به طور تصادفی در اقیانوس می‌افتد. (نویسنده می‌گوید می‌داند ماهی قرمز نمی‌تواند در آب شور زنده بماند).
گوردی که تا به حال زحمت پیدا کردن غذا را به خود نداده، ترسان و گرسنه با کوسه‌ای به نام سامی آشنا می‌شود. کوسه‌ای که می‌داند می‌تواند تصوری را که اغلب مردم نسبت به آن‌ها به عنوان موجودی منفی دارند تغییر دهد.
سامی از گوردی حمایت می‌کند، به او نشان می‌دهد چطور غذا پیدا کند و درس‌های زیادی به او می‌آموزد: تفاوت بین شکم پر وشکم خالی تنها به باور‌ها و عملکرد‌هایت بستگی دارند.
نویسنده می‌گوید: «درست مانند گوردی بسیاری از ما هنگامی که شرایط بر وفق مرادمان نیست به منظور بقا و پیشرفت باید روش تفکر و عملکرد‌هایمان را تغییر دهیم. شاید باعث شگفتیتان شود ولی در واقع بسیاری از افراد موفق و تاجران در طی بحران اقتصادی رشد کرده‌اند. چون هنگامی که دیگران صرفاً در امواج تغییر گرفتاراند، آن‌ها با تمام نیرو به جلو حرکت می‌کنند.»
شما کوسه هستید یا ماهی قرمز ؟ منتظرید کسی به شما غذا دهد یا خودتان غذایتان را پیدا می‌کنید؟ بسیاری از مردم انتظار را انتخاب می‌کنند. ولی عادت‌ها می‌تواند تغییرکنند.
اجازه ندهید ترس و دودلی آینده‌تان را محدود کند. حالا زمان آن رسیده که دیگر مانند ماهی قرمز منتظر غذا نمانید و مثل یک کوسه ابتکار عمل داشته باشید.

کوسه و ماهی قرمز: روحیه، بهره وری و عملکردتان را در زمان تغییر بالا ببرید؛ جان گوردون، فیروزه مهرزاد، چاپ دوم

از سایت dorsbook.ir تا آخر آبان می توانید با بیست و پنج درصد تخفیف و ارسال رایگان تهیه کنید.

اقیانوس

                                                               

اگر دیگران می خواهند مسیرت را تعیین کنند،

 در دریاچه شان معطل نشو.

 از نادانی شان دور شو

و اقیانوس خودت را پیدا کن.

کوسه و ماهی قرمز؛ جان گوردون

نشر لیوسا

ماهی قرمز درونیتان را به مدرسهٔ کوسه بفرستید

تغییراتی که حالا با آن روبرو هستید دلهره آور یا حتی وحشتناک به نظر می‌رسند؟
در دورانی زندگی می‌کنیم که با تغییرات فاحشی روبرو هستیم. فقط کافی است به اخبار گوش دهیم؛ دربارهٔ افزایش نرخ بیکاری، گلایه‌های اقتصادی و غیره مطالبی بیان می‌شود که وضع موجود را کاملاً تغییر می‌دهد. تغییراتی که شما به طور مستقیم دریافت می‌کنید، از امواج تغییری که تمام کشور را در بر گرفته متاثر می‌شود. شاید ساعات کاریتان کم شود، با جابه جایی روبرو شوید، یا به کلی کارتان را از دست دهید. یا شاید این تغییرات ازدواجتان را به خطر بیاندازد، حداقل این است که محکم به کیفتان می‌چسبید و دربارهٔ آنچه که ممکن است پیش آید نگران می‌شوید.
در میان افزایش این موج بی‌اعتمادی، باید بگویم شما خیلی بیشتر از آنکه تصور می‌کنید قدرت کنترل دارید. در حقیقت، این مهم‌ترین انتخاب شماست.
تغییر برای همه اتفاق می‌افتد، چه از آن استقبال کنیم یا نه. هنگامی که با امواج تغییر روبرو می‌شوید، می‌توانید انتخاب کنید که از ترس سرتان را پایین آورید و اجازه دهید به شما ضربه بزند یا می‌توانید شرایط جدید را بپذیرید، از آن یاد بگیرید و سوار بر موج تغییر به آیندهٔ مثبت تری برسید. جان گوردون در کتاب کوسه و ماهی قرمز: روحیه، بهره‌وری و عملکردتان را در زمان تغییر بالا ببرید راهنمایی هایی دارد که کمک می کند در اقیانوس تغییر پیشرفت کنید. با چند مورد از آن آشنا شوید:

