بله، من می توانم

- می خواهم دکتر شوم.
= نه نمی توانی. به تلاش زیادی نیاز دارد.
– بسیار خوب… خلبان چطوره؟
= نه نمی شود. پرواز خیلی خطرناکه.
– اه، پس مهندس می شوم، خوبه؟
= نه. ممکنه هرگز کار خوبی پیدا نکنی.
– اگر پذیرش یک دانشگاه خوب را بگیرم چطور؟
= نه، قبول نمی شوی. خیلی سخته.
– پس چطور است یک شرکت تاسیس کنم؟
= نه، خیلی ریسک داره و نیازمند پول زیادی است.
و این نه گفتن ها هرگز تمامی ندارد…
در این دنیا مردم به هزاران روش نه می گویند!!!
” نه، نمی توانی این کار را انجام دهی؛ نه تو اشتباه می کنی؛ نه، تو خیلی مسنی؛ نه تو خیلی جوانی؛ نه، تو خیلی ضعیفی؛ نه هرگز درست نمی شود…”
و با هر “نه” اعتماد به نفس تان را تحلیل می دهند.آنها نکات منفی دیدگاهشان آنقدر ادامه می دهند تا تسلیم شوید.
همانطور که جان گوردون در کتاب اتوبوس انرژی می گوید بعضی از افراد انرژی ات را مضاعف می کنند و تعدادی دیگر انرژی ات را تحلیل می برند، من به آنها می گویم انگل. اگر به آنها اجازه دهی، هدف و آرزویت را از بین می برند.
حالا زمان نادیدن گرفتن آن نه ها و پاسخ “بله، من می توانم” است.
هنگامی که به خودتان اثبات کردید که می توانید، همه شامل کسانی که هرگز از شما حمایت نکردند می گویند” ما می دانستیم که می توانی از پسش برآیی.”
تحت تاثیر شخص دیگر نباشید.
فقط به قلب تان گوش دهید و با اعتماد به نفس کار کنید…
شاید اشتباهاتی کنید و گاهی هم شکست بخورید… ولی اگر از شکست هایتان بیاموزید نتایج همیشه مثبت خواهد بود.
پس خودتان را باور داشته باشید، به خودتان اعتماد و قلب تان را دنبال کنید.

پشت ابرهای تیره

نگران نباش!

هنوز همین جاست!

فقط تو حالا نمی توانی آن را مشاهده کنی.

همانطور که جوی در کتاب اتوبوس انرژی می گوید:” هر جا که موردی منفی باشد،

موردی مثبت از انرژی مثبت را هم می شود پیدا کرد.

در پشت ابرهای تیره همیشه خورشید می درخشد.”

تو راننده ی اتوبوست هستی

همیشه به یاد داشته باش که تو راننده ی اتوبوست هستی.

این یکی از مهم ترین قوانین است.

چون اگر تو مسئول زندگی ات و هدایت اتوبوست نباشی،

نمی توانی آن را به هر کجا که دلت خواست ببری.

اگر تو راننده ی اتوبوست نباشی،

همیشه دچار وهم و خیال برنامه های مسافرانت می شوی.

با خودتان و دیگران صادق باشید.

اتوبوس انرژی : ده قانون برای بالا بردن انرژی مثبت در زندگی، شغل و کار گروهی

جان گوردون

هدف

اخیراً در یک شوی تلویزیونی داستان افرادی را می شنیدم که می‌گفتند برای رسیدن به هدفشان کارشان را‌‌ رها کردند و مشغول به کار دیگری شدند. برنامه الهام بخش ام شد و من را به فکر فرو برد. به همه آنهایی که بی‌هدف به کارشان ادامه می‌دهند فکر می‌کردم.

در حقیقت در تحقیقی که اخیراً توسط یک موسسهٔ نظر سنجی انجام شده مشخص شد ۴۲ درصد افراد از انجام کارشان خسته و بیمار می‌شوند و تنها ۱۵ درصد از کارشان احساس رضایت و انرژی می‌کنند. من معتقدم که این اعداد تصور غلط و همیشگی از این موضوع هستند که برای رسیدن به یک هدف بزرگ‌تر باید کارمان را‌‌ رها و برویم مشکلات بزرگ‌تر دنیا را حل کنیم. به بی‌خانمان‌ها غذا دهیم؛ به آفریقا رویم یا در یک موسسه خیریه ثبت نام کنیم. اگرچه این‌ها اهداف شریفی هستند و مردمان بسیاری این کار را انجام می‌دهند ولی برای بسیاری از ما هدف بزرگ ترمان می‌تواند همین جا و حالا «در شغل‌هایی که داریم» پیدا شود. زمانی که آن هدف را پیدا و با آن زندگی کنیم، آن انگیزه نهایی برای یک زندگی پر معنی را فراهم می‌کند.

