قانون ۱۱

من هر آن‌چه را که بخواهم در زندگی به‌دست می‌آورم… من شجاعت خواستن را دارم.
من با درخواست چیزی را از دست نمی‌دهم.

اگر «نه» بشنوم، سخت‌تر از قبل که نمی‌شود.

اگر «بله» بشنوم آن‌گاه جشن خواهم گرفت و می‌آموزم بیشتر انتظار شنیدن «بله» را داشته باشم.

در باغچه افکار، داستانی درباره ی قانون جذب

لسلی هاوس هولدر

نشر پردیس دانش

کتاب را از این جا می توانید تهیه کنید

شکوفایی

تجربیاتم اشاره ی واضحی ای از افکارم است.
همان که می کارید درو می کنید.
افکار مثبت بکارید،
موفقیت شکوفا می شود.

در باغچه افکار: داستانی درباره ی قانون جذب

لسلی هاوس هولدر

قانون ۸ و قانون ۹

شک نه، ترس نه! درواقع آن برای من خوب نیست.
ترس و شک احساساتی هستند که می‌توانند من را در هماهنگی با خیلی چیزهایی که ازشان می‌ترسم نگه دارند. من رهاکردن ترس و افکار شک‌برانگیز را انتخاب می‌کنم چون آن‌ها تصویرهای ذهنی شرایطی هستند که شاید هرگز رخ ندهد. اصلاً چرا بخواهم انرژی ذهنی‌ام را برای چیزی که نمی‌خواهم تلف کنم؟

چقدر دلم می‌خواهد خردمند باشم؟
من انتظار دارم برای به‌دست آوردن خردمندی فداکاری کنم. من مشتاقانه فداکاری‌های لازم را انجام می‌دهم چون می‌دانم ارزش‌اش را دارد. شاید خردمندی تنها چیزی باشد که هنگام مرگ با خود به‌همراه دارم. سرمایه‌گذاری در دانشم مزیت‌های بزرگی دارد.

قانون ۷

هنگامی که انتخابی دارم، باور را انتخاب می‌کنم.
باور برای من ضرری ندارد.

اگر اشتباه کنم، هنگام مواجه با آن روبه‌رو خواهم شد.

در این ضمن، با باور چیزی برای از دست‌دادن ندارم.

من باور کردن را انتخاب می‌کنم.

این یک انتخاب است.

قانون ۶

در ادامه قوانین مطرح شده در کتابهای در باغچه افکار ودروازه ای به هوشمندی لسلی هاوس هولدر؛

شرایطم هرچه باشد، من همیشه افکارم را انتخاب می‌کنم.
هنگامی که باور کنم تنها وفور نعمت وجود دارد، چشم‌هام برای دیدن راه‌حل‌ها و فرصت‌ها، اگرچه از دیدم پنهان باشند، باز می‌شود.

انتظار دارم آن‌چه را در جست‌وجوش هستم پیدا کنم.

ادامه‌دادن طرز فکری که در واقع راهم را روشن می‌کند به انتخاب من است.

بدون توقع راه در تاریکی مخفی می‌ماند.

قانون ۳

می دانم هیچ مانعی آنقدر بزرگ نیست که راهی برای موفقیت من پیدا نشود.
همیشه راهی وجود دارد. اگر بتوانم آن را در ذهنم ببینم و اگر آن عامل تخطی به حریم شخصی دیگر نباشد، پس ممکن می شود.
تا زمانی که راهی پیدا کنم تسلیم نمی شوم.

قانون ۲


می دانم که افکار همانند امواج رادیویی از ذهنم بیرون می آید و

باعث می شود به خواسته هایم دست یابم.

من لذت موفقیت را در ذهنم احساس می کنم.

همین حالا هم پیروزی را احساس می کنم و

می دانم این افکار سازنده،

سربازان کوچکی هستند که برای مبارزه در جلوی من می جنگند.

آنها مسیر را آماده می کنند.

استخراج شده از کتابهای در باغچه افکار و دروازه ای به هوشمندی

کتابها را می توانید از این جا تهیه کنید.

قانون ۱

نکات بعدی را استخراج شده از کتاب در باغچه افکار و دروازه ای به هوشمندی بخوانید و ببینید چه نکاتی برایتان جدید است. از خودتان بپرسید آیا از این قوانین پیروی می کنید یا خیر و چگونه باید آگاهانه افکارتان را انتخاب کرده و ذهن تان را بر مبنای درست هدایت کنید.
کتاب ها را بخوانید و در عمل کاربرد اصول را دنبال کرده و متوجه شوید هنگامی که فعالانه افکار از ذهنتان عبور می کند چگونه احساساتی که قدرت تولید دارد را به وجود می آورد.
حالا قبل از شروع این اطلاعات را برای خودتان مشخص کنید.
چه چیزی از زندگی تان می خواهید؟
در حالی که قوانین را می خوانید، به طور خاصی درباره ی چیزهایی که مشخص کرده اید فکر کنید. ببینید کدام قانون طبیعت دوم شما است یا در کدام قانون باید بیشتر کار کنید. اگر با این قوانین زندگی کنید، موفقیتتان قابل پیش بینی است.
فقط خواندن لیست قدرت تغییر زندگی تان را نمی دهد. حتماً کتابها را بخوانید و از تجربه ریچارد استفاده کنید. اغلب قبل از آنکه عادات فدیمی مان را کنار بزنیم، نیاز به یک تجربه ی احساسی داریم. بهتان می گویم چطور می توانید یک رویداد احساسی که این قوانین را در درونتان جا دهد تجربه کنید.
آماده ی قوانین هستید؟ بفرمایید!
قانون ۱
من تصمیم می گیرم چه می خواهم.
زمانی را برای تصمیم گیری دقیق چه می خواهم و چرایش صرف خواهم کرد. همه ی جواب ها یی که شاید غیر ممکن به نظر آید و همه ی جواب هایی که فکر می کنم شاید شکست بخورد را کنار می گذارم و به خودم اجازه می دهد تصویر جدید و خارق العاده ای از زندگی ام تصور کنم.