به جای آنکه با جریان امواج به این سو و آن سو بروید، تصمیم بگیرید به کجا می‌خواهید شنا کنید.
شما خیلی بیشتر از آنچه تصور می‌کنید، قدرت کنترل دارید. شما نمی‌توانید جلوی تغییر را بگیرید ولی با افکار، باور‌ها و عملکردهای مثبتتان می‌توانید بر شرایط و سرنوشتتان تاثیر بگذارید.
موج تغییر را بپذیرید و بر آن سوار شوید.
به جای اینکه زندگیتان را مثل داستانی وحشتناک تعریف کنید، آن را همانند داستانی الهام بخش بیان کنید. به جای اینکه خودتان را قربانی بدانید، نقش مبارز یا برنده را داشته باشید. باید باور کنید هر اتفاقی دلیلی دارد و هنگام روبه رو شدن با مشکلات سوالات درستی از خودتان بپرسید. مثل:
از این تجربه چه می‌آموزم؟
چطور می‌توانم به واسطهٔ این تغییر عاقل‌تر، قوی‌تر و بهتر شوم؟
این تغییر چه فرصت‌هایی را برایم فراهم می‌آورد؟
خواسته‌ام چیست؟
چه قدم‌های مثبتی باید بردارم؟
اجازه ندهید منفی باف‌ها شما را غرق کنند.
پذیرفتن تغییر با دیدی مثبت تنها قسمتی از معادله است. حتی هنگامی که افراد منفی، که ما آن‌ها را انگل انر ژی می‌نامیم، اطرافتان را فرا گرفته‌اند باید خوش بین باشید. شما این افراد را می‌شناسید، آنهایی که هر روز به شما یادآوری می‌کنند که بیکارید، فرصت‌هایتان از دست رفته و ناامید هستید. آن‌ها برغیر ممکن‌ها تمرکز می‌کنند نه بر آنچه ممکن است. آن‌ها می‌خواهند بر جوانب منفی تمرکز کنند، نه مثبت. منفی باف‌ها‌‌‌ همان شخصیت‌های منفی‌ای هستند که هر روز با آن‌ها روبه رو می‌شویم. باورشما باید قوی‌تر از هر تردید و هرحالت منفی‌ای باشد.
بین ایمان و ترس، ایمان را انتخاب کنید.
ترس آینده‌ای منفی را باور دارد. ایمان، اعتقاد به آینده‌ای مثبت است. با کمک ایمان بر ترسی که شادی و موفقیت را قربانی می‌کند، غلبه می‌کنید. هنگامی که در شرایط سخت می‌خواهید تسلیم شوید، با کمک ایمانتان از آن عبور می‌کنید. ایمان باعث انرژی، امید و الهام بخشتان می‌شود.
هر روز سخت‌تر و به دور‌تر شنا کنید.
هیچ چیزی جایگزین تلاش و سخت کوشی نمی‌شود. نه استعداد، نه هوش و نه مزیت دیگری. تنها کسانی که سخت کار می‌کنند می‌توانند سوار بر امواج تغییر شوند. البته تنها کار سخت کافی نیست، بلکه تمرکز بر خواسته‌هایتان نیز مهم است.
هنگامی که تمام دریا منتظر توست، یک جا مستقر نشو!
به جای اینکه با ماهی‌های دیگر بی‌هدف به این طرف و آنطرف شنا کنید، آنچه را که می‌خواهید شناسایی و مشخص کنید، کجا می‌توانید آن را پیدا کنید… آن زمان حتی به خیلی بهتر از آن هم می‌توانید دست یابید. متوسط بودن فقط متوسط بودن است. ماهی قرمز صرفاً زنده می‌ماند در حالی که کوسه‌ها پیشرفت می‌کنند. بنابراین یک جا مستقر نشوید. هر روز می‌توانید یاد بگیرید، رشد و پیشرفت کنید. این سوال که، امروز چه چیزهایی یاد گرفتید؟ منحصر به بچه مدرسه‌ای‌ها نمی‌شود. هر شب با کنجکاوی به جوابش فکر کنید. شاید این کار باعث شود شما را به کاری که رویایش را در سر دارید برساند. هر روزی که انتخاب می‌کنید سخت کار کنید روزی است که به زندگی‌ای که خواستارش هستید می‌رسید.
دنیا سرشار ازفرصت برای آنهایی ست که سخت کار می‌کنند و به یاد داشته باشید، شما تنها نیستید. از دیگران یاد بگیرید و الگویی برای موفقیت سایرین باشید.
در مدرسهٔ کوسه‌ها ثبت نام کرده و مشکلاتتان را به موفقیت تبدیل کنید هنگامی که در نزدیکی هدفتان شنا می‌کنید، به یاد داشته باشید که همیشه فروتن و مشتاق باشید.
اقیانوس بزرگی است… پس در آن شنا و به موفقیت دست پیدا کنید.