به هر حال می‌توانیم، زندگی روزانه‌مان را بگذرانیم ولی با داشتن یک هدف بزرگ‌تر در زندگی و کار است که خوشحال‌تر و پر انرژی‌تر می‌شویم.

شاید نتوانید کتابخانه بسازید ولی می‌توانید هدف بزرگ تری مثل خواندن کتاب بیشتر برای بچه‌هایتان را انتخاب کنید. شاید نتوانید به بی خانمان‌ها غذا دهید ولی می‌توانید همکاران، مشتری‌ها و خانواده‌تان را به یک لبخند مهمان سازید. شاید نتوانید در سازمان های خیریه شرکت کنید ولی می‌توانید در محل کار یا خانه‌تان با «عشق در رفتارتان» شوق و ذوق به وجود آورید. شما می‌توانید هر روز تفاوتی ایجاد کنید و در زندگی کسانی که ملاقات می‌کنید تاثیر خوبی بگذارید. شاید این افراد از گرسنگی به خاطر کمبود غذا رنج نمی‌برند ولی شما می‌توانید با نوع متفاوتی از تغذیه که روحشان را سیراب می‌کند و در طی عمل به خودتان نیز جان تازه‌ای می‌دهد اقدام کنید.

در کتاب اتوبوس انرژی داستان نظافتچی‌ای آورده شده که در ناسا با لیندون جانسون «سی و ششمین رئیس جمهور آمریکا» ملاقات می‌کند. او می‌گوید من تنها یک خدمتکار نیستم بلکه کمک می‌کنم مردی قدم به کرهٔ ماه بگذارد.

من راننده‌ای را می‌شناسم که می‌داند هدفش کمک به دور ماندن بچه‌ها از مواد مخدر است. من معاون مدیری را ملاقات کرده‌ام که هدفش این است که مدیر انرژی اداره‌اش شود. من صاحب مغازه‌ای را می‌شناسم که اجناس مشتریانش را در کیسه‌هایی با نوشته‌ای مثبت و الهام بخش می‌گذارد.

آن‌ها افرادی معمولی با هدف‌های خارق العاده هستند.

در هر شغلی هدف ما منتظر ماست که پیدایش کنیم و با آن هدف در زندگی پیش برویم. فقط شغل مهم نیست بلکه انرژی و هدف همراه  با آن  موضوع بسیار مهم تری است. نمی‌توانم بگویم هدفتان چه باید باشد ولی می‌توانم به شما بگویم همهٔ ما می‌توانیم در شغلی که داریم هدف بزرگ تری را پیدا کنیم. می‌توانم به شما بگویم که در این کرهٔ خاکی می‌شود هر روز اشتیاق و خارق العاده بودن را در زندگی پیدا کنیم. می‌خواهم به شما بگویم هر شغلی، فرقی نمی‌کند چه قدر خسته کننده یا عالی، اگر ما اجازه دهیم برایمان عادی می‌شود. داشتن هدف است که آن را تازه و شاداب نگه می دارد. هنگامی که هدف داشته باشیم هرگز بنزینمان تمام نمی‌شود.

منتظر نمانید که به آفریقا سفر کنید تا زندگی ای با هدفی والاتر را شروع کنید. تا آخر هفته صبر نکنید تا فقیری را سیر کنید. همین امروز خودتان را با هدفی سیراب کنید و در طول مسیر به دیگران نیز قوت قلب دهید.

قدرت تشکر

قدرت تشکر
می‌خواهم درباره قدرت یک کلمه ساده با شما صحبت کنم. متشکرم.

