گاهی اوقات هنگامی که از دست خودم ناراحت می شوم از خدا زیاد سؤال می پرسم و امروز خیلی این کار را کردم.

گفتم: «خدایا، چرا دنیا را ساختی؟» و او جواب داد: «جورج، تو به نسبت آن ذهن کوچکت سؤال بزرگی پرسیدی!» بنابراین گفتم: «بسیار خوب، خداوندا. به من بگویید چرا شما زمین را آفریدید یا چرا انسان را خلق کردید.» او گفت: «متأسفم. این خیلی بیشتر از درک مغز کوچکت است.» ولی ادامه دادم، پرسیدم: «چرا سیاره ها را خلق کردی؟» خداوند جواب داد: «این هم موضوع دیگری است که ماورای قدرت درک ناچیز تو است.» بنابراین، با فروتنی پرسیدم: «بادام زمینی؟» و خدا گفت: «بله! این برای قدرت درک شما مناسب است، من رازهای بادام زمینی را به شما می گویم. او به من گفت، آن را به داخل آزمایشگاهت ببر و بادام زمینی ها را در آب بگذار. چربی، روغن، صمغ، رزین، قند، نشاسته و اسیدآمینه را جدا کن. سپس آن ها را با درنظر گرفتن سازگاری، دما و فشار ترکیب کن. خدای بزرگ گفت، ِنظر گرفتن سه قانون آنگاه خواهی فهمید چرا من بادام زمینی را ساختم!»

گمشده: داستانی از یک اکتشاف شخصی

اندی اندروز؛ فیروزه مهرزاد، نشر نون

اندی اندروز، نویسنده کتاب گمشده از پرمخاطب ترین  نویسندگان در لیست پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز و ازسخنرانان مطرح دنیاست. زیگ زیگلار از او به عنوان بهترین سخنرانی که تا به حال دیده است یاد می کند. اما اندی اندروز همیشه این چنین موفق نبود. درا حقیقت او در اوایل جوانی بی خانمان بود. از پیرمردی آموخت چگونه بر شرایط غلبه کند و به موفقیت دست یابد.

اندروز به عنوان نویسنده ای شناخته می شود که آثارش در حوزه ی خودشناسی مخاطب زیادی دارند و رویکردی اخلاقی را در نوشتن در پیش می گیرد. او بیش از بیست کتاب منتشر کرده و حدود چهار میلیون نسخه از کتابهایش به فروش رفته است.  کتاب هایش به بیش از بیست زبان دنیا ترجمه شده اند. مسافر، راهنما و درمانگر از دیگر آثار او هستند. او در آمریکا به عنوان داستان نویسی مطرح شناخته می شود که در آثارش با ارئه یک داستان جذاب، نوعی دیگر از نگریستن به مسائل را ارائه می دهد.

اندروز در گمشده با آمیختن حقایقی تاریخی و عشق، داستانی بی نظیر خلق می کند. گمشده داستان قطعات مختلف عتیقه ای مقدس را دنبال می کند که نیروی شگرفی به قلب شخصی که آن را در دست دارد هدیه می دهد.

گمشده:داستانی از یک اکتشاف شخصی؛ اندی اندروز، فیروزه مهرزاد، نشر نون

تو با ایمان و خوش بینی شنا کنان به جلو می روی. به جای اینکه روزت را با اخبار بد شروع کنی، روزت را با دعا آغاز کن.

به جای گوش سپردن به نجواهای منفی، شنا کن، چشم هایت را ببند، عطر جلبک های دریایی را حس کن.

آرامش واقعی و قدرتی را که در جستجویش هستی، کشف کن.

این پادزهر ترس است و آنچه تو الان برای موفقیت به آن نیاز احتیاج داری.

کوسه و ماهی قرمز: روحیه ، بهره وری و عملکردتان را در زمان تغییر بالا ببرید؛ جان گوردون، فیروزه مهرزاد، نشر لیوسا، چاپ دوم

«مشکل تو این است که هنوز خیال می‌کنی ماهی قرمز داخل تنگ بلور هستی. منتظری به تو غذا بدهند.

هنگامی که انسان‌ها به تو غذا می‌دادند و در وفور نعمت بودی این کار، خیلی خوب به نظر می‌آمد.

ولی حالا تو در اقیانوس هستی. غذای مجانی تمام شده و هنگام تغییر است. اینجا زندگی کمی سخت‌تر است. مجبوری سخت‌تر کار کنی.

باید باهوش‌تر عمل کنی. لازم است فکرت را تغییر بدهی و همانند کوسه‌ها رفتار کنی. ماهی قرمز منتظر است دیگران به او غذا بدهند.

کوسه‌ها خود به دنبال غذایشان می‌گردند. حالا اجازه بده به تو نشان بدهم چطور کوسه باشی. برای پیدا کردن غذا با من همراه شو.»

کوسه و ماهی قرمز: روحیه، بهره وری و عملکردتان را در زمان تغییر بالا ببرید؛ جان گوردون، فیروزه مهرزاد، نشر لیوسا، چاپ دوم

آقای گلدمن با خنده گفت:« هر چیزی آغازی دارد. من مقاله ای زیبا درباره موسیقی آسمانی نوشته ام. مقاله بر این باور نوشته شده که اگر کسی دنبال مبداً موسیقی باشد، باید به آسمان نگاه کند، به اجسام آسمانی – خورشید، ماه و سیاره ها- که ماهیت موسیقی را در حالی که در مداری حرکت می کنند شکل می دهند. همان طور که این موسیقی برای گوش های غیر مسلح قابل شنیدن نیست، طبق نظریه ی مذاهب مختلف آسمان و شکل کیهانی هماهنگ است و موسیقی معنوی را شکل می دهد. به عنوان مثال، بودایی ها باور دارند که انسان از طریق مراقبه ی مداوم می تواند به مرحله بالاتری از هشیاری برسد که به او اجازه می دهد این موسیقی کیهانی را بشنود. مسیحیان معتقدند موسیقی کیهانی روشی برای ستایش خالق ارائه می دهد.

این موضع به من ایده ای داد و به این فکر افتادم که کلمه کیهان به معنای تحت الفضی یک آواز است. ما در یک آواز زندگی می کنیم. همانطور که می دانی، موسیقی تصادفی به وجود نمی آید. برای خلق ارتعاش ها و صداها طی مراحل خلاقانه، نت ها طبق الگویی خاص کنار هم قرار می گیرند و موسیقی خلق می شود. دقیقاً موسیقی و آهنگی که من و تو خلق می کنیم، نشان دهنده ی برخی از حالات ماست. یک آهنگ نمایانگر خالق نهایی آن است. همه موسیقی ها از اینجا شروع می شوند. تاریخ موسیقی مهم تر از آن است که من تشخیص داده ام و موسیقی به دلیل مهم تری از تصور من وجود دارد.»

همه ی ما ریشه هایی داریم..

(بخوانید: باورها)

بعضی از آنها را به ارث برده ایم…

تعدادی از آنها را خودمان رشد داده ایم…

حالا زمان آن است که بدانیم کدام یک هنوز برایمان خوب و کدام یک باید وجین شود.

 

بذرهای موفقیت: یافتن هدف و شادی در زندگی و کار

جان گوردون، فیروزه مهرزاد، نشر لیوسا