پی‌نوشت:

در نمایشگاه کتاب امسال می‌توانید کتاب‌های من را از:
مصلای تهران، سالن شبستان،
انتشارات افکار:راهرو ۲۱  غرفه ۶
انتشارات درسا : راهرو ۱۷ غرفه ۷
انتشارات لیوسا : راهرو ۲۵ غرفه ۷

و همچنین در اردیبهشت ماه از سایت  http://www.dorsabook.com/  با تخفیف تهیه نمایید.

کوسه و ماهی قرمز:کتابی درباره ی رسیدن به موفقیت

شاید تا به حال آرزو کرده‌اید شانس دوباره‌ای برای زندگی به دست آورید. این دقیقاً‌‌ همان فرصتی است که تغییر به شما می‌دهد!
جان گوردن در کتاب کوسه و ماهی قرمزاز تجربیاتش می‌گوید: او شغلش را در سال ۲۰۰۱ در دورهٔ رکود اقتصادی از دست داد. دو ماه بعد ورشکسته شد. یک روز تصمیم گرفت اجازه ندهد این چالش او را به زانو در آورد و آن هنگام بود که درک کرد باید افکار و عملکرد‌هایش را تغییر دهد.
جان گوردون در کتاب کوسه و ماهی قرمز پیشنهادهایی برای ابتکار عمل داشتن در شرایط سخت ارائه می‌دهد.
آیا می‌توانید همانند کوسه زندگی کنید؟
نویسنده می‌گوید: «هنگامی که با امواج تغییر روبرو می‌شوید این حق انتخاب را دارید که اجازه دهید شرایط شما را درهم شکند یا شرایط جدید را بپذیرید، از آن‌ها بیاموزید و سواربر موج تغییرات به آینده‌ای مثبت تری دست یابید.»
هنگامی که با موج تغییرات روبرو می‌شوید انتخابتان چیست؟ از ترس فلج می‌شوید یا سوار بر موج تغییر شده و آینده‌ای مثبت‌تر خلق می‌کنید؟
در این داستان ماهی قرمز نازپرورده‌ای «گوردی » به طور تصادفی در اقیانوس می‌افتد. (نویسنده می‌گوید می‌داند ماهی قرمز نمی‌تواند در آب شور زنده بماند).
گوردی که تا به حال زحمت پیدا کردن غذا را به خود نداده، ترسان و گرسنه با کوسه‌ای به نام سامی آشنا می‌شود. کوسه‌ای که می‌داند می‌تواند تصوری را که اغلب مردم نسبت به آن‌ها به عنوان موجودی منفی دارند تغییر دهد.
سامی از گوردی حمایت می‌کند، به او نشان می‌دهد چطور غذا پیدا کند و درس‌های زیادی به او می‌آموزد: تفاوت بین شکم پر وشکم خالی تنها به باور‌ها و عملکرد‌هایت بستگی دارند.
نویسنده می‌گوید: «درست مانند گوردی بسیاری از ما هنگامی که شرایط بر وفق مرادمان نیست به منظور بقا و پیشرفت باید روش تفکر و عملکرد‌هایمان را تغییر دهیم. شاید باعث شگفتیتان شود ولی در واقع بسیاری از افراد موفق و تاجران در طی بحران اقتصادی رشد کرده‌اند. چون هنگامی که دیگران صرفاً در امواج تغییر گرفتاراند، آن‌ها با تمام نیرو به جلو حرکت می‌کنند.»
شما کوسه هستید یا ماهی قرمز ؟ منتظرید کسی به شما غذا دهد یا خودتان غذایتان را پیدا می‌کنید؟ بسیاری از مردم انتظار را انتخاب می‌کنند. ولی عادت‌ها می‌تواند تغییرکنند.
اجازه ندهید ترس و دودلی آینده‌تان را محدود کند. حالا زمان آن رسیده که دیگر مانند ماهی قرمز منتظر غذا نمانید و مثل یک کوسه ابتکار عمل داشته باشید.