این کلمه‌ای است که قدرت سلامتی، شادی، عملکردهای قهرمانانه و موفقیت را به ما می‌دهد. تحقیقات نشان می‌دهد که افراد سپاسگزار شاد‌تر و دارای روابط دوستانه بهتری هستند. بر طبق تحقیقات بیان قدردانی ریتم تپش قلب را بهبود می‌بخشد و این امر کمک می‌کند استرس کم شود و تحت شرایط سخت، عاقلانه‌تر فکر و پیشرفت کنیم. از نظر فیزیولوژیکی؛ هم زمانی استرس داشتن و سپاسگزار بودن غیر ممکن است. هنگامی که سپاسگزارید جسمتان سرشار از احساسات خوب می‌شود، مغز شروع به ترشح هورمونهای اندورفین می‌کند، و این هورمون باعث بالا رفتن انرژی و روحیه شده و هورمونهای استرس را نابود می‌کند.
قدردانی برای سلامتی محیط کاری نیز ضروری است. در حقیقت دلیل اینکه چرا افراد کارشان را درست انجام نمی‌دهند به این دلیل است که آن‌ها احساس می‌کنند ازکارشان قدردانی نمی‌شود. یک متشکرم ساده و نشان دادن قدردانی می‌تواند تفاوت‌های زیادی ایجاد کند.
سپاسگزاری مثل ماهیچه است. هر چه بیشتر تمرین کنی قوی‌تر می‌شود. این هم ۴ روش برای تمرین سپاسگزاری برای هر روز از سال:

۱.     پیاده روی سپاسگزاری انجام دهید- در کتاب اتوبوس انرژی جان گوردون درباره آن صحبت کرده است. ۱۰ دقیقه در روز را به این امر اختصاص دهید. هرآنچه که به خاطرش سپاسگزارید را بیان کنید. پاهایی برای راه رفتن، چشم‌هایی برای دیدن، خانواده‌ای پشتیبان…. این کار ما را برای داشتن روزی مثبت آماده می‌کند.
۲.     شکرگزاری در هنگام غذا خوردن- هنگام غذا خوردن تشکر کردن را فراموش نکنید.
۳.     نامه قدردانی بنویسید – مارتین سلیگمن پدر روان‌شناسی مثبت پیشنهاد می‌کند که ما نامه‌ای حاکی از قدردانیمان نسبت به شخص خاصی بنویسیم. تحقیقات او نشان می‌دهد کسانی که این کار را انجام می‌دهند طی یک ماه بعدی شادترند و کمتر دچار استرس می‌شوند.
۴.     در محیط کاری از کلمه متشکرم زیاد استفاده کنید- به همکاران و افراد تیمتان با نشان دادن اینکه قدردان کارشان هستید، انرژی دهید. تشکر از مشتری‌هایتان فراموش نشود.
من هم به خاطر خواندن این مطلب از شما تشکر می‌کنم.

انگل‌های انرژی

جان گوردون نویسنده کتاب اتوبوسی به نام انرژی می‌گوید: «منفی باف‌ها را از رویا‌هایتان دور نگه دارید تا به آن‌ها آسیب نرسانند.»

چند سال قبل هیجان زده به دوستم تلفن کردم تا به او خبر دهم شغلی به عنوان نویسنده و مترجم به من پیشنهاد شده است. عکس العملش سرد بود. پرسید: «چرا باید چنین کار احمقانه‌ای را انجام دهی؟ به درد نخور است. فقط روی کار اداری‌ات تمرکز کن.»
تلفن را در حالی قطع کردم که تنها دو کلمهٔ ساده به ذهنم رسید؛ «عزیزم، متشکرم.»
عصبانی نشدم. درعوض متوجه شدم او تنها یکی از میلیون‌ها افراد منفی‌ای است که من «(انگل‌های انرژی)» می‌ناممشان و در سراسر سفر زندگیمان باید با آن‌ها روبرومی‌ شویم. بدبختانه این انگل‌های انرژی نه تنها در افراد خانواده‌مان، بلکه در محل کارمان، سازمان‌های اجتماعی و در همسایگی‌هایمان نیز در کمین نشسته‌اند. آن‌ها واقعی هستند. آن‌ها همه جا هستند و اگر اجازه دهیم هدف زندگی، رویا‌ها و نقشه‌هایمان برای رسیدن به موفقیت را تحلیل می‌برند.

هوشیار باشید

در اینجا با چند مورد آشنا شوید

اظهارات منفی: آیا تا به حال به تو گفته‌ام، چه قدر از زندگی و کارم متنفرم؟

آیا به تو گفته‌ام، فلانی و فلانی با من چه کرده‌اند؟

آیا به تو گفته‌ام، چرا کار‌ها درست به پیش نمی‌رود؟

ربایندگان رویا‌ها:

نمی‌توانی این کار را انجام دهی. آیا در دنیای خیالی زندگی می‌کنی؟ در عوض باید این کار را انجام دهی.