کتابها را می توانید از این سایت تهیه کنید.

لسلی هاوس هولدر

نامم لسلی هاوس هولدر است و خوشحالم که ایده های قدرتمندی که زندگی خودم را به طور خارق العاده ای تغییر داد با شما در میان می گذارم.

تقریباً یک دهه قبل من و شوهرم به سختی می توانستیم دخل و خرجمان را با هم جور کنیم.( نمی خواهم شما را با این داستان ها خسته کنم.) با این وجود، ما می خواستیم والدینی تمام وقت برای هفت فرزندانمان باشیم. احساس می کردم برای تربیت کوچولوهای با ارزش مان باید وقت بیشتری را در خانه با آنها باشم.
می دانید که اداره ی خانواده ای با این جمعیت این روزها با این وضعیت اقتصادی چقدر سخت است،.حالا ما را در این شرایط با وضعیت مالی بدمان در نظر بگیرید.
با این حال تصور می کردیم راهی وجود دارد. بنابراین هفت سال از زندگی مان را در بیش از صدها سمینارشرکت کردیم و همه چیز را درباره ی تمرینات کسب و کار، رسیدن به روانشناسی موفقیت، مهارت های ارتباطات و استراتژی های فروش… آموختیم.
ولی چیزی در زندگی مان تغییر نکرد. حتی زمانی که عملکردهایمان تغییر می کرد، نتایج همان بود. بعد از گذشت این همه سال و صرف آن همه پول برای تقویت شخصیت مان، درست است کمی پول بیشتری در می آوردیم و راحتی بیشتری در زندگی داشتیم… ولی هنوز زندگی مان متکی به چک حقوق هر ماهمان و همواره زیر بار قرض بودیم.
همچنان در سمینارها شرکت می کردیم. چون می دانستیم اگرچه از نتایجمان ناامید هستیم، هر سمینار امید تازه ای به ما داد و سوخت لازم برای ادامه تلاش مان را تامین می کرد. هر بار چیزی جدید می آموختیم و می دانستیم برای ما خوب است … ولی از همه ی این ها خسته شده بودم.

تصمیم گرفتیم در آخرین سمینار نیز شرکت کنیم و دیگر هیچ. ساک هایمان را بستیم، جا رزرو کردیم و یک بار دیگر کمی به قرض هایمان افزودیم.
به طرز جالبی، این سمینار همه ی تفاوت ها را به وجود آورد.یادم می آید فقط به شوهرم نگاه می کردم، هر دو دهانمان از تعجب باز مانده بود.” پس دنیا اینطور کار می کند؟ “حیرت زده بودیم.

در حالی که در هر کدام از سمینارهای قبلی درباره ی تفکر مثبت صحبت می شد، این یکی توضیح می داد که چرا تفکر مثبت مهم است و واقعاً چه چیزی پشت همه ی این مراحل اتفاق می افتد.
آن جلسه نمی گفت: “هورا، می توانی انجامش دهی.” آن جلسه ای بود حاوی اطلاعاتی که باعث می شد درک کنم چرا آگاهی مهم است و چطور حقیقت می تواند با بیش از یک راه کمک کند موفق شوی.
در طی سه یا چهار ماه آگاهانه افکارمان را بر طبق “قوانین” انتخاب کردیم، درآمد ماهانه مان سه برابر شد.
درست بعد از اینکه چرایش را فهمیدیم همه ی این اتفاق ها رخ داد. چه چیزی تغییر کرده بود؟ کاری را متفاوت انجام داده بودیم؟
در واقع تفاوت، نتیجه تفکر متفاوت بود. ما اموختیم که به طور درستی هدف هایمان را تنظیم کنیم و با دانستن اینکه حتماً به هدف مان می رسیم، چطور آرامش داشته باشیم. یاد گرفتیم زمانی که همه چیز در حال ویران شدن است، چطور فکر کنیم. آموختیم نگرانی واقعاً چیست و چطور می توانیم هنگامی که احساس نگرانی کردیم انگیزه پیدا کنیم.
این ۱۹ قانون را بر اساس کتابهایم در باغچه افکار و دروازه ای به هوشمندی نوشته ام. حتماً خواندن این کتابها که اساسشان قانون جذب است کمک می کند هر چه بهتر با ما همگام شوید و درک بهتری از اصول داشته باشید.

این ۱۹ قانون شما را با اصول مهمی از تفکر مثبت اشنا می کند. با تعدادی از آنها قبلاً در کتاب راز تا حدی اشنا شده اید، تعدادی شاید به نظر تان کلیشه ای رسد. ولی برای شخصی که قوانین را جدی بیرد و به کارشان ببرد، اتفاقات خارق العاده ای توسط قوانین می افتد.
برای هضم هر کدام ازاین موارد وقت بگذارید. تغییر تفکرتان می تواند کار سختی باشد و نیاز به انرژی زیادی دارد. ولی هرگز به اندازه ی گذراندن کل زندگی تان، در حالی که تحت تاثیر شرایط اطرافتان هستید، سخت نیست.

 

کتابها را می توانید از این سایت تهیه کنید.