ایمان یا ترس

آیا می‌دانید بین ایمان و ترس چه چیزی مشترک است؟

ایمان و ترس در آینده‌ای که هنوز رخ نداده، مشترک‌اند. ترس آینده‌ای منفی را باور دارد. ایمان، اعتقاد به آینده‌ای مثبت است. هر دو چیزی را که هنوز رخ نداده باور دارند، پس چرا انتخاب تو آینده‌ای مثبت نباشد؟ چرا باور نداری که اتفاقات عالی در مسیرت قرار گرفته؟ با ایمان نداشتن به آینده و توانایی‌هایت برای خلق آینده‌ای مثبت، چه اتفاقی می‌افتد؟ با این حال بسیاری از ما آینده‌ای منفی را انتخاب می‌کنند.
من باور دارم در این دوران چالش انگیز بین دو جاده، جادهٔ مثبت و جادهٔ منفی، حق انتخابی وجود دارد. اتوبوس ما نمی‌تواند در یک زمان در هر دو جاده باشد. بنابراین ما انتخابی داریم و با این انتخاب باور‌هایمان را دربارهٔ آینده، نگرش‌ها و عملکرد‌هایمان را در زمان حاضر تعیین می‌کنیم.
نمی‌گویم نباید بترسید. بار‌ها پیش می‌آید که ترس یک هدیه است. مقداری ترس سبب می‌شود موقعیتمان را بررسی و برای آینده تلاش کنیم. ما را به پیش بینی تغییرات مجبور می‌کند و باعث می‌شود نشانه‌های شکست را ببینیم. هنگامی که عاقلانه از آن استفاده کنیم به ما اجازه می‌دهد خطر را کنترل و تصمیمات بهتری بگیریم. بعضی مواقع ترس‌ها خوب هستند.
جادهٔ مثبت با ایمان و باور به اینکه بهترین روز‌هایمان پیش روی ما قرار دارد نه در پشت سرمان، فرش شده است. با این باور شما تصمیمات درستی می‌گیرید و عملکردهای امروزتان آیندهٔ مثبت فردا‌هایتان را خلق خواهد کرد. شما به سرمایه گذاری بر خودتان، همکارانتان، سازمانتان و افراد خانواده‌تان ادامه می‌دهید. آرام باشید، تمرکز کنید، دیدگاه و هدفتان را تعیین کنید. در میان چالش‌هایتان فرصت‌ها را شناسایی و به جای مشکلات بر راه حل‌ها تمرکز کنید. بسیاری از باورهای شما به دیگران انتقال می‌یابد. شما با ایمان و باور‌هایتان بر ویژگی‌های فرهنگی، طرز فکر و نگرش افراد خانواده، دوستان، سازمان، تیم و مشتری‌هایتان تاثیر خواهید داشت.