ابزار عقب کشیدن:

چت شده؟ این شغل از سرت هم زیاده.

نابودی تیم:

هرگز نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم. این تقصیر تو است.
اغلب در صحبت، خیلی ناخوشایند نیست، اما نتایج به‌‌‌ همان صورت تمام می‌شود. هنگامی که یک انگل انرژی شروع به مکیدن هوای محیط شما می‌کند، به سرعت باز می‌ایستید. البته بدانید که زندگی مثل یک اتوبوس انرژی است و اطرافیانتان که در سراسر زندگی با شما حرکت می‌کنند، نقش زیادی دارند در اینکه چقدر به جلو حرکت می‌کنید.

در اتاقتان تابلویی با عنوان ” ورود انگل‌های انرژی ممنوع ” نصب کنید. اعضای منفی تیم را که بر موفقیت‌هایتان تاثیر بد می‌گذارند، مشخص کنید. مسیری از عملکرد را که به موفقیت‌های فردی و گروهی ختم می‌شود، شناسایی کنید. آن‌ها را تشویق کنید که با انرژی مثبت سوار اتوبوس شوند. اجازه ندهید هیچ فردی با افکار منفی سوار اتوبوس شما شود و اگر تصمیم ندارد مثبت باشد و به تحقق رویا‌هایتان کمک کند، باید از اتوبوس پیاده شود.
افراد درستی را سوار اتوبوستان کنید. واقعیت این است که بعضی از مردم می‌خواهند سوار اتوبوس شما شوند و بعضی‌ها نمی‌خواهند. افرادی که سوار اتوبوستان می‌شوند، ممکن است از آن پیاده شوند؛ شاید افرادی که سوار اتوبوس شما نشده‌اند، سوار اتوبوس دیگری شوند یا شاید تلاش کنند سفرتان را خراب کنند. با این حال با تمرکز به جلو رانندگی کنید. اگر انرژیتان را برای افرادی که سوار اتوبوستان نشده‌اند، تلف کنید، انرژی کم تری برای سوار کردن افراد دلخواه‌تان، خواهید داشت.

در حال رانندگی فقط کسانی را که می‌خواهید سوار اتوبوستان کنید. چون با انجام این کار در ‌‌‌نهایت انرژی زیادی در اتوبوستان خواهید داشت.
با سرعت خودتان رانندگی کنید و موفقیت‌هایتان را با اتوبوس‌های افراد دیگر مقایسه نکنید.
سفر خودتان را داشته باشید. بسیاری از افراد سوار و تعدادی نیز پیاده می‌شوند. این مسئله را شخصی نکنید. افرادی که پیاده می‌شوند شاید سوار اتوبوس دیگری شوند یا شاید جایی برای افراد تازه‌ای که می‌خواهند سوار اتوبوستان شوند، باز کنند.

خوش بگذران و از سواری‌ات لذت ببر. شما تنها یک بار فرصت زندگی دارید، بنابراین از آن لذت ببرید. هدف هر سفری رسیدن به مقصد است با لبخندی بر لب.

همانند یک گلف باز فکر کنید

در کتاب ” اتوبوسی به نام انرژی: ده قانون برای بالا بردن انرژی مثبت در زندگی، شغل و کار گروهی”  آمده است که چطور بعد از بازی گلف، گلف بازان معمولاً دربارهٔ ضربه‌های بدشان فکر نمی‌کنند بلکه ترجیح می‌دهند بر ضربه‌های خوبی که در آن روز داشته‌اند تمرکز کنند و آن‌ها را به خاطر بسپارند؛ افکار و احساساتی که هنگام تفکر به ضربه‌های خوبشان پیدا می‌کنند باعث می‌شود بخواهند دوباره و دوباره بازی کنند. جان گوردون نویسندهٔ کتاب اتوبوسی به نام انرژی این موضوع را با زندگی مقایسه می‌کند و اینکه چطور مردم به رختخواب می‌روند و دربارهٔ همهٔ اتفاق‌های بد زندگیشان فکر می‌کنند در حالی که باید فرضیهٔ عالی گلف را به کار ببرند و اتفاقات عالی و بی‌نظیری را که در طی روز رخ می‌دهد، در نظر بیاورند.
این فکر را در بسیاری از رویکرد‌ها ی ما در زندگی و کار مقایسه کنید. به جای تمرکز بر اتفاق خوبی که هر روز برای ما رخ می‌دهد ما اغلب دربارهٔ صد اتفاق بدی که برایمان پیش آید فکر می‌کنیم. به جای تفکر دربارهٔ موفقیت‌هایمان بار‌ها و بار‌ها به شکست‌هایمان فکر می‌کنیم. تعجبی ندارد که بسیاری از ما در زندگی و کار عقب نشینی می‌کنیم.
نکته این است که شبیه یک گلف باز فکر کنید و یک مکالمهٔ عالی را به یاد بیاورید، آنی که به ملاقاتتان انرژی می‌دهد، آنی که باعث پیشرفتتان شده بود یا لحظهٔ خاصی که لبخند زدید، خندیدید و هلهله کشیدید.
مهم نیست روز‌هایتان چقدر سخت می‌گذرد همیشه لحظهٔ مثبتی وجود دارد که می‌توانیم برای تمرکز انتخاب کنیم. نکته به یاد آوردن آنهاست، تمرکز بر آن‌ها و خو گرفتن به آنهاست. اجازه دهید آن‌ها الهام بخش شما شوند تا هر روز همانند یک گلف باز فکر کنید. ازاشتباهات زندگیتان درس بگیرید ولی بر موفقیت‌هایتان تمرکز کنید.
مطمئن باشید روزهایی پیش می‌آید که می‌خواهید تسلیم شوید ولی خاطرهٔ موفقیت و تجربیات مثبت شما را ترغیب می‌کند دوباره و دوباره برگردید. اشتباه‌تان را فراموش کنید و آنی را که درست است به یاد سپارید. به لحظاتی در زندگیتان که عالیترین اوقات را داشته‌اید فکر کنید و با انرژی مثبت، شادی و موفقیت سرخوش شوید!

یک تیم مثبت بسازید

هیچ کس نمی‌تواند به تنهایی یک زندگی موفق و شاد داشته باشد. ما همه برای رسیدن به موفقیت به حمایت، انرژی و عشق نیاز داریم. به همین دلیل است که تشخیص افرادی در محفل دوستان، همکاران و خانواده، آنهایی که به جای کمک به ما به ویرانی زندگی‌هایمان کمک می‌کنند و می‌توانند امید‌ها و رویا‌ها ی ما را خراب کنند و انرژیمان را تحلیل برند بسیار مهم است.
مثبت بودن را زندگی کنید و در اصول روزانه‌تان به کار ببندید. تلفیق انرژی مثبت در فرهنگ، سیستم و عملکرد‌هایتان بسیار مهم است. تحقیقات فراوانی نشان داده است که افراد مثبت و تیم مثبت نتایج مثبت و عالی تری خلق می‌کنند. در کتاب اتوبوسی به نام انرژی؛ با ده قانون برای بالا بردن انرژی مثبت در زندگی، شغل و کار گروهی آشنا می‌شوید.
هر کسی هنگامی که از طرف تیم مثبت و حمایتگری حمایت شود به سطح بالا تری از عملکرد می‌رسد. حالا به این موضوع فکر کنید که اعضای تیمتان چه کسانی هستند؟ سپس از خودتان بپرسید، من می‌خواهم چه کسانی در تیمم همراهم باشند و چه کسانی از آن خارج شوند؟ چه کسانی انرژی مرا بالا می‌برند و چه کسانی باعث تحلیل انرژی‌ام می‌شوند؟ چه کسانی کمک می‌کنند در بازی زندگی برنده شویم و چه کسانی موفقیتتان را خراب می‌کنند؟ چه کسانی به شما کمک می‌کنند بهترین‌های خودتان را نشان دهید و شما به چه کسانی کمک می‌کنید بهترین‌هایشان را نشان دهند؟
حالا زمان دوباره سازی تیمتان است. تیمی متشکل از دوستان، خانواده و همکارانی بسازید تا از شما حمایت کنند، مشوقتان باشند و باعث نشاطتان شوند. به آن‌ها از هدف‌هایتان بگویید و حمایتشان را بخواهید. بپرسید چطور می‌توانید در زندگی و کار حمایتگرشان باشید. اعضای تیم باید به یکدیگر کمک کنند تا تبادل انرژی مثبت وجود داشته باشد. زمانی که اعضای تیم دلخواه‌تان را تشکیل دادید، به طور مرتب اعضای آن را با انرژی مثبت تقویت کنید و اوج گرفتن آن‌ها را در موفقیت و خوشبختی تماشا کنید.