ایمان و باور شما به آینده‌ای مثبت، منجر به عملکردهای قدرتمند امروزتان می‌شود. آینده هنوز رخ نداده و شما به طریقی که درباره‌اش فکر و عمل می‌کنید، آن را می‌سازید.
ایمان یا ترس. انتخاب با شماست.

هدف بزرگ زندگی‌تان

زندگی‌تان بزرگ است ولی نمی‌توانید آن را ببینید. اگر می‌توانستید هم باورتان نمی‌شد. آن سرنوشت شماست و شما را فرا می‌خواند. اگر باور نمی‌کنید آلبرت انیشتین را به یاد بیاورید. او تا چهار سالگی نمی‌توانست صحبت کند. والدینش تصور می‌کردند او از نظر ذهنی دچار مشکل است. یا بتهوون؛ معلم موسیقی او می‌گفت، به عنوان یک آهنگساز او ناامید کننده است.

افراد گوگل ابتدا سعی کردند برنامه‌شان را به چند میلیون دلار ناقابل به یاهو بفروشد ولی یاهو نپذیرفت. همهٔ ما داستان هلن کلر را می‌دانیم و یقیناً همهٔ ما داستان خودمان را داریم.

هر روز با چالش‌ها، ترس‌ها، موانع و منفی بافی‌هایی روبرو می‌شویم که به ما آسیب می‌رسانند. ما در جزئیات صورت حساب‌ها، فشار کاری، بزرگ کردن بچه‌ها، تعمیرات خانه گیر می‌افتیم و سعی داریم زندگی کنیم در حالی که از بالای تودهٔ کاغذهای روی میزمان حتی متوجه موفقیت‌های آینده‌مان نمی‌شویم.

هنگامی که صورتحساب‌های پرداختی شما بیشتر از پس اندازتان می‌شود یا زمانی که کارتان کساد است و مطمئن نیستید در قدم بعدی چه کاری باید انجام دهید یا هنگامی که آیندهٔ شما نامطمئن است و همهٔ احساستان ناامیدی است… این زمانی است که شما باید تشخیص دهید – که بخشی از یک برنامهٔ بزرگ‌تر هستید. بزرگی در وجود شماست. برنامه بزرگ زندگی برای شماست.

سرنوشت شما درون روحتان است، مثل دی ان ای که درون ژنتان قرار دارد. شاید نتوانید آن را ببینید ولی آنجاست – منتظر است تا شما به او اجازهٔ آشکار شدن دهید. اجازه ندهید در امواج خرد کننده گیر بیافتید. در عوض از آن امواج عبور کنید، سرتان را بالا نگه دارید و به افق نگاه کنید. اگر راهی برای عبور از امواج ندارید سوار آن شوید. از موج سوارهایی که در مسیر قوی‌تر شده‌اند، توازن بیشتری به دست آوردند و هر روز ماهر‌تر شده‌اند، بیاموزید.

یک اقیانوس آرام هرگز یک موج سوار ماهر پرورش نمی‌دهد و شخص بدون تلاش هرگز یک زندگی عالی و با معنی نمی‌سازد. بار دیگر که با شرایط سختی روبه رو شدید به یاد آورید که بیشتر از آنچه که روبرویتان است وجود دارد. یک چالش، یک درس، یک هدف، یک برنامه. امرسون می‌گوید: «یک انسان عاقل در طوفان به در‌گاه خدا دعا می‌کند نه به خاطر ایمنی در خطر بلکه رهایی از ترس.»

اجازه ندهید ترس در مسیر زندگیتان معنی پیدا کند. همانند گوردی در کتاب کوسه و ماهی قرمز با ایمان و خوش بینی شنا کنان به جلو بروید. انیشتین، بتهوون، هلن کلر به ما نشان دادند که هر چیزی ممکن است. آن‌ها افراد واقعی بودند که بر موانع ودودلی‌ها غلبه کردند و به بزرگیشان پی بردند. بدانید که برنامه‌ای برای شما در نظر گرفته شده و اجازه دهید ناممکن‌ها آشکار شوند. فقط اعتماد کنید و بدانید سرنوشت در زمان مناسب شما را ملاقات می‌کند.